پروین: فساد، فوتبال ایران را از بین برده؛ به هر سمتی می‌پیچید فساد است!

[ad_1]

گروه ورزشی: پیشکسوت فوتبال ایران گفت: چرا کسی سراغ مدیران قبلی نمی‌رود تا اگر مشکل و خلافی دارند آنها را مورد بازخواست قرار دهند و همه چیز را به مردم بگویند.

علی پروین در مراسم ختم پرویز ابوطالب، پیشکسوت فوتبال کشورمان گفت: ابوطالب زحمات زیادی در فوتبال ما کشیده و تمام بازیکنان مطرح فوتبال ما شاگرد او بودند. امیدوارم مسئولان ما به این افراد بها بدهند تا بازیکن سالاری نباشد و بازیکن بسازند و دنبال بازیکن 5 میلیاردی نروند. روزی که کلنگ زمین راه‌آهن را زدند من آنحا بودم، اما امروز فقط یک اسم از راه‌آهن مانده است. چرا باید اینطور باشد؟ این باشگاه‌ها را دست کسی بدهند که بتواند حداقل چهار بازیکن و مربی بسازد. راه‌آهن و بانک ملی تیم‌هایی بودند که تمام بازیکنان مطرح ایران از این دو تیم آمدند. تا جایی که می‌دانم ابوطالب نزدیک 500 بازیکن ملی تحویل کشور داد. وی در مورد حال و روز این روزهای فوتبال تهران تصریح کرد: فوتبال تهران الآن فقط حرف است و چیز دیگری نمانده است. فقط استقلال و پرسپولیس مانده، در شهرستان هم سپاهان و چند تیم دیگر. فوتبالی در کار نیست. هیچ جای دنیا یک باشگاه چهار مدیرعامل در یک سال عوض نمی‌کند، یا هیچ جا نمی‌بینید فدراسیون فوتبالش را وسط کار رها کنند و بروند. این که نشد فوتبال،‌ بعد هم هیچ کس به داد فوتبال نمی‌رسد، چرا با این اتفاقاتی که افتاده یک نفر سراغ‌ افراد قبلی نمی‌رود که اگر مشکل و خلافی دارند، آنها را بگیرند؟ چرا این کار را نمی‌کنند؟ چرا یک نفر را زیر سوال نمی‌برند؟ من همه مدیران را می‌گویم، چرا مدیرانی که خلاف می‌کنند را نمی‌گیرند و برای مردم روشن نمی‌کنند؟  همینطور که الان اسامی خلافکارها را اعلام می‌کنند، اسامی اینها را هم بگویند. چرا یک مدیرعامل هفت، هشت ماه می‌آید و بعدش نیست؟ چرا با او برخورد نمی‌کنند؟ پیشکسوت فوتبال ایران در مورد پرونده مارک ویلموتس عنوان کرد: زیاد دنبال آن نیستم!

وی درباره مشکلات فدراسیون فوتبال تصریح کرد: یک «کننده کار» باید در فوتبال باشد که چنین کسی در کار نیست؛ البته نبی کمی، به کار آگاه است. فساد در حال از بین بردن فوتبال است و رویم نشد بگویم از بین برده است. نمی‌دانم چه کسی باید به داد این شرایط برسد. پیشکسوت فوتبال ایران با بیان اینکه کسی به حرف امثال او و محمد دادکان توجه نمی‌کند، خاطرنشان کرد: وضعیت استقلال و پرسپولیس را ببینید. می‌گویند این دو تیم را به ما بدهید و ما 100 میلیارد تومان بدهی را می‌پذیریم، اما این کار را نمی‌کنند. به نظر شما چرا این اتفاق می‌افتد؟ می‌خواهند این دو تیم همیشه در حاشیه باشند تا منافع خود را ببرند. خصوصی‌سازی هم «کشک» است. پروین در خصوص شایعه‌ای مبنی بر حضور او در هیئت‌مدیره باشگاه پرسپولیس اظهار داشت: جای ما در هیئت‌مدیره نیست. به نظر شما چرا علی دایی، محمد مایلی‌کهن و محمد دادکان نباید رئیس فدراسیون فوتبال باشند؟ چرا علی کریمی باید در خانه باشد؟ فوتبالی‌ها باید به فوتبال بیایند. نه فقط ما، بلکه اگر از باشگاه استقلال هم وارد عرصه شوند، ما از آنها حمایت می‌کنیم تا فساد را کم کنیم. چون نمی‌توانیم آن را از بین ببریم. به هر سمتی می‌پیچید فساد است.

سرمربی پیشین تیم ملی فوتبال ایران بیان اینکه چرا باید سالی 100 میلیارد هزینه دو باشگاه پرسپولیس و استقلال شود، گفت: در همین زمین‌ها بازیکنان آینده فوتبال درست می‌شوند. مربی نباید هر سال بگوید 2-3 بازیکن چند میلیاردی برای تیمش جذب کنند. تیم‌ها یک سال هم قهرمان نشوند، اما بیایند از بازیکنان جوانان و امیدهای این تیم‌ها استفاده کنند. الان ببینید در تیم‌های پایه پرسپولیس پنج ماه است که یک ریال پول نگرفته‌اند و حتی پول آب معدنی هم ندارند. اگر سالی یکی دو میلیارد تومان هزینه تیم‌های پایه کرده و سالی دو بازیکن امید به تیم بزرگسالان‌شان اضافه کنند، دیگر احتیاجی به جذب بازیکن هفت میلیاردی برای این دو باشگاه نیست. پروین در پاسخ به این سوال که چرا هیچ یک از اعضای فدراسیون فوتبال در مراسم ختم پرویز ابوطالب شرکت نکرده‌اند، گفت: نمی‌دانم از این افراد دعوتی شده است یا نه، اما حتماً باید از فدراسیون فوتبال در این مراسم شرکت می‌کردند.

[ad_2]

Source link

اعتراض ونزوئلا به دستگیری تاجر راهی ایران

[ad_1]

الکس ساب روز ۲۳ خرداد در دماغه سبز، در حالی بازداشت شده که هواپیمای حامل او از ونزوئلا در راه ایران، در این مجمع‌الجزایر شمال غرب آفریقا، در حال سوخت‌گیری بود. نیکول ناواس اکسمن، سخنگوی دادگستری ایالات متحده، تأیید کرده است که ساب در پی هشدار قرمز پلیس بین‌الملل در دماغه سبز بازداشت شده است. دولت ونزوئلا بازداشت این فرد را یک عمل «غیرقانونی تجاوزکارانه» توصیف کرده است. خبرگزاری آسوشیتدپرس با ذکر این خبر می‌نویسد که دستگیری الکس ساب در راه سفر به ایران ضربه بزرگی به دولت نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، به‌شمار می‌آید، زیرا مقامات آمریکایی معتقدند که او از رازهای زیادی از مسائل مالی دولت مادورو خبردار است. مقامات آمریکایی می‌گویند که الکس ساب در قضیه «فسادهای مالی چند میلیون دلاری» در قراردادهای دولتی بین رهبر ونزوئلا، خانواده او و مقام‌های اصلی دولتش نقشی کلیدی دارد.

مقام‌های آمریکایی از سال‌ها پیش به دنبال دست یافتن به الکس ساب بودند و هنوز مشخص نیست که چگونه موفق به دستگیری کردن او شده‌اند. گزارش‌ها در مورد بازداشت الکس ساب در راه ایران در حالی منتشر می‌شود که اخیراً تهران به این کشور آمریکای لاتین نفت ارسال کرده است؛ آنچه خود با واکنش تند واشینگتن روبه‌رو شده ‌است. در خرداد ماه چند نفتکش ایرانی صدها هزار بشکه بنزین و فرآورده‌های سوختی را به ونزوئلا منتقل کردند. خود مادورو پس از رسیدن نفتکش‌ها گفته بود، به زودی برای بستن قراردادهای جدید به تهران سفر خواهد کرد.

 

مخالفان مادورو می‌گویند پول فرآورده‌های سوختی با طلا و شرکت‌های کاغذی تحت کنترل الکس ساب پرداخت می‌شود. دولت ونزوئلا که می‌گوید او برای «خرید غذا و نیازمندی‌های درمانی» راهی سفر بوده به شدت به دستگیری او اعتراض کرده و در بیانیه‌ای که شامگاه شنبه منتشر کرده است مدعی است حکم بازداشت پلیس بین‌الملل برای الکس ساب یک روز پس از دستگیری او «صادر شده» و این «نقض هنجارهای بین‌المللی و قوانین مصونیت دیپلماتیک است.» دولت ونزوئلا در این بیانیه گفته است که از تمامی اقدامات قانونی و دیپلماتیک برای آزادی الکس ساب فروگذار نخواهد کرد. بنابراین گزارش نزدیکترین سفیر دولت مادورو به دماغه سبز سفیر این کشور در سنگال است اما به خاطر محدودیت‌های مرتبط با بحران کرونا موفق به حضور در محل دست‌گیری نشده‌است. استیون منوچین، وزیر خزانه‌داری آمریکا، می‌گوید که الکس ساب با افراد حلقه نزدیک به مادورو «با مدیریت شبکه‌ای گسترده از فساد، بی‌شرمانه از مردم گرسنه این کشور بهره‌کشی می‌کنند.»

 

به گفته او افراد این شبکه «از غذا به عنوان حربه‌ای برای کنترل اجتماعی، پاداش دادن به حامیان سیاسی و تنبیه مخالفان استفاده می‌کنند و در جریان این کار صدها میلیون دلار هم با ترفندهای مختلف به جیب می‌زنند.» آمریکا و دماغه سبز توافقی برای استرداد مظنونان و متهمان ندارند و وضعیت پیش‌روی الکس ساب هنوز روشن نیست. بازداشت الکس ساب با استقبال خوان گوایدو، رهبر مخالفان ونزوئلا، روبه‌رو شده‌است. گوایدو از سوی ایالات متحده و ده‌ها کشور دیگر به‌عنوان رئیس‌جمهوری موقت ونزوئلا به رسمیت شناخته می‌شود.

[ad_2]

Source link

پروین: فساد، فوتبال ایران را از بین برده است

[ad_1]

گروه ورزشی: پیشکسوت فوتبال ایران گفت: چرا کسی سراغ مدیران قبلی نمی‌رود تا اگر مشکل و خلافی دارند آنها را مورد بازخواست قرار دهند و همه چیز را به مردم بگویند.

علی پروین در مراسم ختم پرویز ابوطالب، پیشکسوت فوتبال کشورمان گفت: ابوطالب زحمات زیادی در فوتبال ما کشیده و تمام بازیکنان مطرح فوتبال ما شاگرد او بودند. امیدوارم مسئولان ما به این افراد بها بدهند تا بازیکن سالاری نباشد و بازیکن بسازند و دنبال بازیکن 5 میلیاردی نروند. روزی که کلنگ زمین راه‌آهن را زدند من آنحا بودم، اما امروز فقط یک اسم از راه‌آهن مانده است. چرا باید اینطور باشد؟ این باشگاه‌ها را دست کسی بدهند که بتواند حداقل چهار بازیکن و مربی بسازد. راه‌آهن و بانک ملی تیم‌هایی بودند که تمام بازیکنان مطرح ایران از این دو تیم آمدند. تا جایی که می‌دانم ابوطالب نزدیک 500 بازیکن ملی تحویل کشور داد. وی در مورد حال و روز این روزهای فوتبال تهران تصریح کرد: فوتبال تهران الآن فقط حرف است و چیز دیگری نمانده است. فقط استقلال و پرسپولیس مانده، در شهرستان هم سپاهان و چند تیم دیگر. فوتبالی در کار نیست. هیچ جای دنیا یک باشگاه چهار مدیرعامل در یک سال عوض نمی‌کند، یا هیچ جا نمی‌بینید فدراسیون فوتبالش را وسط کار رها کنند و بروند. این که نشد فوتبال،‌ بعد هم هیچ کس به داد فوتبال نمی‌رسد، چرا با این اتفاقاتی که افتاده یک نفر سراغ‌ افراد قبلی نمی‌رود که اگر مشکل و خلافی دارند، آنها را بگیرند؟ چرا این کار را نمی‌کنند؟ چرا یک نفر را زیر سوال نمی‌برند؟ من همه مدیران را می‌گویم، چرا مدیرانی که خلاف می‌کنند را نمی‌گیرند و برای مردم روشن نمی‌کنند؟  همینطور که الان اسامی خلافکارها را اعلام می‌کنند، اسامی اینها را هم بگویند. چرا یک مدیرعامل هفت، هشت ماه می‌آید و بعدش نیست؟ چرا با او برخورد نمی‌کنند؟ پیشکسوت فوتبال ایران در مورد پرونده مارک ویلموتس عنوان کرد: زیاد دنبال آن نیستم!

وی درباره مشکلات فدراسیون فوتبال تصریح کرد: یک «کننده کار» باید در فوتبال باشد که چنین کسی در کار نیست؛ البته نبی کمی، به کار آگاه است. فساد در حال از بین بردن فوتبال است و رویم نشد بگویم از بین برده است. نمی‌دانم چه کسی باید به داد این شرایط برسد. پیشکسوت فوتبال ایران با بیان اینکه کسی به حرف امثال او و محمد دادکان توجه نمی‌کند، خاطرنشان کرد: وضعیت استقلال و پرسپولیس را ببینید. می‌گویند این دو تیم را به ما بدهید و ما 100 میلیارد تومان بدهی را می‌پذیریم، اما این کار را نمی‌کنند. به نظر شما چرا این اتفاق می‌افتد؟ می‌خواهند این دو تیم همیشه در حاشیه باشند تا منافع خود را ببرند. خصوصی‌سازی هم «کشک» است. پروین در خصوص شایعه‌ای مبنی بر حضور او در هیئت‌مدیره باشگاه پرسپولیس اظهار داشت: جای ما در هیئت‌مدیره نیست. به نظر شما چرا علی دایی، محمد مایلی‌کهن و محمد دادکان نباید رئیس فدراسیون فوتبال باشند؟ چرا علی کریمی باید در خانه باشد؟ فوتبالی‌ها باید به فوتبال بیایند. نه فقط ما، بلکه اگر از باشگاه استقلال هم وارد عرصه شوند، ما از آنها حمایت می‌کنیم تا فساد را کم کنیم. چون نمی‌توانیم آن را از بین ببریم. به هر سمتی می‌پیچید فساد است.

سرمربی پیشین تیم ملی فوتبال ایران بیان اینکه چرا باید سالی 100 میلیارد هزینه دو باشگاه پرسپولیس و استقلال شود، گفت: در همین زمین‌ها بازیکنان آینده فوتبال درست می‌شوند. مربی نباید هر سال بگوید 2-3 بازیکن چند میلیاردی برای تیمش جذب کنند. تیم‌ها یک سال هم قهرمان نشوند، اما بیایند از بازیکنان جوانان و امیدهای این تیم‌ها استفاده کنند. الان ببینید در تیم‌های پایه پرسپولیس پنج ماه است که یک ریال پول نگرفته‌اند و حتی پول آب معدنی هم ندارند. اگر سالی یکی دو میلیارد تومان هزینه تیم‌های پایه کرده و سالی دو بازیکن امید به تیم بزرگسالان‌شان اضافه کنند، دیگر احتیاجی به جذب بازیکن هفت میلیاردی برای این دو باشگاه نیست. پروین در پاسخ به این سوال که چرا هیچ یک از اعضای فدراسیون فوتبال در مراسم ختم پرویز ابوطالب شرکت نکرده‌اند، گفت: نمی‌دانم از این افراد دعوتی شده است یا نه، اما حتماً باید از فدراسیون فوتبال در این مراسم شرکت می‌کردند.

[ad_2]

Source link

درب کرکره پارکینگ و آرام بند درب حیاط

[ad_1]

بالا بردن امنیت آپارتمان های مسکونی و اداری
جهت بالا بردن امنیت درب های ورودی ساختمان ها ابتدا باید با انواع ساختمان آشنا شویم.
1.ساختمان های جنوبی و غربی
2.ساختمان های شمالی و شرقی
تفاوت ای دو نوع ساختمان در وجود حیاط ساختمان در جلو و یا پشت ساختمان است.
اگر ساختمان شما جنوبی و یا غربی باشد ، حیاط آن پشت می باشد و جهت افزایش ایمنی لازم است آرام بند درب ورودی به درب نفر روی آن نصب کنید.
ولی اگر ساختمان شما شمالی ، شرقی باشد ، حیاط آن جلو می باشد و جهت افزایش ایمنی لازم است علاوه بر آرام بند درب حیاط ، درب کرکره ای پارکینگ نیز نصب شود تا سارقان نتوانند از داخل حیاط به محل پارک خودروها دسترسی داشته باشند.
در ادامه به ترتیب ابتدا با آرام بند وروردی آشنا می شوید و سپس مشخصات و قیمت درب کرکره ای پارکنگ  شرح داده خواهد شد.
 
آرام بند درب ورودی
اگر ساختمان جنوبی /غربی باشد ، دقیقاً بالای درب نفررو واحد آپارتمانی واقع شده است و بهتر است آرام بندی خریداری شود که با کمترین صدا در را ببندد.
پس اگر شما از قفل برقی یوتاب ، سیزا ، کاویان و … استفاده کرده اید بهتر است از آرام بند های 3 مرجله ای دارای ضربه نهایی استفاده کنید تا با صدای کمتری در بسته شود.
ولی اگر ساختمان شما شمالی /شرقی است ، بین درب حیاط و واحد های آپارتمانی ، یک حیاط واقع شده است و اندکی فاصله بیشتر است و در نتیجه خرید آرام بند های 2 مرحله ای نیز چندان مشکل ساز نیست.


توجه داشته باشید برای به حداکثر رساندن ایمنی ساختمانهای شمالی و شرقی بهتر است علاوه بر درب حیاط ، به ورودی لابی نیز آرام بند و قفل مناسب متصل شود تا در صورتی که دزدها به هر شکلی وارد حیاط شدند ، نتوانند وارد ساختمان بشوند.

قیمت آرام بند درب ، برای درهای دارای قفل برقی گران تر است ، زیرا ناچار هستند از جک های سه مرحله ای خریداری نمایند.

 

درب کرکره برقی پارکینگ

برای ساختمان های جنوبی و غربی معمولاً کرکره برقی بعنوان درب اصلی ورودی از کوچه نصب می شود.

ولی برای ساختمانهای شمالی و شرقی معمولاً ابتدا یک درب لولایی از کوچه به داخل پارکینگ باز می شود و سپس برای امنیت بیشتر ، یک درب کرکره ای نیز ریز پیلوت ساختمان و جهت ورود به فضا و محوطه پارک خودروها نصب می شود.

قیمت کرکره برقی چه برای ساختمان شمالی ، جنوبی ، شرقی و غربی باشد تفاون خاصی با یکدیگر ندارد و می توانید از طریق شماره تلفن پایین استعلام قیمت بگیرید:



تماس :  02191024104

نکته ای که درباره کرکره برقی دربهای شمالی ، شرقی باید اشاره کنیم این است که می توان با قرار دادن یک مدار گیرنده خاص داخل باکس کنترلی جک پارکینگ ، هر دو درب پارکینگ را با یک ریموت باز و بسته نمود.

مثلاً با زدن کلید 1 ریموت جک درب لولایی فرمان بگیرد و با زدن کلید 2 ریموت کرکره برقی فرمان بگیرد.

اگر مدار گیرنده خاص جک پارکینگی را خریداری نکنید ، ناچار هستید از 2 عدد ریموت کنترل استفاده کنید که با یکی در کوچه و با دیگری کرکره رمپ یا پایلوت را حرکت دهید.

خرابی کرکره برقی پارکینگ

با توجه به تجربه مهندسین دیدبان ، قیمت و خرابی و جاگیری کرکره برقی پارکینگ بسیار کم تر از جک های برقی پارکینگ بهمراه درب اهنی است و از هر نظر که فکرشو کنید نصب کرکره برقی برای درب دوم و اول پارکینگ کاملاً توجیح فنی و اقتصادی دارد.

 

[ad_2]

Source link

چطور در کوهنوردی دچار گرمازدگی نشویم؟

[ad_1]

بهرام حسینی بااشاره به افزایش آمار صعودهای انفرادی و گروهی در فصل تابستان، اظهار کرد: یکی از خطراتی که معمولا در این فصل از سال کوهنوردان را تهدید می‌کند، خطر گرمازدگی است.وی بابیان اینکه کوهنوردان برای جلوگیری از دچار شدن به گرمازدگی باید برخی نکات و اصول را رعایت کنند، افزود: استفاده از کلاه آفتابگیر که سر و گردن کوهنورد را می‌پوشاند، از جمله نکاتی است که کوهنوردان در صعودهای تابستانی باید آن را رعایت کنند.
این مربی کوهنوردی تصریح کرد: به کوهنوردان توصیه می‌شود در صعودهای فصل گرم از لباس‌های نخی استفاده کنند که دارای رنگ های روشن باشد. همچنین از پوشیدن لباسهایی که آستین کوتاهی دارند خودداری کنند تا پوست دستشان دچار سوختگی نشود و از تشعشات مضر آفتاب هم در امان بمانند.وی بر لزوم استفاده از عینک استاندارد مخصوص کوهنوردی در صعودهای این فصل هم تاکید کرد و گفت: عینکی که کوهنوردان برای صعود استفاده می‌کنند، علاوه بر اینکه باید استاندارد باشد، قاب آن بگونه ای باشد که اطراف چشم را هم کاملا بپوشاند تا چشم آنها دچار آسیب نشود.حسینی در ادامه بابیان اینکه کوهنوردان برای اینکه دچار گرمازدگی نشوند نباید در هر ساعتی از روز به کوه بروند، اعلام کرد: برای کسانی که بصورت حرفه ای کوهنوردی می‌کنند و صعودهای بلندی همانند صعود به “پرآو” را دارند، بهترین زمان برای کوهنوردی هنگام شب، آن هم با حضور مربی و راهنما است.وی تصریح کرد: توصیه می شود افراد مبتدی هم که عموما به کوه های تاق بستان و فرخشاد صعود دارند، صبح زود به کوه بروند، بگونه ای که تا قبل از ظهر و گرم شدن هوا دوباره پایین کوه باشند.

این پیشکسوت کوهنوردی در خصوص نوع تغذیه کوهنوردان در صعودهای فصل گرم هم گفت: بهتر است کوهنوردان از غذاهای فاسد شدنی برای این صعودها پرهیز کنند و غذاهایی که قرار است با خود به همراه داشته باشند را از یک روز قبل داخل فریزر قرار دهند.وی یادآورشد: مصرف برخی غذاها مثل سالاد الویه که در صعودهای فصل سرد استفاده می‌شود نباید در صعودهای فصل گرم مصرف شود، چرا که مسمومیت شدیدی برای کوهنوردان به همراه دارد.حسینی درباره مصرف آب در این صعودها هم اظهار کرد: کوهنوردان بهتر است از نوشیدن آبمیوه های مصنوعی در صعودهای فصل گرم اجتناب کرده و بیشتر آب یا شربت های به لیمو و خاکشیر با میزان قند پایین بنوشند.وی با تاکید بر لزوم مدیریت مصرف آب در کوهنوردی های تابستانی، تصریح کرد: اگر حین صعود مدیریتی در مصرف آب انجام نگیرد، ذخیره آب کوهنورد قبل از اتمام برنامه تمام شده و با مشکل مواجه می‌شود.این مربی کوهنوردی در پاسخ به اینکه اگر فردی در صعودهای فصل گرم دچار گرمازدگی شد چکار باید کرد، گفت: در چنین مواقعی بهتر است فرد گرما زده را در سایه ای قرار داده و دستمال خیسی روی دست‌ها، پاها و پیشانیش گذاشته شود تا دمای بدن فرد پایین بیاید.وی افزود: همچنین باید بصورت مداوم به فرد گرما زده آب نوشانده شود و تا هنگامی که گرمای هوا غلبه دارد، نسبت به پایین آوردنش از بالای کوه اقدامی انجام نگیرد.

[ad_2]

Source link

«جیمز باند» جدید همراه با «شکرگزاری» می‌آید

[ad_1]

گروه فرهنگی: فیلم جدید «جیمز باند» با عنوان «زمانی برای مردن نیست» زودتر از موعد تعیین شده و همزمان با تعطیلات عید شکرگزاری، در آمریکا روی پرده می‌رود.

«زمانی برای مردن نیست» ۵ روز زودتر از موعد تعیین شده در آمریکا اکران می‌شود.توییتر جیمز باند با انتشار این خبر اعلام کرد فیلم از ۲۰ نوامبر (۳۰ ابان) در آمریکا راهی پرده سینماها می‌شود.این فیلم تاکنون دوبار نوبت اکرانش را تغییر داده که همه به دلیل مشکلات ناشی از شیوع ویروس کرونا بوده است. فیلم قرار بود به صورت عادی ۱۰ آوریل (۲۲ فروردین) اکران شود که بعد به ۲۵ نوامبر موکول شد. بریتانیا از ۱۲ نوامبر فیلم را اکران می‌کند.با این تغییر زمان بیست و پنجمین فیلم «جیمز باند» همزمان با اکران انیمیشن «روح» ساخته پیکسار در آخرین هفته پیش از عید شکرگزاری اکران خواهد شد که به طور کل زمانی رقابتی برای اکران فیلم‌هاست.نمایش «روح» نیز از ۱۹ ژوئن به ۲۰ نوامبر رفته است.اکران چند فیلم پرفروش دیگر از جمله «بیوه سیاه» (۶ نوامبر) و «یک جای آرام بخش ۲» (۴ سپتامبر) نیز از تابستان به پاییز موکول شده است.گفته شده «زمانی برای مردن نیست» با بودجه بیش از ۲۰۰ میلیون دلاری ساخته شده و نیاز به حمایت در آمریکا و بازارهای بین‌المللی دارد تا بتواند در گیشه موفق ظاهر شود.

[ad_2]

Source link

مردی بعد از قتل همسرش خودکشی کرد

[ad_1]

گروه حوادث: رئیس پلیس آگاهی استان البرز اعلام کرد: در پی درگیری یک خانواده در شهرستان کرج، یک نفر از اعضای خانواده به قتل رسید و فرد قاتل پس از خودزنی به زندگی خود پایان داد.

به گزارش ایسنا، سرهنگ محمد نادربیگی گفت: این حادثه عصر روز شنبه در منطقه ۴۵ متری گلشهر کرج رخ داد که در این جنایت، مرد خانواده خود و همسرش را به قتل رساند. وی اضافه کرد: طبق تحقیقات اولیه ماموران پلیس مشخص شدکه قاتل ۶۵ ساله به دلیل مصرف مواد مخدر چندی قبل در زندان به سر می‌برده که به دلیل اختلاف با همسر ۴۵ ساله خود اقدام به قتل وی  و سپس خودکشی کرده است.سرهنگ نادربیگی اظهار داشت: خبر تکمیلی در خصوص جزییات بیشتر این حادثه متعاقبا اعلام می‌شود.

[ad_2]

Source link

واکنش قوه ‌قضاییه به انتشار اخبار دادگاه طبری

[ad_1]

گروه سیاسی: روابط عمومی دادگستری تهران در مورد انتشار برخی اخبار در حاشیه دادگاه طبری گفت: اصحاب رسانه برای کمک به انجام متقن دادرسی‌ها، از انتشار اخبار غیرمستند در حاشیه پرونده‎ها بشدت پرهیز کنند.

روابط عمومی دادگستری تهران در مورد انتشار برخی اخبار در حاشیه دادگاه طبری اطلاعیه ای به شرح ذیل صادر کرد: به دنبال انتشار برخی اخبار در حاشیه دادگاه آقای اکبر طبری و همدستان با عنوان اتهامیِ مشارکت در تشکیل شبکه چند نفری در ارتشاء، به اطلاع می رساند که پیگیری این پرونده از ابتدا در قوه قضائیه و از سوی قضات پاکدست با دقت و بدون توجه به حواشی و فضاسازی ها در دستور کار قرار گرفت و در ادامه نیز رسیدگی قطعاً بر همین اساس خواهد بود. قوه قضائیه در برخورد با فساد در هر بخشی، خواه درون قوه یا هر نهاد و ارگان دیگر، هیچگونه کوتاهی نخواهد داشت و با عدالت و دقت تمام و البته بر مدار انصاف به بررسی این پرونده و پرونده هایی از این دست خواهد پرداخت. بنا براین انتشار اخبار و ادعاهای بدون استناد، مدرک و دلیل و صرفا بر اساس شنیده‎ها درباره این پرونده و پرونده‎های مشابه، مضرّ روند رسیدگی‎ عادلانه است و با ایجاد شائبه و خلق موضوعات انحرافی، به نفع مجرمان خواهد شد. دادگستری استان تهران ضمن تقدیر از حمایت گسترده مردمی در رویکرد ضدفساد قوه قضائیه، از اصحاب رسانه و فضای مجازی می‌خواهد برای کمک به انجام متقن دادرسی‌ها، از انتشار اخبار غیرمستند در حاشیه پرونده‎ها بشدت پرهیز شود. البته دستگاه قضایی از جایگاه مدعی‌العموم در مقابل اتهامات بی‌اساس و انتشار اخبار غیر واقعی و جعلی برخورد قانونی خواهد کرد. همچنین از افرادی که مدعی دسترسی به اسناد تکمیلی در خصوص پرونده‌های قضایی هستند دعوت می‌شود، مستندات خود را جهت بررسی در اختیار دستگاه قضایی قرار دهند.

[ad_2]

Source link

سعید حجاریان: اصلاح‌‌طلبان نمی‌توانند روی ۲ صندلی بنشینند

[ad_1]

«احیای اصل اصلاحات»، «ضرورت تدوین مانیفست اصلاح‌طلبی براساس ۴ معیار»، «پیرایش هویت اصلاحات و ساختن هویتی جدید از دل آن» و «گلایه از عذرخواهان جریان اصلاحات و ضرورت روشن ‌شدن مرزبندی‌های جدید در این جریان» نسخه سعید حجاریان برای خروج اصلاحات از رخوت و به‌روز شدن آن است. مصاحبه با او را از مرزبندی‌های اخیر تندرو و کندرو در جریان اصلاحات شروع کردیم؛ برچسبی که اگرچه زمانی از سوی جریان رقیب به این جریان وارد می‌شد اما چندصباحی است در دل این جریان بروز یافته و خود اصلاح‌طلبان را به رودررویی با هم واداشته است. به باور حجاریان، شدت‌گرفتن بحث تندرو و کندرو چند خاصیت دارد؛ از جمله اینکه مسئله نمایندگی اصلاح‌طلبان را تا حدودی ترمیم می‌کند. حجاریان می‌افزاید: مثلا اگر اصلاح‌طلبی در ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای، ۱۸تیر، توقیف نشریات یا دیگر مسائل مانند انتخابات مجلس ششم اصلاح‌طلبان را مقصر بداند، خودبه‌خود بی‌اعتبار می‌شود و به اعتبار جریان پیشروی اصلاح‌طلبان اضافه می‌کند.
وی سپس به دوستانش – اصلاح‌طلبان – توصیه می‌کند اگر در گفتار و کردارشان گرهی از کار کشور باز نمی‌کنند و کمکی به تعمیق تفکر نمی‌کنند، لااقل به ته‌مانده جریان اصلاحات لطمه نزنند! حجاریان معتقد است اصلاح‌طلبی علاوه بر دمکراسی و لوازمش باید درباره ۴ مولفه «عدالت»، «بحث شهروندی»، «الگوی سیاست‌ورزی»‌ و «سیاست خارجی» نظر دقیق و صریح داشته باشد.
او در اهمیت این مهم می‌افزاید: اصلاح‌طلبی و اصلاح‌طلبان دیگر نمی‌توانند همزمان روی ۲ صندلی بنشینند و هم این باشند و هم آن؛ حالا ممکن است کسی اسم این رویکرد را تندروی بداند، خب بداند! مشروح گفت‌وگوی ما با تئوریسین نامدار جریان اصلاحات در پی می‌آید.

  • گفت‌وگوی ما درباره تندروی و کندروی در سیاست ایران است که به ‌نظر می‌رسد مرزبندی‌های سیاسی سختی را ایجاد کرده است. این مرزبندی به‌نظر می‌رسد حتی درون جریان اصلاحات هم به‌مثابه یک تاکتیک در حال انجام است.

مرزبندی در سیاست، گریزناپذیر است و نیروها و اندیشه‌های سیاسی، به‌ویژه بخش‌هایی که سازمان‌یافته‌اند، در مقاطعی باید دست به مرزبندی بزنند. این مرزبندی‌ها گاه به‌صورت پیش‌دستانه است و گاهی جنبه هویتی و دفاع از خود می‌گیرد. من موافق هر دو اینها هستم و معتقدم ضروری است جریان اصلاحات از برخی تفکرها و جریان‌ها زدوده شود. اگر توجه کرده باشید، طی سالیان گذشته من بارها تحت عناوین مختلف از بازسازی و بازآرایی گفته‌ام؛ زمانی از مرگ اصلاحات و چگونگی زنده ساختن آن گفتم و مدت‌ها بعد از ضرورت تشکیل هسته سخت اصلاحات؛ همه اینها معطوف به‌نوعی مرزبندی بوده که حتماً تندروی و کندروی هم در آن مستتر است.

  • ریشه بحث تندروی و کندروی کجاست؟ از چه مقطعی اصلاح‌طلبان با این خط‌کش از دیگر نیروهای سیاسی تفکیک شدند؟

بعد از انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ از آن مقطع، زمزمه‌هایی بلند شد که جریان پیروز انتخابات تندرو و رادیکال است. این عبارت‌ها اول بار از سوی شکست‌خوردگان مطرح شد و گفتند، ستاد خاتمی بر تخریب ناطق نوری متمرکز شده و ذیل آن پروژه قاطبه جریان راست سنتی را بی‌اعتبار کرده و حتی تمامیت نظام را هدف قرار داده است. این زمزمه‌ها در انحصار این جریان نماند و به‌مرور، به جریان راست مدرن و اصلی‌ترین نماینده آن، حزب کارگزاران سازندگی رسوخ کرد و آنها نیز گفتند جریانی درون دوم خرداد، به‌ترتیب در دولت، شورای شهر، مجلس و دیگر نهادها فرض را بر تندروی و تقابل گذاشته است. این رویه متأسفانه به درون جریان محوری اصلاحات هم کشیده شده است و بعضی اصلاح‌طلبان به‌عنوان انتقاد از خود، به عقبه ‌خود می‌تازند که به‌عنوان نمونه می‌توانم به اظهارات متأخر بعضی دوستان عزیز اشاره کنم. حتی می‌توان به گفتارهای منتسب به آقای خاتمی هم ارجاع داد که ایشان هم بعضی را تندرو می‌داند!

  • مبنای استدلال منتقدان که بخشی از جریان اصلاحات را هم دربر می‌گیرد، روشن است. اینها معتقدند بخشی از نیروهای منتسب به این جریان به‌ مبانی اصلاح‌طلبی پایبند نیستند؛ گاه انقلابی می‌شوند ولی از رویکرد پارلمان‌تاریستی صحبت می‌کنند.

من صحبت کردن در این‌باره را بسیار مفید می‌دانم و امیدوارم سایر دوستان هم به‌تدریج اظهارنظر کنند. واقعیت این است که اصلاح‌طلبی چارچوب مشخصی دارد؛ اگر از آنها عدول کنیم دیگر اصلاح‌طلب نیستیم و من توصیه می‌کنم این قبیل دوستان، به پارادایم‌های گذشته‌شان بازگردند یا لااقل به احزاب همسو بپیوندند تا هزینه اصلاح‌طلبان تندرو بر آنها بار نشود! مثلاً شما به نمونه سازمان مجاهدین انقلاب توجه کنید. طیفی از دوستان مانند آقایان قدیانی، آقاجری و با کمی اختلاف تاج‌زاده رویکرد انتقادی‌تر پیش گرفته‌اند و طیفی دیگر مانند آقای نبوی معتدل هستند و حتی به سمت حزب کارگزاران سازندگی گرایش پیدا کرده‌اند. خب، این اختلاف‌نظر از جنس انشعاب -که پیش‌تر در این حزب رخ داد- نیست اما از نوعی مرزبندی حکایت دارد. حالا شاخص تندروی و کندروی چه‌کسی و کدام رویکرد است؟ قدیانی، آقاجری و تاج‌زاده به‌زعم برخی تندرو هستند چون انتقادات مبنایی مطرح می‌کنند و نبوی تندرو نیست چون حتی از دولت روحانی هم انتقاد نمی‌کند. من معتقدم باید هر دو صدا را به‌رسمیت شناخت اما ضروری است که مرزها شفاف‌ شود. در نیروهای حزب مشارکت هم، چنین الگویی صادق است. افرادی رویکرد انتقادی دارند و به‌دنبال اصلاحات عمیق‌تر هستند، اما عده‌ای همچنان گرایش انجمن اسلامی دارند؛ چه در اعلام موضع و چه در الگوی فعالیت جمعی. مع‌الوصف، ضرورت دارد هر کس جایگاه خودش را مشخص کند. نمی‌شود از عنوان و سابقه اصلاح‌طلبی خرج کنید، در مناسبت‌ها و دیدارهای رسمی خود را نماینده طیف پیشروی این جریان معرفی کنید و نهایتاً، مانند اصولگرایان موضع بگیرید.

  • شما از چارچوب‌های لایتغیر اصلاح‌طلبی و ضرورت مشخص کردن جایگاه‌ها گفتید. این چارچوب‌ها چیست و چگونه می‌توان آنها را در قالب نوعی دستور کار صورت‌بندی کرد.

امروز، قریب ۲۳ سال از دوم خرداد گذشته و چارچوب‌ها کم‌وبیش مشخص است. شاید، بتوانیم برای اصلاح‌طلبی متنی از جنس مانیفست تهیه کنیم تا افراد و احزاب خود را با آن تطبیق دهند و دیگران نیز بتوانند سره را از ناسره تشخیص دهند. اما در کوتاه‌مدت معتقدم اصلاح‌طلبی علاوه بر دمکراسی و لوازم‌اش باید درباره چند مؤلفه نظر دقیق و صریح داشته باشد. نخستین آنها «عدالت» است. به هر حال یکی از بن‌مایه‌های انقلاب، خیزش علیه نابرابری و فاصله طبقاتی بود که اکنون با هر دو درگیر هستیم. پس، فرد یا حزب اصلاح‌طلب باید به‌لحاظ نظری و عملی بداند و بگوید پاسخ‌اش به مسئله عدالت چیست. این امر مستلزم آن است که فساد و ناکارآمدی خودی و غیرخودی نشود و نقد دائماً در جریان باشد حتی اگر نزدیک‌ترین افراد مورد انتقاد قرار بگیرند.
دومین آنها بحث «شهروندی» است. چه بپذیریم، چه نپذیریم شهروند درجه دوم و شهروندانی که اساساً به رسمیت شناخته نمی‌شوند، بخشی از واقعیت موجود هستند. فرد یا حزب اصلاح‌طلب باید مشخص کند آیا به «شهروند برابرحقوق» معتقد است یا او هم شابلون و متر و معیارهای محدودکننده دارد؛ مثلاً باید بگوید آیا نظارت استصوابی صرفاً به‌دلیل حذف اصلاح‌طلبان ناصواب است یا چون شایسته‌ستیز است، باید لغو شود. سومین مؤلفه، «الگوی سیاست‌ورزی»‌ است. سیاست‌ورزی، شاید از شدت تکرار از معنا خالی شده باشد، اما مردم باید بدانند اصلاح‌طلبان مطابق چه اصول و با چه اهدافی سیاست‌ورزی می‌کنند. آیا کسی که به هر قیمت خود را درون بازی از پیش تعیین‌ شده سیاست پرتاب می‌کند، اصلاح‌طلب است؟ آیا کسی که ناظر شرایط موجود است و سیاست داخلی را متغیر درجه دوم می‌داند، اصلاح‌طلب است؟ لااقل، پاسخ من به هر دو پرسش منفی است. اصلاح‌طلبی باید بر سر اصول و شروط و راهبردهایی بایستد و اگر چنین نکند بی‌هویت می‌شود. چهارمین مؤلفه «سیاست خارجی» است. واقعیت این است دیگر نمی‌توان در سیاست‌ خارجی از راهبردهای دوگانه سخن گفت و تعارف کرد. یا سیاست خارجی کشور در خدمت توسعه و منافع ملی است، یا فاقد چنین نقشی است و در خدمت توسعه نیست. فرد اصلاح‌طلب بدون مسامحه باید اعلام کند، حامی کدام راهبرد است و صف خود را از راهبردهای هزینه‌ساز جدا کند. به این مؤلفه‌ها می‌توان مواردی دیگر را اضافه کرد اما باید به یک گزاره وفادار بود؛ اصلاح‌طلبی و اصلاح‌طلبان دیگر نمی‌توانند همزمان روی دو صندلی بنشینند و هم این باشند و هم آن. حالا ممکن است کسی اسم این رویکرد را تندروی بداند، خب بداند!

  • به همان بحث تندروی برگردیم. آیا سنجه و شاخصی برای تفکیک تندروی از کندروی وجود دارد؟

این‌ دو معمولا در سطح الفاظ بوده‌اند اما باید سنجه‌هایشان تعریف و تدقیق شود. اولا باید یک نگاه تاریخی را ضمیمه کارمان کنیم تا بدانیم این خط‌کشی‌ها به چه دلیل آغاز شده است. زمانی کسانی که دوم خردادی‌ها را رادیکال خواندند، به این نتیجه رسیدند که خاتمی خوب است و مشکل از اطرافیان‌ اوست. اطرافیان هم اسم رمز حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب بود. یعنی اگر آنها حذف شوند، مشکلی با خاتمی وجود ندارد. اما هرچه پیش‌تر آمدیم، دیدیم دایره تندروها گسترده شد! کسانی را تندرو خواندند که اندک فعالیتی در عرصه عمومی نداشتند و این نشان می‌داد مشکل جای دیگری است و دوگانه تندرو-کندرو برساخته ذهنی است. اما ببینیم تندروها چه کسانی بودند. مبدأ بحث ما دوم خرداد بود، و من هم به همان زمان ارجاع می‌دهم.
به ‌نظر من نخستین جرقه‌های تندروی که معطوف به عمل سیاسی بود، مربوط می‌شود به ستاد انتخاباتی آقای خاتمی در بندرعباس. آنجا ستاد را به آتش کشیدند و یکی از اعضای ستاد در آتش سوخت و از دنیا رفت. علاوه بر این چندین نوبت به میتینگ‌ها و سخنرانی‌های ستاد خاتمی حمله شد که شرح این وقایع کمابیش به قلم مرحوم بابک داد ثبت و ضبط شده است. ولی شاید بد نباشد به جلد جدید خاطرات مرحوم هاشمی – انتقال قدرت – ارجاع بدهیم. بنا به روایت ایشان، از ۳۱فروردین ۱۳۷۶ حملات انصار حزب‌الله به خاتمی شروع شد و همینطور جسته و گریخته صحبت‌هایی از فشار بر خاتمی به میان می‌آمد تا حدی که شائبه حمایت مستقیم رهبری از آقای ناطق مطرح شد. حتی هاشمی به دیداری با آقای روحانی ارجاع داده و در صفحه۱۵۴ کتاب می‌نویسد: «دکتر حسن روحانی آمد. اظهار نگرانی کرد از اینکه پس از موضع‌گیری رهبری، اگر آرای مردم با نظر ایشان هماهنگ نباشد، ضربه بزرگی به نظام خواهد بود و اینگونه موضع را اشتباه می‌داند…» بخش زیادی از خاطرات این برهه زمانی مربوط است به حمایت‌های یک‌سویه، وزن‌کشی‌ها، تندروی‌ها و مقابله با نظر مردم. تا اینکه هاشمی در تاریخ ۳۰ اردیبهشت می‌نویسد: «آقای موسوی خوئینی‌ها، تلفنی خبر داد که با حکم دادگاه انقلاب، امشب دارند ستاد انتخابات آقای خاتمی را تخلیه می‌کنند.» خب اینها نشانه‌های تندروی است. حالا باید بپرسیم دوم خردادی‌ها تندرو بودند یا جریان مقابل‌شان. من برای جلوگیری از طولانی‌شدن بحث از ارجاع به روزنوشت‌های بعدی هاشمی و ذکر بعضی دیگر از مسائل خودداری می‌کنم اما خوب است علاقه‌مندان سیل عذرخواهی‌های معاونان و مدیران وزارت اطلاعات آقای فلاحیان را در این جلد از خاطرات آقای هاشمی بخوانند. به‌عنوان نمونه هاشمی در روزنوشت ۱۷خرداد می‌نویسد: «جمعی از مدیران وزارت اطلاعات آمدند. از احتمال اینکه در کابینه جدید، وزیر خارج از اطلاعات بیاورند و جمع‌شان را پراکنده کنند، اظهار نگرانی نمودند. از دخالت در انتخابات به نفع آقای ناطق نوری شرمنده‌اند. برای اینکه وزیر جدید، فردی از خودشان باشد، استمداد کردند.» اینها همان افرادی بودند که کارناوال عاشورا را ساختند و در گذشته نیز سوابق مشعشعی داشتند! خب، اینها مگر نشانه تندروی نیست؟

  • به‌نظر منظور منتقدان تندروی، چه از درون و چه از بیرون جریان اصلاحات، عملکرد دوم‌خردادی‌ها یا اصلاح‌طلبان پس از ورود به قدرت است.

اگر اینطور باشد، باز هم می‌شود مبتنی بر داده‌های تاریخی و تحلیلی نشان داد تندروها چه کسانی بودند. ببینید؛ چند مسئله درباره چپ‌ها (خط‌امامی‌ها یا اصلاح‌طلبان) مطرح است؛ اعدام وابستگان رژیم پهلوی، اشغال سفارت آمریکا، انفجار نخست‌وزیری و حتی قتل‌های سال۱۳۶۷! من هم منتقد اقداماتی مثل اعدام و اشغال سفارت هستم، اما این مسائل را باید امتداد انقلاب دانست و گفت منشأ صدور این احکام و دلیل بروز این اتفاق‌ها در همان اندیشه انقلابی است و نمی‌توان آنها را به اقدامات یک فرد یا چند جوان دانشجو تنزل داد. درباره پرونده انفجار نخست‌وزیری هم که بحمدالله همه دوستان ما را چندسال پس از واقعه زندانی کردند، در انفرادی نگه داشتند و مفصل بازجویی کردند؛ آن هم در دوره سیطره چپ‌ها! الان هم معتقدم هر نوع اتهامی متوجه چپ‌هاست، کنفرانس خبری بگذارند و اعلام کنند. اعدام‌های سال۱۳۶۷ هم بحث خاص خود را می‌طلبد، اما اجمالا می‌توانم بگویم اولا آن اقدامات اساسا نمی‌توانست در سطح اقدامات و تصمیم‌های یک جریان سیاسی رخ دهد، ثانیا دست‌اندرکاران در قید حیات هستند و حتی از اقداماتشان دفاع می‌کنند. اما کسی که درباره این مسائل حساس است، چه خوب است کارنامه آقای لاجوردی را هم بررسی کند و گریزی به دوره فعالیت آقای فلاحیان در وزارت اطلاعات بزند. شعبه۷ دادستانی و وزارت اطلاعات آقای هاشمی در اختیار جریان راست بود و کیس‌های زیادی هم قابل بررسی است. نقد من به هاشمی اینجاست. ایشان دوم خردادی‌ها را رادیکال می‌دانست اما هیچ‌گاه مسئولیت وزارت اطلاعات دوره خود را نپذیرفت. مگر می‌شود آن حجم از وقایع ریز و درشت رخ دهد و رئیس‌جمهور -آن هم با سطح اختیارات دوره سازندگی- بی‌اطلاع باشد؟ چرا هاشمی سکوت کرد؟! به هر حال یک نفر باید پاسخگوی کارنامه سعید امامی و باندش می‌بود.

  • در دوره اصلاحات چطور؟

در این مقطع هم از سوی اصلاح‌طلبان تندروی رخ نداد و نمی‌دانم چرا دوستان بر سر عذرخواهی رقابت می‌کنند. جریان انصار حزب‌الله انتهای منطقی تندروی خیابانی بود و وقت زیادی از دولت اصلاحات گرفت. شما امروز نمی‌توانید تصور کنید وزیر دولت مستقر را در خیابان کتک بزنند، اما اینها نوری و مهاجرانی را کتک زدند. شما نمی‌توانید تصور کنید رسماً اسامی سوژه‌های ترور منتشر شود و تهدید به قتل کنند، اما کردند. ببینید؛ اینها دکترسروش را کتک زدند و حتی قصد از بین بردن او را داشتند؛ به چه جرمی؟ بحث اندیشه‌ای. در این دوره، سطوحی از قدرت رسما در موضع جنگ با دولت قرار داشتند. وزارت اطلاعات آقای دری نجف‌آبادی رسما حرف رئیس‌جمهور را نمی‌خواند! خب، اینها همه یعنی چه؟ کمی صریح‌تر حرف بزنم. من معتقدم حتی اکبر گنجی هم رادیکال نبود، او واقعیت‌ها را ‌نوشت… شما توجه کنید که بخشی از اتهامات ما یا به بیان برخی، تندروی‌های ما مربوط است به انتقاد از هاشمی. هاشمی در دوره اصلاحات حقیقتا دمکرات نبود اما دوری از قدرت و نگاه درجه دوم به وقایع ایشان را به نقطه‌ای رساند که موضع‌گیری‌های دقیق و اصلاحی کند تا اینکه از سال۱۳۸۴ به بعد، اساساً هاشمی جدیدی متولد شد.

  • در انتخابات سال۱۳۸۸ چطور آن زمان هم اصلاح‌طلبان متهم به تندروی شدند…

بسیار خب! باید مصداقش را بگویند. در آن انتخابات، همان وقایع ستاد به‌آفرین در قیطریه تکرار شد اما به‌شکل سیستماتیک. مگر می‌شود ستاد انتخاباتی یک نامزد را پلمب کرد؟ مگر می‌شود با حکم سفید امضا افراد یک ستاد را دسته‌جمعی بازداشت کرد؟ من معتقدم دوستان عذرخواه باید تاریخ بیست و چندساله اصلاحات را چند مرتبه دوره کنند تا بدانند تندروی‌ها از سوی چه کسانی سر زده است.

  • دوستان به ته مانده جریان اصلاحات لطمه نزنند

من معتقدم شدت گرفتن بحث تندرو و کندرو چند خاصیت دارد. اول اینکه مسئله نمایندگی اصلاح‌طلبان را تا حدودی ترمیم می‌کند. مثلا اگر اصلاح‌طلبی، در ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای، ۱۸تیر، توقیف نشریات یا دیگر مسائل مانند انتخابات مجلس ششم، اصلاح‌طلبان را مقصر بداند، خودبه‌خود بی‌اعتبار می‌شود و به اعتبار جریان پیشرو اصلاح‌طلبان اضافه می‌کند چرا که لااقل امروز مشخص است مسئله برخورد با نشریات به چه قصدی بوده و قاضی مخلوع چه پروژه‌ای را پیش برده است. یا در قضیه مجلس ششم مشخص شد مسئله نطق آتشین و مسائل حقوقی و استعفا نبوده است، روندی در جریان بود که به‌تدریج نهاد قانونگذاری خالی از محتوا شود. اما من به دوستان توصیه می‌کنم اگر در گفتار و کردارشان گرهی از کار کشور باز نمی‌کنند و کمکی به تعمیق تفکر نمی‌کنند لااقل به ته ‌مانده جریان اصلاحات لطمه نزنند! من معتقدم اصلاح‌طلبی باید نقد شود. این کار به قوت گرفتن اصلاح‌طلبی کمک می‌کند. اصلاح‌طلبان هم باید نقد شوند و تک‌تک‌شان به نقد کشیده شوند اما نه از موضع‌ تندروی.
شاید بتوان آنها را از منظر فرصت‌سوزی نقد کرد زیرا آنها خیلی کارها را باید می‌کردند و نکردند. اما من با دست‌وپا کردن هویت‌ جدید مخالفم و اعتقاد دارم با پیرایش همین هویت، هویتی جدید ساخته می‌شود. یعنی از درون خاکستر، جرقه‌ها بیرون می‌زنند و روشنی می‌آفرینند. از آن سو، قدرت گرفتن راست‌های رادیکال باعث می‌شود که بسیاری از اصلاح‌طلبان دست‌آموز کم‌کم‌ به کنجی بخزند یا به‌دنبال کاسبی بروند یا حتی به اردوی رقیب نقل مکان کنند. به‌قول معروف فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون! هنگامی که با بلا امتحان شوند، مؤمنان کمتری باقی خواهند ماند. این بلاها شامل حذف از بوروکراسی، قطع شدن مواهب، تنگ‌تر شدن فضای رسانه، فیلترینگ، تجسس‌های مضاعف و… خواهد بود. این رویه نوعی خودپالایشی را به‌دنبال دارد و از دل آن هویت اصلی اصلاح‌طلبان احیا می‌شود و آنها که دوام می‌آورند مانند درختان استوار گذر کرده از توفان می‌مانند تا ان‌شاءالله نسل جدید اصلاح‌طلبی پروار شده و راه را ادامه دهد.

[ad_2]

Source link

ترامپ: با دشمن نامرئی که از چین آمده مواجهیم

[ad_1]

«دونالد ترامپ» امروز شنبه در سخنرانی بار دیگر چین را به دلیل شیوع ویروس کرونا مورد انتقاد قرار داد و گفت که این کشور منشأ شیوع این ویروس بوده است. وی که در دانشگاه ارتش در «وست‌پوینت» سخنرانی می‌کرد، گفت: «ارتش آمریکا با یک دشمن نامرئی که از چین آمده مواجه است.» ترامپ در ادامه گفت: «ما پلیس جهان نیستیم اما اگر مردم ما مورد تهدید قرار بگیرند برای اقدام کردن هیچگونه تردیدی نمی‌کنیم. از الان به بعد ما فقط برای پیروزی جنگ خواهیم کرد.»

شمار قربانیان در جهان از ۴۲۵ هزار نفر گذشت

خبرگزاری فرانسه گزارش داد شمار قربانیان ویروس کرونا در جهان تا روز جمعه ۲۳ خرداد از ۴۲۵ هزار نفر گذشت.

طبق این گزارش شمار مبتلایان به این ویروس نیز در جهان به بیش از هفت میلیون و ۶۳۲ هزار نفر رسیده است. این در حالی است که روز جمعه سازمان بهداشت جهانی هشدار داد که آمریکای شمالی و جنوبی به کانون اصلی شیوع ویروس کرونا بدل شده‌اند. به گزارش رویترز، مایک رایان، کارشناس موارد اضطراری در سازمان جهانی بهداشت در این زمینه گفته است، شیوع ویروس کرونا در دو منطقه آمریکای مرکزی و جنوبی «بسیار فعال» است. مایک رایان که در کنفرانس خبری صحبت می‌کرد، اظهار داشت، وضعیت در برزیل اکنون به ویژه در مناطق پرجمعیت این کشور به طور مضاعفی مایه نگرانی است. وی اضافه کرده است، شبکه درمانی در برزیل در تلاش است تا با همه توان با شیوع این بیماری همه گیر مقابله کند و هم اکنون ۹۰ درصد از ظرفیت این شبکه تکمیل شده است. برزیل با توجه به شمار مبتلایان و قربانیان ویروس کرونا در رتبه دوم قرار دارد. بیش از ۸۰۰ هزار مبتلای قطعی در برزیل وجود دارد و شمار قربانیان نیز بیش از ۴۱ هزار نفر اعلام شده است. سازمان بهداشت جهانی هم می‌گوید، در مکزیک ۱۳۰ هزار مبتلای قطعی به ویروس کرونا ثبت شده است و بیش از ۱۵ هزار نفر جان خود را از دست داده اند.

 

[ad_2]

Source link