روش‌های رهایی از گرمازدگی در تابستان

[ad_1]

گروه سلامت: سیستم گوارش در فصل تابستان ضعیف می‌شود به همین دلیل باید از مصرف غذاهای سنگین در این فصل خودداری کنیم. مصرف کاهو، آب‌دوغ‌خیار، فالوده سیب و شربت سکنجبین با اشکال مختلف بسیار خوب است و از گرمازدگی جلوگیری می‌کند.

عمت‌الله مسعودی متخصص طب سنتی درباره اظهار کرد: در طب ایرانی فصول با تقویم جلو نمی‌آید و به اقلیم و آب‌وهوا گفته می‌شود و تابستان یعنی زمانی که بدن نیاز داشته باشد خود را با تدبیری خنک‌تر کند.وی ادامه داد: اکنون برای خنک شدن بیشتر از کولر و سیستم‌های سرمایشی استفاده می‌شود‏، اما در قدیم مردم به جای دستگاه‌های خنک‌کننده با استفاده از مواد غذایی و دارویی تحمل بدن را در مقابل گرما بالا می‌بردند.این متخصص طب سنتی افزود: در فصول گرم و تابستان منافذ بدن بازتر می‌شود و حرارت غریزی تحلیل می‌رود. این موضوع باعث می‌شود در برخی افراد به ویژه کسانی که تخلخل زیاد و مزاج گرم دارند تحلیل قوا دست بدهد و اگر این افراد گرسنه بوده و همچنین فعالیت داشته باشند طبیعی است تحلیل قوا داشته باشند.مسعودی گفت: در تابستان گوارش ضعیف خواهد بود و باید تا جایی که مقدور است در هوای گرم تردد نکنیم و ورزش کردن در اوج گرما خوب نیست و باعث ایجاد گرمازدگی و ضعف قوای بدنی می‌شود.وی یادآور شد: بهتر است در زمان‌های خنک ورزش کنیم و توصیه به استراحت و خواب قیلوله شده است. باید مواظب باشیم غذاهای سنگین مانند کله و پاچه، حلیم، ماکارونی و آش رشته مصرف نکنیم و بهتر است غذاهای سهم‌الهضم مصرف شود.این متخصص طب سنتی تصریح کرد: خیلی مهم است در تابستان ناهار از صبحانه و شام سبک‌تر باشد و در ناهار کمتر غذا بخوریم. می‌توانیم از سالاد به عنوان یک وعده غذایی در ناهار استفاده کنیم ضمن این‌که مصرف آب‌دوغ‌خیار یا خوردن خورشت ماست هم بسیار خوب است.

مسعودی توضیح داد: استفاده از ماست همراه کشمش، گردو با ماست و ماست همراه با نعنا یا سبزی‌های دیگر بسیار خوب است ضمن این‌که باید حرارت خون را کمتر کنیم. مصرف کاهو سکنجبین، فالوده سیب، فالوده خیار، آب هندوانه با سکنجبین، خیار با سکنجبین و شربت سکنجبین با فرمول‌های مختلف بسیار خوب است.وی با بیان این‌که باید در تابستان از مصرف فست‌فودها به دلیل ایجاد خشکی در بدن پرهیز کنیم، گفت: ترکیب کاهو سکنجبین بسیار خوب است، اما باید به این نکته مهم توجه کنیم که حتی در مواد غذایی مفید هم باید تعادل را رعایت کنیم.

[ad_2]

Source link

«ایران» پیر می‌شود و از توصیه و اجبار هم کاری برنمی‌آید!

[ad_1]

گروه جامعه: احمد زیدآبادی در یادداشتی در کانال تلگرامی خود (نگاه متفاوت) نوشت: گزارش‌های رسمی از روندِ پیر شدن جمعیت ایران حکایت دارد. گفته می‌شود نرخ رشد جمعیت در ایران به زیر یک درصد رسیده و تا 15 سال آینده به صفر می‌رسد.
انتشار این گزارش‌ها نگرانی عمیق مسئولان کشور را سبب شده است، اما مردم عادی به این موضوع کمترین اعتنا و توجهی نمی‌کنند. در واقع اثبات روند پیر شدن جمعیت ایران نیاز به آمار و ارقام رسمی هم ندارد. در خانواده‌ها دختر و پسر جوانِ مشتاق ازدواج دیده نمی‌شود و وجود نوزاد هم که حکم کیمیا پیدا کرده است! بی‌رغبتی جوانان برای ازدواج و زاد و ولد در درجۀ نخست ناشی از وضعیت اشتغال و سطح درآمد در کشور است. یک پسر جوان پس از تحصیلات دانشگاهی در سطح فوق لیسانس، تازه باید راهی سربازی شود. او در آستانۀ 30 سالگی کارت پایان خدمت می‌گیرد و برای یافتن شغل به تکاپو می‌افتد! شغل متناسب با رشتۀ تخصصی چنین جوانی یافت نمی‌شود و اگر هم یافت شود، درآمدی در اندازۀ حداقل دستمزد مصوب یعنی بین دو تا سه میلیون تومان در ماه معادل 100 تا 150 دلار آمریکا به دست می‌آورد!
این جوان در مقایسه با خیلِ همسالان بیکار خود که سربار خانوادۀ خود شده و شب و روز درگیر جنگ اعصاب با پدر و مادر خود هستند، حتی شاید خودش را موفق و خوشبخت هم فرض کند، اما به هیچ عنوان به فکر تشکیل خانواده نمی‌افتد، زیرا می‌داند که تمام دستمزد دریافتی‌اش کفاف پرداخت نصف اجارۀ یک خانۀ شصت متری در محلات متوسط تهران را هم نم‌ دهد چه برسد به اینکه بخواهد از پس هزینه‌های سرسام آور و فزایندۀ یک زندگی مشترک و بر و بچه هم برآید!
به نظرم همین یک علت برای توضیح کاهش روزافزون نرخ ازدواج و زادو ولد در کشور کافی باشد و نیازی به طرح دیگر علل و عوامل نباشد، شبیه همان داستان توپچی عهد ناصرالدین‌شاه که او را مؤاخذه کردند که به چه دلیل سحرگاه رمضان برای بیدار کردن مردم توپ در نکرده است و او هم در پاسخ گفت؛ به هزار و یک دلیل، اول اینکه باروت نداشتیم! اما در اینجا لازم است به دلایل دیگری هم اشاره شود. بسیاری از جوانان کشور ما احساس سرخوردگی، بی‌تأثیری، نادیده‌انگاری و تحقیرشدگی و بخصوص تبعیض می‌کنند و عمده هدف‌شان مهاجرت از کشور شده است. در این روزها با هر فارغ‌التحصیلی که روبرو می‌شویم از برنامه‌ریزی خود برای مهاجرت حرف به میان می‌آورد و هنگامی هم که مشکلات مهاجرت را برای آنها یادآور می‌شوید با قاطعیت می‌گوید به هر مصیبتی هم که دچار شوند از زندگی در اینجا بهتر است.
این در حالی است که نهادهای تصمیم گیر هیچ برنامه و راه‌حل و حتی ذهن بازی برای شناخت و رفع مشکلات عینی مبتلابه جامعه ندارند و عمده توجه خود را به مسائلی منفصل از معضلات مردم معطوف کرده‌اند. متأسفانه این قبیل حرف‌ها به اندازه‌ای گفته و تکرار شده است که دیگر جز ملال برنمی‌انگیزد! به هر حال، مشکل پیری جمعیت از نوع مشکلاتی نیست که با توصیه و اصرار و زور و اجبار حل و فصل یا حتی کنترل شود. اگر مسئولان با همین دست فرمان دستگاه دولت را به پیش برانند، تازه شاید پیری جمعیت یکی از مشکلات کوچک پیش روی جامعۀ ایران باشد. در سطوح پیدا و پنهان این جامعه وقایع مصیبت‌باری رو به رشد و گسترش است که اندیشیدن در بارۀ آنها نیز رعشه بر اندام هر ایران‌دوستی می‌اندازد!

 

[ad_2]

Source link

کلاس مجازی دکتر عادل فردوسی‌پور/عکس

[ad_1]

عادل فردوسی‌پور مجری و گزارشگر فوتبال که در دانشگاه صنعتی شریف زبان تخصصی تدریس می‌کند هم از این قائده مستثنا نبود و به صورت آنلاین در کلاس زبان تخصصی صنایع حضور پیدا کرد.

[ad_2]

Source link

برگزاری دو آزمون دانشگاه آزاد در آخر هفته

[ad_1]

به گزارش ایسنا، دکتر بهروز طهماسب کاظمی افزود: از آنجایی که آزمون زبان دانشگاه آزاد اسلامی ویژه دانشجویان دکتری این دانشگاه به دلیل شیوع ویروس کرونا و مصوبات ستاد مبارزه با کرونا از اسفند ماه گذشته برگزار نشده بود، با توجه به شرایط حاضر و با هماهنگی به عمل آمده با وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، آزمون اسفند ماه با تاخیر سه ماهه در روز پنجشنبه ۲۲ خرداد ماه برگزار می شود.وی با اشاره به افزایش حوزه های امتحانی در این دوره تصریح کرد: به منظور رفاه دانشجویان و در راستای کاهش تردد بین استانی تعداد ۷ شهر شامل اردبیل، ارومیه، گرگان، اراک، همدان،قزوین و خرم آباد به فهرست حوزه های امتحانی این آزمون اضافه شده است.وی با اشاره به فرصت مجدد ثبت نام برای داوطلبان در نوبت اول به تاریخ ۲۶ بهمن ماه ، نوبت دوم به تاریخ ۱۷ فروردین ماه و نوبت سوم به تاریخ ۱۰ خرداد ماه، گفت: در نهایت مقرر شد این آزمون با حضور دوازده هزار و ۴۲۰ نفر در ۱۹ حوزه امتحانی در تاریخ ۲۲ خرداد ماه جاری برگزار شود.رئیس مرکز سنجش و پذیرش با اشاره به رعایت تمام دستورالعمل های بهداشتی در این آزمون تصریح کرد: استفاده از ماسک و دستکش توسط داوطلبان و عوامل اجرایی الزامی است.

مسئولین حوزه های برگزاری آزمون موظفند از ورود داوطلبان بدون ماسک و دستکش به حوزه جلوگیری به عمل آورند. همچنین به دلیل رعایت مسائل بهداشتی پذیرایی از داوطلبان در خلال برگزاری آزمون انجام نخواهد شد .وی ادامه داد: به منظور جلوگیری از تجمع داوطلبان در ورودی ساختمان محل برگزاری آزمون ، درب حوزه های امتحانی حداقل دو ساعت قبل از شروع برگزاری آزمون یعنی هفت صبح باز می شود ،همچنین به منظور جلوگیری از تجمع داوطلبان، برگزاری آزمون متناسب با تعداد داوطلبان در بیش از یک ساختمان برگزار می شود و محل استقرار داوطلبان در هر ساختمان در کمترین فاصله از درب ورودی در نظر گرفته شده و مسیر حرکت داوطلبان به گونه ای طراحی شده که در هنگام ورود و خروج تجمعی ایجاد نشود. همچنین فاصله استاندارد چیدمان صندلی در این دوره معادل حداقل ۱/۶ متر رعایت خواهد شد.دکتر کاظمی افزود: به جهت کاهش تردد بین استانی داوطلبان استثنائاً در این دوره از آزمون زبان شرکت کارکنان و اعضای هیات علمی در آزمون محل اشتغال بلا مانع اعلام شد.به گزارش روابط عمومی مرکز سنجش و پذیرش دانشگاه آزاد اسلامی، وی با اشاره به برگزاری ماهانه این آزمون از داوطلبانی که دارای علائم بیماری هستند خواست به جهت رعایت مسائل بهداشتی و جلوگیری از شیوع بیماری در این دوره از آزمون شرکت نکنند.

[ad_2]

Source link

در میانه سال هم می‌شود دستمزد را ترمیم کرد

[ad_1]

فرامرز توفیقی (رئیس کمیته دستمزد کانون عالی شوراها)با تاکید بر اینکه ۵ درصد افزایش پایه حقوق، دستاورد بزرگی نیست، از لزوم پیگیری مسیر مطالبه‌گری می‌گوید؛ مسیری که باید یک روز به اصلاح ساختار ناکارآمد و معیوب شورایعالی کار ختم شود.

افزایش ۵ درصدی پایه دستمزد را چطور ارزیابی می‌کنید؛ آیا آن را یک «دستاورد» می‌دانید؟

من این افزایش حداقل دستمزد را نه مثبت می‌بینم و نه منفی؛ در اسفندماه، بانک مرکزی تورم کالاهای مصرفی را ۴۱.۲ درصد اعلام کرد اما یادمان نرود برای تعیین دستمزد، ما باید رقم تورم کلی را مبنا قرار دهیم نه تورم کالاهای مصرفی؛ پس بایستی تورم ۳۴.۸ درصدی مرکز آمار مبنا قرار می‌گرفت و باتوجه به این نرخ تورم، باید بدون اغراق بگویم توانسته‌ایم ۲۶ درصد آن را در حداقل دستمزد بگیریم. وزارت کار در مصوبه دستمزد ۹۹ دو بند آورده بود یکی در مورد افزایش حق مسکن و یکی جابجایی مولفه‌های مزدی. حالا چرا دوستان در جلسه هفدهم خردادماه، نرخ پایه سنوات را برای جابجایی مولفه‌های مزدی انتخاب کردند و تصمیم گرفتند از نرخ پایه سنوات بکاهند و بر حداقل دستمزد بیفزایند، چون نرخ پایه سنوات به حداقل‌بگیر تعلق نمی‌گیرد؛ به کارگری تعلق می‌گیرد که حداقل یک سال در یک بنگاهی سابقه داشته باشد؛ کارگری که یک سال در یک کارگاه سابقه کار داشته باشد و حق سنوات بگیرد، ناخودآگاه از حداقل‌بگیری خارج می‌شود و جزو سایر سطوح مزدی می‌شود. پس نرخ پایه سنوات هیچ فایده‌ای برای حداقل‌بگیر ندارد.

علاوه بر آن، پرداخت پایه سنوات در بسیاری از بنگاه‌های کوچک و متوسط اجرا نمی‌شود.

.بله؛ در بسیاری از بنگاه‌های کوچک و حتی متوسط، پایه سنوات به کارگر پرداخت نمی‌شود. علت هم این است که طبقِ آمار رسمی خود وزارت کار (که البته من اعتقاد دارم چندان صحیح نیست و آمار واقعی بسیار بیشتر است) بیش از ۳۰ درصد کارگران شاغل، سابقه کار شناور دارند؛ اگر کارگری حداقل یک سال در یک کارگاه کار نکند، اصلاً پایه سنوات نمی‌گیرد. پس این مولفه مزدی، شمولیت عام ندارد و  به همین دلیل، روی این مولفه دست گذاشتند و بخشی از مبلغ آن را برداشتند و به پایه حقوق منتقل کردند؛ حالا باید صادقانه اعتراف کنم که توان موجود همینقدر بوده، اگر گروه کارگری می‌توانستند نرخ پایه سنوات را به ۷۰ هزار تومان قبلی برگردانند و افزایش حداقل مزد را به ۳۰ درصد برسانند، حتماً این کار را می‌کردند اما با توان فعلی، این کار  امکان‌پذیر نبوده است. بنابراین ما نمی‌توانیم  از نتیجه‌ی حاصله راضی باشیم اما برگشت مذاکرات به سمت ریل ماده ۴۱، برای من قابل قبول است و به خودی خود یک دستاورد نسبی محسوب می‌شود.

شما معتقدید همین که میزان افزایش حداقل حقوق به نرخ تورم نزدیک شده، برگشت به ریل قانون است؟

با ترمیم دستمزد در سومین ماه از سال، به نوعی تابوشکنی رخ داده است؛ تابوی بازنگری در دستمزد ابلاغ شده را شکستیم و این یک دستاورد است. خیلی‌ها می‌گفتند به هیچ‌وجه نمی‌توان مصوبه ابلاغ شده را باطل کرد و در آن بازنگری نمود و کارگری‌ها فقط شوآف رسانه‌ای می‌دهند اما دیدیم که این کار –هرچند محدود و ناکافی- میسر شد. ما توانستیم دولتی‌ها و کارفرمایان را به بازنگری محدود در دستمزد متقاعد بکنیم و این دستاورد،  بدون تعارف باید بگویم محصول فشار فعالان کارگری و اصحاب رسانه همراه هم بوده است؛ اگر رسانه‌های همراه کارگران نمی‌تواستند به خوبی و کامل مطالبه ترمیم دستمزد را پیگیری کنند نه جلسه‌ای برگزار می‌شد و نه قوه قضاییه و سازمان بازرسی به موضوع ورود می‌کردند؛ این نشان می‌دهد که اتحاد و خرد جمعی به نتیجه می‌رسد. اینکه ما تابوی مذاکره برای ترمیم دستمزد را شکستیم، ارزشمند است؛ از این به بعد می‌توان یک مطالبه جمعی بسیار مهم تعریف کرد: در میانه سال می‌شود دستمزد را ترمیم کرد و قرار نیست دیگر منتظر روزهای پایانی سال بمانیم تا مذاکرات مزدی شکل بگیرد. بحث بعدی، برگشت به ریل ماده ۴۱ است؛ الان فاصله آیتم حداقل دستمزد با تورم اعلامی فقط ۸ درصد است؛ ما این ۸ درصد را نتواستیم بگیریم اما به یک شمولیت عام رسیده‌ام؛ حق مسکن و بن خواربار، شمولیت عام دارند مانند حداقل دستمزد و همه کارگران بیمه شده تقریبا این مزایای مزدی را دریافت می‌کنند.

در هفته‌های اخیر، گروه‌های مختلف کارفرمایی ساکت ننشسته‌اند و در تلاش هستند که از سطح دستمزد دریافتی کارگران باسابقه بکاهند؛ یکی از اقدامات آنان، حذف پایه سنوات از فیش حقوقی کارگرانی است که مشمول این مولفه مزدی می‌شوند؛  شما معتقدید با افزایش پایه دستمزد و کاستن از سطح پایه سنوات، راه فرار کارفرمایان تا حدودی تنگ‌تر می‌شود؟

بله همینطور است؛ در جلسه اخیر کمیته ماده ۱۲ کارفرمایان ادعا کردند باید بتوانیم با کارگران خود، قرارداد جدید ببندیم و نیروی کار باسابقه را به کارگر حداقل‌بگیر تبدیل کنیم؛ مثلاً علی یا احمد در یک کارگاه کار می‌کرده، پارسال ۳ میلیون تومان حقوق می‌گرفته حالا در سال جدید به او ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان حقوق می‌دهند؛ البته خوشبختانه شاخک‌های سازمان تامین اجتماعی حساس شده و اجازه نمی‌دهد کارفرماها به کارگری که در یک کارگاه سابقه کار دارد، کمتر از سال قبل دستمزد بپردازند. پس بیمه شده‌ی سازمان تامین اجتماعی که در یک بنگاه سابقه کار دارد، همواره حق مسکن و بن خواربار را می‌گیرد اما کارفرما می‌تواند با تغییر قرارداد و تبدیل کردن کارگر باسابقه به کارگر جدید، پایه سنوات را نپردازد؛ به همین دلیل است که افزایش پایه سنوات به نسبت افزایش حداقل دستمزد و دو مولفه مزدیِ بن خواربار و حق مسکن، اولویت و اهمیت کمتری دارد.

حالا اگر افزایش همه مولفه‌های شمول عام به اضافه حداقل دستمزد را در نظر بگیریم، به حقوق دریافتی هر کارگر (فارغ از میزان سابقه و فرزندآوری) چقدر اضافه شده است؟

به طور میانگین به دریافتی هر کارگر بیمه‌شده حدود ۴۰ درصد اضافه شده است. ضمن اینکه با این ترکیب به ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان کمیسیون تلفیق کمی نزدیک شده‌ایم. این رقم به هیچ عنوان راضی‌کننده نیست؛ ده بار حتی هزار بار تکرار می‌کنم که این رقم به هیچ عنوان راضی کننده نیست اما توان مقابله خودمان را هم باید ببینیم و در نظر بگیریم. ما باید به این موضوع فکر کنیم که اگر قبول داریم که ما  این مطالبه یعنی تلاش برای ترمیم دستمزد را تا حدی (البته نه کاملاً قابل قبول) خوب جلو رفته‌ایم، حالا باید برویم سراغ مطالبه مهم دیگری که در سطحی فراتر مطرح می‌شود. حالا باید برویم سراغِ «ترکیب شورایعالی کار». باید مطالبه‌ی تغییر ترکیب شورایعالی کار را تعریف و دنبال کنیم.

منظورتان تغییر کلیتِ ساختار است یا تغییر چیدمان اعضا؛ یعنی باید نحوه چیدمان نمایندگان دولتی تغییر کند؟

قانون صراحتاً اعلام می‌کند در ترکیب اعضای دولتی شورایعالی کار، به جز وزیر کار، دو عضو دیگر باید بصیر و مطلع به مسائل اقتصادی و اجتماعی باشند؛ ما باید به دنبال به کرسی نشاندن این الزام باشیم. بایستی بخواهیم که نمایندگان دولتی شورایعالی کار از ماهیت کارفرمایی خارج شوند. مطالبه بعدی ما باید تغییر ترکیب شورایعالی کار باشد چراکه مادامی که ترکیب شورایعالی کار  کاملاً کارفرمایی است، زور نمایندگان کارگری بدون تعارف در همین حد است؛ حالا این نمایندگان کارگری چه برآمده از شورای اسلامی کار باشند، چه برآمده از انجمن‌های صنفی باشند، چه برآمده از تشکل‌های غیررسمی مانند سندیکاها، تا زمانی که شورایعالی کار چنین ساختار معیوب و ناکارآمد و ناعادلانه‌ای دارد، زور و توان نماینده کارگر بیش از این نیست. این واقعیت را باید بپذیریم. اگر این ترکیب به هم بخورد و دولت فقط به عنوان «تسهیلگر» روی صندلی شورایعالی کار بنشیند، آن وقت مطالبه‌گری کارگران در این شورا، راحت‌تر به نتیجه می‌رسد و می‌توان در جهت دستیابی به مطالبات کارگران قدم‌های بزرگتری برداشت؛ اما حالا که ترکیب صندلی‌ها اینگونه است، هر کسی روی صندلی نماینده کارگر بنشیند، بیش از این توانِ چانه‌زنی و گرفتن امتیاز نخواهد داشت. علاوه بر ترکیب نادرست، در زمان احمدی‌نژاد تغییری که در آیین‌نامه شورایعالی کار اتفاق افتاد، اوضاع را بدتر هم کرد؛ چراکه بعد از این اصلاحات نادرست، با رای‌گیری هم می‌توان به نتیجه رسید و می‌توانند قاعده اجماع را کنار بگذارند؛ البته مطالبه‌گری محکم این دفعه بعد از رای‌گیری در شورایعالی کار، فکر می‌کنم طرف‌های مقابل را متقاعد کرده باشد که دیگر سراغ رای‌گیری نروند و به خواسته نمایندگان کارگری تمکین کنند. در مجموع بازهم تکرار می‌کنم نباید از نتیجه مذاکرات راضی باشیم اما باتوجه به توانی که داریم و با توجه به ترکیب شورایعالی کار، بیش از این امکان‌پذیر نبود.

سوال کارگران، درواقع ابهام و نگرانی و شاید دلخوری کارگران از آن است که نمایندگان کارگری مصوبه هفدهم خرداد را امضا کردند؛ چرا امضا کردند؛ آیا نمی‌شد مثل دفعه قبل امضا نکنند و خود  دولت و کارفرمایان با هم به نتیجه برسند؟

خودتان را بگذارید جای دولت؛ اگر نمایندگان کارگری امضا نمی‌کردند یعنی در واقع توافق نمی‌کردند، دیگر نیازی به توافق جدید نبود! دولت و کارفرما که قبلاً باهم بر سر دستمزد ۹۹ به توافق رسیده بودند و مصوبه را ابلاغ هم کرده بودند؛ اگر  کارگران امضا نمی‌کردند همان مصوبه بیستم فروردین کماکان لازم‌الاجرا می‌ماند و مصوبه جدیدی ابلاغ نمی‌شد. این، یک واقعیت است که اگر قرار به امضا نکردن بود، همان مصوبه قبلی بود دیگر؛ نیاز به مصوبه جدیدی نبود. شما مصوبات کمیته ماده ۱۲ و تلاش کارفرمایان و دولت (که خودش بزرگ‌ترین و قدرتمندترین کارفرماست) برای تعدیل کارگران را نادیده نگیرید؛ به نظر من فارغ از عدد و رقم نهایی، شکسته شدن تابوی بازنگری در میزان دستمزد، بزرگ‌ترین دستاورد این ماجرا بود.

[ad_2]

Source link

خانه با «نخریدن» ارزان می‌شود؟

[ad_1]

گروه اقتصادی_اعتماد در گزارشی طرح ماليات بر عايدي مسكن را بررسی کرده است.

* بيش از چهار ماه از اصلاح دوم قانون ماليات بر عايدي مسكن در چهار سال اخير كه توسط وزارت اقتصاد و سازمان امور مالياتي انجام شد‌، مي‌گذرد. در اين اصلاحيه نرخ ماليات از 28 درصد به 25 درصد براي مدت تملك يك‌سال و كمتر تعيين شد و به ازاي هر سال معادل 2.5 درصد از ماليات كاهش خواهد يافت. اما با وجود سابقه‌اي حدودا يك قرني در جهان، اين ماليات هنوز در كشور اجرا نمي‌شود.

* ماليات بر جابه‌جايي مسكن يك نوع «ماليات بر ثروت» تلقي مي‌شود كه از يك‌سو امكان درآمدزايي دولت‌ها از محل نقل و انتقالات ملك را فراهم مي‌كند و از طرف ديگر، هزينه فعاليت‌هاي سوداگرايانه در بازار را كه عمدتا حاصل آن شوك‌هاي قيمتي است؛ بالاتر مي‌برد.

* بر اساس آخرين گزارش بانك مركزي متوسط قيمت هر مترمربع واحد مسكوني در ارديبهشت سال جاري نسبت به مدت مشابه سال گذشته 34 درصد افزايش داشته و از 12 ميليون و 672 هزار تومان به 16 ميليون و 972 هزار تومان رسيده است. افزايش قيمت مسكن در كنار افزايش تورم (كه بر اساس گزارش‌هاي مركز آمار با 4.3 درصد كاهش نسبت به ارديبهشت 98 به 30 درصد رسيد) تعداد معاملات مسكن را در فاصله ارديبهشت 98 تا 99 حدود 20 درصد كاهش داده است.

* با وجود اينكه مسوولان و فعالان بازار مسكن بارها بر «نبود قدرت خريد مردم» تاكيد كردند، اما بازار باز هم شاهد افزايش قيمت‌هاست. تنها راهكار ارايه شده نيز «نخريدن خانه و صبر تا زمان كاهش قيمت‌ها» است. راهكاري كه نه‌تنها سياستي براي بهبود وضعيت مسكن نيست‌، بلكه واگذاردن آن به دست دلالان و جهش‌هاي قيمتي آينده است. نمونه اين مدعا در توصيه محمد اسلامي‌، وزير مسكن در تيرماه سال 98 بود. اسلامي در واكنش به گراني مسكن در ماه‌هاي منتهي به خرداد همان سال بود.

* اما توصيه وزير مسكن نيز نتوانست از التهاب قيمتي در بازار مسكن بكاهد، چراكه آمارهاي بانك مركزي در خصوص تحولات تيرماه بازار مسكن همان سال نشان مي‌دهد كه معاملات و قيمت مسكن به ترتيب كاهش 65.5 و 91.5 درصدي نسبت به مدت مشابه سال 97 داشته است. هر چند راهكار «كاهش تقاضا براي به تعادل رساندن قيمت» بعضا از سوي مسوولان براي كنترل قيمت در ساير بازارها نيز مورد استفاده قرار گرفته است. به تازگي محمد اسلامي وزير راه و شهرسازي نيز عنوان كرده «براي كاهش قيمت مسكن، مردم بايد دست از خريد خانه بردارند.» استدلالي كه به گفته ناظران، با تداوم دامنه التهابات قيمتي در بازار مسكن، حتي در زمان شيوع كرونا كه معاملات به طرز چشمگيري كاهش پيدا كرده بود همچنين افزايش دوبرابري مستاجران از سال 85 تاكنون، نادرستي راهكار « نخر تا قيمتش كم شود» را بيش از پيش آشكار مي‌كند.

* بازار مسكن طي يك دهه اخير به دليل نوسانات قيمتي محل خوبي براي نگهداشت سرمايه‌هاي سرگردان و نقدينگي افراد بوده است. نبود مكانيسم‌هاي مالياتي بر مسكن در كنار وجود 2.5 ميليون خانه خالي در كشور مي‌تواند جذابيت‌هاي بيشتري از منظر سوداگري بر اين بازار بيفزايد. مالكان با عرضه نكردن واحدهاي خالي خود سعي در استفاده بيشتر از نوسانات قيمتي دارند.

* در نهايت بايد به نگراني تازه فعالان و مشتريان املاك در بازار نيز اشاره كرد كه معتقدند اعمال ماليات بر املاك قادر است شوك جديدي به قيمت مسكن اضافه كند. استدلال آنها نيز ساده است: با اعمال ماليات بر جابه‌جايي و خريد و فروش مسكن، مالكان و دلالان مسكن ميزان ماليات اعمال شده را بر قيمت ملك به اصطلاح «سرشكن» مي‌كنند و همين موجب مي‌شود تا قيمت مسكن با شوك تازه‌اي روبه‌رو شود. تجربه دهه‌هاي گذشته نيز نشان داده كه با افزايش سياست‌هاي حمايتي نظير پرداخت وام مسكن و بالا بردن ميزان آن، دلالان و فعالان مسكن نيز دست به قيمت‌گذاري كاذب متناسب با عدد اضافه شده به وام مسكن زده‌اند و چالش تازه‌اي را براي «خريداران واقعي» ايجاد كرده‌اند و پيش‌بيني مي‌شود كه موضوع ماليات بر مسكن نيز چنين الگويي را باز هم تكرار كند.

[ad_2]

Source link

سهمیه‌ بنزین کارت‌های مفقودی از بین می‌رود؟

[ad_1]

کرامت ویس کرمی، مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی در برنامه رادیویی گفت: کارت سوخت به نام خودرو صادر می‌شود، زمانی که خودرو فعال است، کارت سوخت دارد و طبیعتا به آن خودرو سهمیه‌ سوخت هم تعلق می‌گیرد. اگر به هر دلیلی کارت المثنی برای خودرو صادر شود هر آنچه سهمیه‌ای که در کارت قبلی باقی مانده باشد به کارت جدید هم منتقل می‌شود.او افزود: همچنین ممکن است کسی بخواهد علی‌رغم اینکه لزومی به تعویض کارت هوشمند خودرو پس از نقل و انتقال از مالکی به مالک دیگر نیست، اقدام به تعویض کارت هوشمند به نام مالک جدید کند. باز هم تفاوتی در میزان سهمیه‌ سوخت در کارت جدید وجود نخواهد داشت.این مسئول در وزارت نفت اظهار کرد: کارت سوخت به نام خودرو صادر شده است و هر آنچه سهمیه در کارت خودرو وجود دارد پس از نقل و انتقال مالکیت هم در کارت باقی می‌ماند و نیازی به تعویض کارت پس از نقل و انتقال مالکیت نیست. با این وجود حتی اگر اقدام به تعویض هم انجام شود در میزان سهمیه تفاوتی ایجاد نخواهد شد.او در مورد خبر اعلام شده از سوی سخنگوی شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی مبنی بر اینکه افرادی که به تازگی درخواست کارت سوخت جدید می‌کنند نمی‌توانند از سهمیه‌ سوخت ماه‌های قبل خود استفاده کنند، گفت: ایشان در مورد کارت‌های جدید اظهار نظر کرده‌اند و بحث به خودروهای نوشماره یا صفر کیلومتر تعلق داشته است. طبیعتا برای خودروی صفر کیلومتر سهمیه‌ای وجود ندارد.

کرمی گفت: سهمیه خودروهای نو ۳۶۰ لیتر بود. یعنی تا پایان تیرماه ۹۹ شش ماه ذخیره شد، اما به دلیل شیوع کرونا حدود ۵۴۰ لیتر سهمیه در کارت این خودروها باقی می‌ماند.مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی گفت: در بحث تاکسی‌های اینترنتی مصوب شده بود که بر مبنای عملکردشان به آنان سهمیه تعلق بگیرد. اعتبار سوخت این خودروها پس از ارسال عملکرد از سوی وزارت کشور به این شرکت؛ برمبنای زیرساخت‌های ایجاد شده بلافاصله به کارت سوخت انتقال داده می‌شود.او اظهار کرد: ما متولی انجام این کار هستیم و عملکرد باید از سوی وزارت کشور به ما ابلاغ شود. این شرکت به تمام خودروهایی که عملکردشان از سوی وزارت کشور ارسال شده سوخت مازاد تخصیص داده است و نهایتا این سوخت‌های ترمیمی بر مبنای کارکرد به کارت سوخت تاکسی‌های اینترنتی ارسال می‌شود.کرمی در مورد افزایش سهمیه‌ سوخت وانت‌ها گفت: وانت‌ها هم بر مبنای کارکردی که سازمان متولی به ما ابلاغ می‌کند سوخت اضافه دریافت می‌کنند و ما پس از دریافت عملکرد بلافاصله سوخت را به کارتشان منتقل می‌کنیم.او بیان کرد: ارسال کارت‌های سوخت المثنی به متقاضیان طبق برنامه انجام می‌گیرد، اما اگر تاخیری در ارسال کارت به متقاضیان صورت گیرد این افراد می‌توانند با شماره‌ ۰۹۶۲۷ تماس گرفته و در جریان مراحل ارسالی کارت سوخت خودروی خود قرار بگیرند.

[ad_2]

Source link

انتشار دست‌نوشته‌های هوشنگ گلشیری – بهار نیوز

[ad_1]

به گزارش ایسنا، همزمان با بیستمین سالگرد درگذشت هوشنگ گلشیری و نیز انتشار چاپ نهم کتاب «گلستان سعدی» ویراسته این نویسنده، دست نوشته‌هایی از هوشنگ گلشیری که حین دو سال تلاش برای ویرایش این نسخه بر جای مانده است، توسط انتشارات ققنوس رونمایی می‌شود.نخستین بار در سال ۱۳۸۴ «گلستان سعدی» با ویرایش گلشیری بر روی نسخه تصحیح‌شده محمدعلی فروغی در انتشارات ققنوس چاپ و منتشر شد.چاپ این کتاب در پی انتشار «کلیات سعدی»، که پیش از این توسط انتشارات ققنوس منتشر شده بود با مقدمه گلشیری صورت گرفت.گلشیری در پیشگفتار گلستان سعدی درباره شیوه کار خود متذکر می‌شود که در این کتاب غلط‌های آشکار چاپی نسخه مرحوم فروغی را اصلاح کرده و ابیات ساقط شده را به توصیه خود فروغی به متن افزوده است. همچنین او یادآور می‌شود که در رسم‌الخط فروغی تغییر چندانی نداده. واژه‌نامه‌ای که گلشیری به کتاب افزوده نیز از محسنات آن به شماره می‌رود که نشان از تسلط ستودنی او بر نثر و زبان فارسی دارد.


[ad_2]

Source link

کدام‌خودرو سایپادرقرعه کشی پرتقاضاتر بوده است؟

[ad_1]

گروه اقتصادی: بعد از شرکت خودروسازی ایران خودرو، قرعه کشی محصولات سایپا فردا برگزار می‌شود.

در ثبت نام اخیر برای طرح فروش فوق العاده محصولات سایپا، یک میلیون و ۷۰ هزار نفر ثبت نام کرده اند. محصولات سایپا شامل تیبا، تیبا ۲، ساینا، وانت ریچ، وانت زامیاد دوگانه سوز، وانت سایپا ۱۵۱ و وانت زامیاد دیزل است. بیش‌ترین تقاضا برای تیبا و تیبا ۲ بوده است که هر کدام حدود ۳۲۰ هزار متقاضی داشته اند، با توجه به ۱۰ هزار خودرویی که از  طریق شرکت سایپا ارائه خواهد شد به ازای هر خودرو بیش از ۱۰۷ متقاضی وجود دارد.آمارهای ارائه شده از خودروسازی سایپا اعداد و ارقام بسیار پایین تری را نسبت به خودروسازی ایران خودرو نشان می‌دهند بنابر این متقاضیان این خودروسازی شانس بسیار بیشتری خواهند داشت. روند قرعه کشی  مطابق روند امروز در خودروسازی ایران خودرو به صورت تعریف شده و تصادفی است.

[ad_2]

Source link

بچه‌ها دوست دارند رمان‌ عاشقانه بخوانند

[ad_1]

به گزارش ایسنا، فرهاد حسن‌زاده در پی اتفاقی که برای «رومینا، دختر ۱۴ساله تالشی» رخ داده است و کشته شدن او به دست پدرش، درباره پرداختن به مسائل نوجوانان و نقش ادبیات بر جلوگیری از خشونت‌های خانگی اظهار کرد: ادبیات بخشی از این معضل را دربر می‌گیرد. جامعه ما به آگاهی فراگیر نیاز دارد که این‌ آگاهی باید از همه‌سو به جامعه داده شود؛ رسانه‌های عمومی مثل صدا و سیما که از سهم بودجه همین مردم استفاده می‌کند باید به مردم دانش و بینش اجتماعی بدهد. همین‌طور رسانه‌های مجازی وابسته به نهادهای دولتی و شهرداری‌ها. ادبیات کودک و نوجوان بخشی از این جامعه است و تمام مسائل بر دوش ادبیات نیست.او افزود: ما در جامعه‌ای زندگی‌ می‌کنیم که بیشترین نظارت و کنترل بر آن صورت می‌گیرد، از مهدکودک، مدرسه و دانشگاه گرفته تا محیط کار و مراکز تفریحی و اینترنت. اما هیچ‌گاه از خود نمی‌پرسیم با وجود این همه کنترل از راه دور و از راه زور چه نتیجه‌ای عایدمان شده است؟ جامعه با این‌همه سیاست‌های هدایتی به کجا رسیده است؟ اهمیت خانواده‌ها و رفتارهای پرخطر کودکان و نوجوانان ما الان کجای آمارهای جهانی است؟ مثلاً سن اعتیاد در مدارس ما به چند سال رسیده؟ یا سن فرار از خانه و خودکشی و نزاع‌های خانوادگی و شهری؟ همه این‌ها یک زنجیره است که به هم پیوسته‌ و از فرهنگی سرچشمه می‌گیرد که قصد ندارد خود را به‌روز کند. ادبیات و ادبیات کودک و نوجوان هم بخشی از این زنجیره است.حسن‌زاده خاطرنشان کرد: ادبیات می‌تواند بازتاب‌دهنده مسائل نوجوانان باشد و از دردها حرف بزند. ادبیات و کتاب‌های داستان نه شفادهنده هستند و نه تخریب‌کننده. اما عده‌ای هستند که با بیان حقایق مخالفت می‌کنند و به بهانه‌ سیاه‌نمایی مانع بیان این‌گونه واقعیت‌ها می‌شوند. در بازی نوشتن از یک سو نویسنده نشسته و یک سو مخاطب. ابتدا باید احساس نیاز در نویسنده‌ها شکل بگیرد و آن‌ها در آثارشان به این مسائل بپردازند. اما جریان‌هایی هستند که بر کار نویسندگان نظارت و دخالت می‌کنند و به بهانه‌ این‌که کتابی بدآموزی دارد و تأثیر منفی بر مخاطب می‌گذارد، اثر را حذف می‌کنند.

این نویسنده ادبیات کودک و نوجوان درباره مشکلات و موانعی که برای نوشتن از مسائل نوجوانان وجود دارد، گفت: نهادهای فرهنگی اگر از آثار واقع‌گرایانه که از دردهای ملموس جامعه به شکل عریان حرف می‌زنند حمایت نمی‌کنند، لااقل حذف هم نکنند. تا به حال چند بار کتاب‌های من به خاطر پرداختن به همین مسائل از گردونه داوری حذف شده‌اند. نظارت بر کتاب‌ها، ادبیات را به ادبیاتی بی‌خاصیت که در آن همه‌چیز خوب و مثبت است، تبدیل می‌کند. در حالی که رسالت ادبیات این است که هم از زشتی‌ها بگوید و هم از زیبایی‌ها. در واقع تا زمانی که سیاهی را نبینیم و به ابعادش نپردازیم سپیدی معنای اصیل خود را نخواهد یافت. اگر در قصه فقط به کودک بگوییم گرگ بد است، تا زمانی که تصویر واقعی و درستی از گرگ به او ندهیم، گرگ را باور و احساس خطر نمی‌کند. خاصیت این نوع ممیزی‌ها تهی کردن ادبیات از جوهر شناخت مفاهیم زندگی است. اگر این پیشگیری ادامه پیدا کند به‌مرور به رویه تبدیل می‌شود و نویسندگان هم به مرور بدون این‌که خودشان احساس کنند مسخ و تابع می‌شوند و آثارشان از مفاهیم واقعی زندگی تهی می‌شود.او درباره تأثیرگذاری بیان این مسائل بر روی کودکان و نوجوانان هم اظهار کرد: زمانی‌که نوجوانان مسائل‌شان را در ادبیات تالیفی سرزمین خود نمی‌بینند، یا به آثار ترجمه روی می‌آورند یا به رمان‌هایی که برای بزرگسال منتشر شده است. خواندن رمان‌های دم‌دستی و سطحی اوقات بچه‌هایی را که می‌خواهند با مطالعه وقت بگذرانند پر کرده است. وقتی آن‌ها سیما و سایه‌ خود را در کتاب‌های نوجوان پیدا نکنند جای دیگری دنبالش می‌گردند که جبران‌ناپذیر است. همه می‌دانیم که نوجوانی یک دوره گذار از کودکی به جوانی است و در این دوره همه‌چیز در حال تغییر است و پایدار نیست، همه حس‌ها و تغییرات جسمانی برای بچه‌ها جدید و در عین‌حال عجیب است. حتی نوع ساختار خانواده ما ایرانی‌ها به گونه‌ای است که بچه‌ها ارتباط خوبی با خانواده‌های‌شان ندارند و نمی‌توانند مسائل‌شان را با آن‌ها در میان بگذارند. زمانی هم که جایی و رسانه‌ای و کتابی نباشد به دغدغه‌های نوجوانان بپردازد تا آن‌ها خودشان را در آن پیدا کنند، شرایط برای‌شان سخت‌تر می‌شود و جامعه‌ هم باید هزینه زیادی بپردازد؛ مانند «رومینا» و اتفاق‌های زیادی که در این سال‌ها رخ داده و ما از آن‌ها بی‌خبریم. «رومینا» یکی از اتفاق‌هایی بود که برملا شد و جامعه نسبت به آن واکنش نشان داد، اما اتفاق‌هایی شبیه به رومینا فراوان است و کسی باخبر نمی‌شود.

فرهاد حسن‌زاده همچنین بیان کرد: ادبیات کودک را کودکان نمی‌نویسند و بزرگ‌ترها می‌نویسند، بنابراین گسستی در این میان وجود دارد و ممکن است بزرگ‌ترها از دغدغه بچه‌ها بی‌خبر باشند. خود من زمانی که در جمع‌ بچه‌ها می‌روم از آن‌ها می‌پرسم اگر شما نویسنده بودید، دوست داشتید درباره چه چیزی بنویسید؟ بچه‌ها همان‌طور که درباره ژانر ترس، معمایی و فانتزی حرف می‌زنند از عشق هم حرف می‌زنند و دوست دارند رمان‌های عاشقانه بخوانند. این یعنی این‌که آن‌ها کمبودش را احساس کرده‌اند. این موضوع خود بانگ هوشیاری است؛ بچه‌های این نسل نیاز دارند داستان‌هایی از خود واقعی‌شان بخوانند که عشق هم یکی از این مسائل است. البته داستان‌هایی محکم و غنی و تاثیرگذار که خودباوری و قدرت و امید را تقویت کنند. تجربه نشان داده ما از هرچه تابو ساخته‌ایم و حذف کردیم راه خودش را پیدا کرده است. باید نگاه‌ها را عوض کرد. باید به جای سد، پل ساخت. باید هنر عشق‌ورزیدن را به کودکان‌مان بیاموزیم تا خشونت و کینه و قهر جایش را به مهر و صلح و مدارا بدهد. فکر می‌کنم خواندن این داستان‌ها به بچه‌ها شناخت می‌دهد، روح‌شان را تراش می‌دهد و آن‌ها را آماده می‌کند تا با جنبه‌های پنهان آدم‌ها آشنا شوند. بچه‌ها هرچه بیشتر از این داستان‌ها بخوانند در مواجهه عملی با بحران‌های زندگی واکنش‌های بهتری از خود بروز خواهند داد.

او افزود: کتاب‌های نوجوانان را فقط نوجوانان نباید بخوانند بلکه بزرگ‌ترها هم باید آن‌ها را بخوانند تا بتوانند درک بهتری از دنیای نوجوانان پیدا کنند. من در این سال‌ها در کارهایی که داشته‌ام کمرنگ و پررنگ به این مسئله پرداخته‌ام. مثلا رمان «هستی» که عشق در آن یک رگه‌ پنهان بود. در کتاب «این وبلاگ واگذار می‌شود» عشق پررنگ‌تر بود؛ این کتاب داستانی در دل جنگ ایران و عراق است و در شهر آبادان اتفاق می‌افتد. ماجرای پسر نوجوانی است به نام «زال» که به دختر همسایه دل باخته است. اما خانواده دختر به‌خاطر جنگ مجبور به مهاجرت می‌شوند و کلید خانه‌شان را به پسر می‌سپارند. آن‌ها تصور می‌کنند که جنگ زود تمام می‌شود و برمی‌گردند. بدین ترتیب زال ۳۰ سال منتظر می‌ماند که آن‌ها برگردند و کلیدشان را برگرداند. در واقع کلید بهانه است برای این‌که او با عشقش مواجه شود؛ عشقی که معلوم نیست طی این دوران چه بر سرش آمده. یا در کتاب «همان لنگه کفش بنفش» که رابطه‌ دوستی و همزیستی و دلتنگی یک جفت کفش را روایت می‌کند که همدیگر را گم کرده‌اند و لنگه‌ای به دنبال دیگری می‌گردد. یا مجموعه «عشق و آینه» که چند داستان کوتاه با تم عاشقانه دارد. «هنداونه به شرط عشق» نیز مجموعه طنز است که نهاد خانواده را در آن می‌بینیم و در آن تأکید می‌شود تنها عشق است که می‌تواند باعث مستحکم‌تر شدن رابطه‌ها شود. رابطه‌ پدری و مادری که ممکن است به باریکی مویی بشود ولی هرگز پاره نشود. در رمان «زیبا صدایم کن» هم شاهد رابطه‌ خاص دختر و پدری هستیم که اگرچه روزگار بین آن‌ها فاصله انداخته ولی زیبا پدرش را عاشقانه دوست دارد و همین عشق زیبا بهانه‌ای است برای ادامه‌ زندگی.

[ad_2]

Source link