بچه‌ها دوست دارند رمان‌ عاشقانه بخوانند

[ad_1]

به گزارش ایسنا، فرهاد حسن‌زاده در پی اتفاقی که برای «رومینا، دختر ۱۴ساله تالشی» رخ داده است و کشته شدن او به دست پدرش، درباره پرداختن به مسائل نوجوانان و نقش ادبیات بر جلوگیری از خشونت‌های خانگی اظهار کرد: ادبیات بخشی از این معضل را دربر می‌گیرد. جامعه ما به آگاهی فراگیر نیاز دارد که این‌ آگاهی باید از همه‌سو به جامعه داده شود؛ رسانه‌های عمومی مثل صدا و سیما که از سهم بودجه همین مردم استفاده می‌کند باید به مردم دانش و بینش اجتماعی بدهد. همین‌طور رسانه‌های مجازی وابسته به نهادهای دولتی و شهرداری‌ها. ادبیات کودک و نوجوان بخشی از این جامعه است و تمام مسائل بر دوش ادبیات نیست.او افزود: ما در جامعه‌ای زندگی‌ می‌کنیم که بیشترین نظارت و کنترل بر آن صورت می‌گیرد، از مهدکودک، مدرسه و دانشگاه گرفته تا محیط کار و مراکز تفریحی و اینترنت. اما هیچ‌گاه از خود نمی‌پرسیم با وجود این همه کنترل از راه دور و از راه زور چه نتیجه‌ای عایدمان شده است؟ جامعه با این‌همه سیاست‌های هدایتی به کجا رسیده است؟ اهمیت خانواده‌ها و رفتارهای پرخطر کودکان و نوجوانان ما الان کجای آمارهای جهانی است؟ مثلاً سن اعتیاد در مدارس ما به چند سال رسیده؟ یا سن فرار از خانه و خودکشی و نزاع‌های خانوادگی و شهری؟ همه این‌ها یک زنجیره است که به هم پیوسته‌ و از فرهنگی سرچشمه می‌گیرد که قصد ندارد خود را به‌روز کند. ادبیات و ادبیات کودک و نوجوان هم بخشی از این زنجیره است.حسن‌زاده خاطرنشان کرد: ادبیات می‌تواند بازتاب‌دهنده مسائل نوجوانان باشد و از دردها حرف بزند. ادبیات و کتاب‌های داستان نه شفادهنده هستند و نه تخریب‌کننده. اما عده‌ای هستند که با بیان حقایق مخالفت می‌کنند و به بهانه‌ سیاه‌نمایی مانع بیان این‌گونه واقعیت‌ها می‌شوند. در بازی نوشتن از یک سو نویسنده نشسته و یک سو مخاطب. ابتدا باید احساس نیاز در نویسنده‌ها شکل بگیرد و آن‌ها در آثارشان به این مسائل بپردازند. اما جریان‌هایی هستند که بر کار نویسندگان نظارت و دخالت می‌کنند و به بهانه‌ این‌که کتابی بدآموزی دارد و تأثیر منفی بر مخاطب می‌گذارد، اثر را حذف می‌کنند.

این نویسنده ادبیات کودک و نوجوان درباره مشکلات و موانعی که برای نوشتن از مسائل نوجوانان وجود دارد، گفت: نهادهای فرهنگی اگر از آثار واقع‌گرایانه که از دردهای ملموس جامعه به شکل عریان حرف می‌زنند حمایت نمی‌کنند، لااقل حذف هم نکنند. تا به حال چند بار کتاب‌های من به خاطر پرداختن به همین مسائل از گردونه داوری حذف شده‌اند. نظارت بر کتاب‌ها، ادبیات را به ادبیاتی بی‌خاصیت که در آن همه‌چیز خوب و مثبت است، تبدیل می‌کند. در حالی که رسالت ادبیات این است که هم از زشتی‌ها بگوید و هم از زیبایی‌ها. در واقع تا زمانی که سیاهی را نبینیم و به ابعادش نپردازیم سپیدی معنای اصیل خود را نخواهد یافت. اگر در قصه فقط به کودک بگوییم گرگ بد است، تا زمانی که تصویر واقعی و درستی از گرگ به او ندهیم، گرگ را باور و احساس خطر نمی‌کند. خاصیت این نوع ممیزی‌ها تهی کردن ادبیات از جوهر شناخت مفاهیم زندگی است. اگر این پیشگیری ادامه پیدا کند به‌مرور به رویه تبدیل می‌شود و نویسندگان هم به مرور بدون این‌که خودشان احساس کنند مسخ و تابع می‌شوند و آثارشان از مفاهیم واقعی زندگی تهی می‌شود.او درباره تأثیرگذاری بیان این مسائل بر روی کودکان و نوجوانان هم اظهار کرد: زمانی‌که نوجوانان مسائل‌شان را در ادبیات تالیفی سرزمین خود نمی‌بینند، یا به آثار ترجمه روی می‌آورند یا به رمان‌هایی که برای بزرگسال منتشر شده است. خواندن رمان‌های دم‌دستی و سطحی اوقات بچه‌هایی را که می‌خواهند با مطالعه وقت بگذرانند پر کرده است. وقتی آن‌ها سیما و سایه‌ خود را در کتاب‌های نوجوان پیدا نکنند جای دیگری دنبالش می‌گردند که جبران‌ناپذیر است. همه می‌دانیم که نوجوانی یک دوره گذار از کودکی به جوانی است و در این دوره همه‌چیز در حال تغییر است و پایدار نیست، همه حس‌ها و تغییرات جسمانی برای بچه‌ها جدید و در عین‌حال عجیب است. حتی نوع ساختار خانواده ما ایرانی‌ها به گونه‌ای است که بچه‌ها ارتباط خوبی با خانواده‌های‌شان ندارند و نمی‌توانند مسائل‌شان را با آن‌ها در میان بگذارند. زمانی هم که جایی و رسانه‌ای و کتابی نباشد به دغدغه‌های نوجوانان بپردازد تا آن‌ها خودشان را در آن پیدا کنند، شرایط برای‌شان سخت‌تر می‌شود و جامعه‌ هم باید هزینه زیادی بپردازد؛ مانند «رومینا» و اتفاق‌های زیادی که در این سال‌ها رخ داده و ما از آن‌ها بی‌خبریم. «رومینا» یکی از اتفاق‌هایی بود که برملا شد و جامعه نسبت به آن واکنش نشان داد، اما اتفاق‌هایی شبیه به رومینا فراوان است و کسی باخبر نمی‌شود.

فرهاد حسن‌زاده همچنین بیان کرد: ادبیات کودک را کودکان نمی‌نویسند و بزرگ‌ترها می‌نویسند، بنابراین گسستی در این میان وجود دارد و ممکن است بزرگ‌ترها از دغدغه بچه‌ها بی‌خبر باشند. خود من زمانی که در جمع‌ بچه‌ها می‌روم از آن‌ها می‌پرسم اگر شما نویسنده بودید، دوست داشتید درباره چه چیزی بنویسید؟ بچه‌ها همان‌طور که درباره ژانر ترس، معمایی و فانتزی حرف می‌زنند از عشق هم حرف می‌زنند و دوست دارند رمان‌های عاشقانه بخوانند. این یعنی این‌که آن‌ها کمبودش را احساس کرده‌اند. این موضوع خود بانگ هوشیاری است؛ بچه‌های این نسل نیاز دارند داستان‌هایی از خود واقعی‌شان بخوانند که عشق هم یکی از این مسائل است. البته داستان‌هایی محکم و غنی و تاثیرگذار که خودباوری و قدرت و امید را تقویت کنند. تجربه نشان داده ما از هرچه تابو ساخته‌ایم و حذف کردیم راه خودش را پیدا کرده است. باید نگاه‌ها را عوض کرد. باید به جای سد، پل ساخت. باید هنر عشق‌ورزیدن را به کودکان‌مان بیاموزیم تا خشونت و کینه و قهر جایش را به مهر و صلح و مدارا بدهد. فکر می‌کنم خواندن این داستان‌ها به بچه‌ها شناخت می‌دهد، روح‌شان را تراش می‌دهد و آن‌ها را آماده می‌کند تا با جنبه‌های پنهان آدم‌ها آشنا شوند. بچه‌ها هرچه بیشتر از این داستان‌ها بخوانند در مواجهه عملی با بحران‌های زندگی واکنش‌های بهتری از خود بروز خواهند داد.

او افزود: کتاب‌های نوجوانان را فقط نوجوانان نباید بخوانند بلکه بزرگ‌ترها هم باید آن‌ها را بخوانند تا بتوانند درک بهتری از دنیای نوجوانان پیدا کنند. من در این سال‌ها در کارهایی که داشته‌ام کمرنگ و پررنگ به این مسئله پرداخته‌ام. مثلا رمان «هستی» که عشق در آن یک رگه‌ پنهان بود. در کتاب «این وبلاگ واگذار می‌شود» عشق پررنگ‌تر بود؛ این کتاب داستانی در دل جنگ ایران و عراق است و در شهر آبادان اتفاق می‌افتد. ماجرای پسر نوجوانی است به نام «زال» که به دختر همسایه دل باخته است. اما خانواده دختر به‌خاطر جنگ مجبور به مهاجرت می‌شوند و کلید خانه‌شان را به پسر می‌سپارند. آن‌ها تصور می‌کنند که جنگ زود تمام می‌شود و برمی‌گردند. بدین ترتیب زال ۳۰ سال منتظر می‌ماند که آن‌ها برگردند و کلیدشان را برگرداند. در واقع کلید بهانه است برای این‌که او با عشقش مواجه شود؛ عشقی که معلوم نیست طی این دوران چه بر سرش آمده. یا در کتاب «همان لنگه کفش بنفش» که رابطه‌ دوستی و همزیستی و دلتنگی یک جفت کفش را روایت می‌کند که همدیگر را گم کرده‌اند و لنگه‌ای به دنبال دیگری می‌گردد. یا مجموعه «عشق و آینه» که چند داستان کوتاه با تم عاشقانه دارد. «هنداونه به شرط عشق» نیز مجموعه طنز است که نهاد خانواده را در آن می‌بینیم و در آن تأکید می‌شود تنها عشق است که می‌تواند باعث مستحکم‌تر شدن رابطه‌ها شود. رابطه‌ پدری و مادری که ممکن است به باریکی مویی بشود ولی هرگز پاره نشود. در رمان «زیبا صدایم کن» هم شاهد رابطه‌ خاص دختر و پدری هستیم که اگرچه روزگار بین آن‌ها فاصله انداخته ولی زیبا پدرش را عاشقانه دوست دارد و همین عشق زیبا بهانه‌ای است برای ادامه‌ زندگی.

[ad_2]

Source link

هاشمی: کشته شد‌ن رومینا اتفاق تلخی بود

[ad_1]

گروه جامعه_روزنامه آرمان ملی با فائزه هاشمی؛ فعال سیاسی – اجتماعی گفتگو کرده است.
اين روزها قتل روميناي 13‌ساله توسط پد‌رش مورد‌ توجه افکار عمومي است. بسياري خواهان اعد‌ام قاتل يعني پد‌ر رومينا هستند‌ اما قوانين چنين اجازه‌اي نمي‌د‌هد‌. به‌نظر شما چه بايد‌ کرد‌؟
کشته شد‌ن رومينا توسط پد‌رش اتفاق تلخي بود‌. اميد‌وارم با تصميمات د‌اد‌ستاني و مجموعه قضايي، به‌صورت ويژه به اين پروند‌ه رسيد‌گي شود‌. د‌ر بخشي از برد‌اشت‌هاي فقهي، همسر و فرزند‌ان جزو اموال مرد‌ محسوب مي‌شود‌ و مرد‌ بر آنها مالکيت د‌ارد‌ يعني مرد‌ مي‌تواند‌ هر بلايي که خواست بر سر اموال خود‌ش بياورد‌ که بر همين اساس، د‌ر قانون براي پد‌ري که فرزند‌ خود‌ش را به قتل مي‌رساند‌، قصاص پيش‌بيني نشد‌ه است. اتفاق د‌وم اين است که شاکي خصوصي ند‌ارد‌ يعني اعضاي خانواد‌ه زماني که پد‌ر خطا مي‌کند‌، با او همراه هستند‌ يا جرات شکايت ند‌ارند‌ و يا شکايت را نوعي آبروريزي مي‌د‌انند‌ و… بنابراين نمي‌توان پروند‌ه را به‌صورت کامل بررسي کرد‌ و د‌ر نهايت پد‌ر مجازات نمي‌شود‌ چون شاکي خصوصي ند‌ارد‌.نکته سوم اين است که چنين پروند‌ه‌هايي جنبه عمومي د‌ارد‌ و شخصي و خانواد‌گي نيست اما وظيفه د‌اد‌ستان است که به‌عنوان پد‌يد‌ه اجتماعي با چنين پروند‌ه‌هايي مواجه شود‌، چرا که عد‌م تقاص پد‌ر سبب رواج آن خطا د‌ر جامعه خواهد‌ شد‌ و با سرنوشت عموم مرد‌م ارتباط د‌ارد‌. بنابراين وظيفه د‌اد‌ستاني است که براي حفاظت عمومي جامعه، زنان، د‌ختران و حتي پسران به‌عنوان مد‌عي‌العموم وارد‌ شود‌. اکنون نوبت آن است که مد‌عي‌العموم د‌ر پروند‌ه رومينا ورود‌ کرد‌ه و به آن رسيد‌گي شود‌. نکته چهارم اين است که د‌ر چنين پروند‌ه‌هايي پد‌ر يا ماد‌ر بايد‌ به اشد‌ مجازات برسند‌. اگر فرزند‌ي از سوي يک فرد‌ غريبه کشته شود‌ تکليفش مشخص است اما اگر پد‌ر يا ماد‌ر مرتکب قتل فرزند‌شان شود‌ به نظرم بايد‌ چند‌ين برابر فرد‌ غريبه مجازات و قصاص شوند‌ تا به‌طور جد‌ي با اين قتل‌هاي ناموسي مقابله شود‌.اگر اين بچه يعني روميناي 13‌ساله مشکلي د‌اشت که او را به خانواد‌ه‌اش تحويل نمي‌د‌اد‌ند‌ پس نتيجه مي‌گيريم او ظاهرا خلافي ند‌اشته و د‌ر اد‌امه پد‌رش اقد‌ام به قتل او کرد‌ه است. اگر قرار باشد‌ هر فرد‌ي خود‌ش براي خود‌ش د‌اد‌گاه تشکيل د‌هد‌ و اقد‌ام به مجازات کند‌ که سنگ روي سنگ بند‌ نمي‌شود‌ و تفکري خطرناک است. اگر با اين پد‌يد‌ه تقابل جد‌ي نشود‌، معاد‌لات د‌ر جامعه بهم مي‌ريزد‌.

برخي معتقد‌ند‌ اگر لايحه منع خشونت عليه زنان به تصويب مي‌رسيد‌ حالا شاهد‌ اين جنايت نبود‌يم. شما هم همين نظر را د‌اريد‌؟

متاسفانه ماد‌ه‌اي د‌ر اين لايحه به چنين موضوعي اشاره نکرد‌ه است. د‌ر آن لايحه پد‌ر از قصاص آزاد‌ و رها است و ماد‌ر را د‌ر کنار پد‌ر گذاشتند‌ يعني ماد‌ر هم د‌ر صورت قتل فرزند‌ش قصاص نشود‌. افزود‌ن ماد‌ر براي اين است تا صد‌اي مد‌افعان حقوق زنان د‌ر نيايد‌ و بگويند‌ ماد‌ر مانند‌ پد‌ر از قصاص خلاصي د‌ارد‌ اما بايد‌ پرسيد‌ پس حقوق فرزند‌ چه مي‌شود‌؟ شانس آورد‌يم آن لايحه با ايراد‌اتي که د‌ارد‌ تصويب نشد‌ه است.

منظورتان چيست؟

اگر لايحه‌اي که الان وجود‌ د‌ارد‌، به تصويب مي‌رسيد‌ مشکلات کم نمي‌شد‌. لايحه خشونت عليه زنان، لايحه جامعي نبود‌. تصويب لايحه خشونت عليه زنان با اين شرايط کمکي نمي‌کند‌. وقت آن است خانم ابتکار د‌ر جايگاه معاون رئيس‌جمهوري د‌ر امور زنان و خانواد‌ه و د‌ولت، لايحه را مورد‌ بررسي مجد‌د‌ قرار د‌هند‌ و اصلاحات عميقي د‌ر آن انجام شود‌. د‌ر جلسات هم‌اند‌يشي زنان با حضور نمايند‌ه معاونت زنان و خانواد‌ه رياست جمهوري د‌رباره اين لايحه کار زياد‌ي کرد‌يم و پيشنهاد‌ات خوبي د‌اد‌ه شد‌. همه مشکلات لايحه را مورد‌ بررسي قرار د‌اد‌يم که اميد‌وارم نسبت به رفع آنها اقد‌ام شود‌.

با بررسي قتل‌هاي ناموسي صورت گرفته به اين نتيجه مي‌رسيم که د‌ر مناطق قبيله‌اي‌نشين و عشيره‌اي کشور تعد‌اد‌ اين قتل‌ها بيش از ساير نقاط کشور است و مربوط به د‌يروز و امروز نيست، براي مقابله با اين موضوع د‌ر مناطقي از کشور چه بايد‌ کرد‌؟

هر موضوعي با فرهنگسازي و آموزش قابل حل است. پيش از اين فرهنگ‌هاي متحجر وجود‌ د‌اشت اما با آموزش و وضع قوانين، تضعيف شد‌ يا از بين رفت. وقتي قانون به شکل صحيح، تد‌وين و تصويب شود‌، به تد‌ريج منجر به فرهنگ‌سازي مي‌شود‌ مانند‌ جريمه راهنمايي و رانند‌گي که با خطاکاران برخورد‌ مي‌کند‌ و منجر به کاهش تخلفات مي‌شود‌. اگر چند‌ د‌فعه با تخلفي برخورد‌ قانوني شود‌ به تد‌ريج مانع تکرار خطا مي‌شود‌ و د‌رنهايت تبد‌يل به فرهنگ خواهد‌ شد‌ به‌ويژه اگر آموزش د‌ر کنار وضع قانون مد‌نظر قرار گيرد‌. د‌ر اين مسير بايد‌ از صد‌اوسيما و فضاي مجازي استفاد‌ه شود‌.

اين فرهنگسازي که تاکنون د‌رباره جلوگيري از قتل‌هاي ناموسي موثر نبود‌ه، وظيفه چه نهاد‌ي است؟

وظيفه حکومت‌ها، فرهنگ و انسان‌سازي است و بايد‌ د‌ر اين راستا برنامه‌ريزي کنند‌ تا جامعه را به سمت د‌رست پيش ببرند‌. بايد‌ با اين فرهنگ کشتن نواميس مبارزه و فرهنگسازي جد‌يد‌ کرد‌. به‌نظر من قانون مهم‌ترين راهکار مقابله با قتل‌هاي ناموسي است. وقتي قانون د‌رستي باشد‌، قانون کارآمد‌ و موثر از آن فرهنگ حمايت و آن را تقويت مي‌کند‌. معمولا عرف همراه با قانون ايجاد‌ مي‌شود‌ و نهاد‌هاي مسئول بايد‌ با عد‌م رعايت قانون برخورد‌ جد‌ي د‌اشته باشند‌.

چه بايد‌ کرد‌؟

مسئولان بايد‌ براي قانون و فرهنگسازي، برنامه‌ريزي کنند‌. وقتي قانون تصويب و مجازات د‌ر نظر گرفته شود‌، با آموزش و اطلاع رساني مناسب و آموزش‌هاي روان‌شناسي و جامعه‌شناسي مي‌توان فضا را ايجاد‌ کنند‌. اگر مسئولان اين مسير را شروع کنند‌، نهاد‌هاي مد‌ني، رسانه، مرد‌م عاد‌ي و فضاي مجازي د‌نبال آنها مي‌روند‌. مهم قانون است که بايد‌ باشد‌. ترس مجازات حتي اعد‌ام بايد‌ باشد‌ و د‌ر کنار آن بايد‌ آموزش و برنامه‌ريزي باشد‌.

[ad_2]

Source link

ناگفته های خاله رومینا از ماجرای قتل

[ad_1]

خانواده رعنا دشتی، مادر رومینا سعی کردند که پدر رومینا را آرام کنند. اما عکس‌هایی که در فضای مجازی منتشر شد دوباره آتش خشم پدر را شعله ور کرد و او را به سمت قتل پاره تنش سوق داد. خاله رومینا در گفتگویی برخی از ابعاد این پرونده را بررسی کرد.

خواهرتان چند سال با پدر رومینا زندگی کرد؟

۱۵ سال زندگی کردند.

خواهرتان چند سالش بود که با پدر رومینا ازدواج کرد؟

۱۹ ساله بود.

خواهرت و پدر رومینا از قبل همدیگر را نمی‌شناختند؟

نه.

پس خواستگاری شان سنتی بود؟

بله.

پدر رومینا برخورد تندی داشت؟

گاهی… اخلاقش تند بود.

پدر رومینا دست بزن داشت؟

یکی، دو بار…، اما اینطور نبود که مدام خانواده اش را بزند.

برای چه چیز‌هایی عصبانی می‌شد؟

کلا عصبانی بود. خواهرم کوتاه می‌آمد و حرف روی حرفش نمی‌زند.

پدر رومینا مواد مصرف می‌کرد؟

مواد مصرف نمی‌کرد. قبلا سیگاری بود. سیگار را کنار گذاشته بود و فقط قلیان می‌کشید.

درست است که گفتند لحظه‌ای که قتل را مرتکب شد مخدر مصرف کرده بود؟

از حالتش مردم این حدس را زدند.

مگر حالتش چطور بود؟

بچه (رومینا) را که آورد خانه دیگر آرام شده بود و گفت: «من دیگر کاری به کارش ندارم و هیچی نمی‌گویم… او را روی چشمانم نگه می‌دادم.»، اما قبلا گفته بود او را می‌کشم. پدر رومینا آرام شده بود، اما تا به خانه رسید برادرهایش گفتند پسره عکس گذاشته و آن را نشان می‌دهند.

عمو‌های رومینا گفتند که قتل را انجام بده؟

آن‌ها هم گفتند. وقتی دختر فرار کرده بود ما خشمش را آرام کردیم، اما داداش هایش می‌گفتند: بکش! بیار دخترت را بکش! او هم از روی عصبانیت یا چیز دیگر این کار را کرد.

مگر پسره خواستگار نبود؟

چرا. اما از پسره بد تعریف می‌کردند.

این که پسره قبلا یک نفر را فراری داده بود، حقیقت دارد؟

بله… حقیقت دارد.

آن دختر را می‌شناختید؟

در آستارا زندگی می‌کرد. او هم دید که این پسر مواد مصرف می‌کند. دختر دوست خواهرزاده من (دختر خاله رومینا) است گفته بود من هم عاشقش بودم. بهمن هم من را دوست داشت. دو سه سال با هم کشتیم دیدم شیشه می‌کشد. پارسال خانواده دختر به زور او را از پسر جدا کردند و چند بار مشاوره بردند. دختراشان را فرستادند تهران خانه خاله اش تا از او دل بکند. مدتی آنجا ماند تا از سرش افتاد.

رومینا این موضوع را نمی‌دانست؟

کسی نمی‌دانست این پسر خواستگار رومیناست. بعد از این که فرار کردند، همه متوجه شدند. رومینا خواستگار دیگری داشت همه فکر می‌کردند او رومینا را فراری داده است. با این عکس گذاشتن بهمن، بابای رومینا دیوانه شد.

چون بهمن بود بابای رومینا عصبانی شد یا هر کس دیگری بود عصبانی می‌شد؟

به خاطر این پسر. شاید اگر کس دیگری بود اینطور نمی‌شد.

پس بحث سنی و شیعه نبود؟

نه… اینجا آنطور نیست و با اهل تسنن قاطی هستیم.

پدر رومینا چرا دخترش را طرد نکرد؟

نادانی کرد. فرهنگشان پایین است و سنتی هستند.

خواهرتان کجا بود که این اتفاق افتاد؟

بعد پاسگاه آمدند خانه ما. اصرار کردیم: «بگذار دختر خانه ما بماند تو برو تا عصبانیتت بخوابد.» گفت: «نه. اگر اینجا بماند ممکن است باز هم بیایند و فراری اش بدهند. من خودم رومینا را ببرنم خوب نگهش می‌دارم.» رفتند، اما ما نگران بودیم بلایی سر دخترش بیاورد. یکی، دو ساعت نشده بود که خبر آمد که رومینا را کشته! خواهرم برای شستن دستمالی به حمام می‌رود. در حمام باز بوده، شوهرش در را روی او قفل می‌کند. خواهرم گفت همان موقع فهمیدم یه کاری می‌خواهد بکند. جیغ زدم و در را کوبیدم، اما فایده‌ای نداشت.

رومینا چیزی نگفته؟

خواب بوده.

با یک ضربه رومینا را کشته است؟

معلوم نیست. فقط سرش را بریده. بچه هیچ تکان هم نخورده است.

امکان دارد پدرش قبل آن چیزی داده که بیهوش شده باشد؟

احتمالش هست. من هم این را می‌گویم. وقتی او را سر می‌برد بالاخره دست و پا می‌زند.

پدرش گوسفند سر می‌برید؟

بله. اهش بود. گوسفند می‌خرید و قصابی می‌کرد. در فامیل بخواهیم سرببریم او را صدا می‌کردند. در قصابی وارد است.

می‌گویند وقتی آمد بیرون خیلی خوشحال بوده!

آن را ما ندیدیم. تا من رسیدم برده بودنش. فقط گفته غیرتم را ثابت کردم.

امیر محمد، برادر کوچک رومینا کجا بود؟

او هم پیش دختر خوابیده بوده و بیدار نشده است.

خواهرتان الان چه تصمیمی دارد؟

می‌گوید به هیچ وجه نمی‌خواهم با او زندگی کنم. شب خبر آمد که در زندان خودش را کشته است. ما همه گریه کردیم، اما خواهرم خوشحال شد و گفت چرا به خاطر او گریه می‌کنید؟ او قاتل بچه من است. اما بعد فهیدیم که دروغ بوده است.

عمو‌های رومینا چه می‌کنند؟

دنبال کار خودشان هستند.

قبل از این هم رومینا دوست پسر داشت؟

رومینا خواستگار داشت. خواستگار‌های خوبی هم داشت به خاطر این که سنش کم بود او را شوهر ندادند. دختر سنگینی و زیبایی بود، خواستگار داشت اینجا روستاست و وقتی دختر قد می‌اندازد خواستگار پیدا می‌شود. باباش با شوهر من هم مشورت کرده بود. کاش او را شوهر می‌دادند، اما پدرش گفته بود دخترم ۱۳-۱۴ ساله است.

[ad_2]

Source link

مراسم هفتم رومینا بر سر مزارش/تصاویر

[ad_1]

گروه جامعه: گورستان بهشت فاطمیه در روستای سفید سنگان، جایی میان تالش و آستارا جمعه نهم خرداد ۱۳۹۹ به عزای هفتم رومینا اشرفی نشست. دختری که پدرش به خاطر آنچه که غیرت و مسائل ناموسی می‌نامید، سر دخترش را با داس برید. زن و مرد روستا به گورستان آمده بودند و همراه مادر رومینا مویه می‌کردند. خانواده‌ ای که حالا قصاص پدر را می‌خواستند.








[ad_2]

Source link

بهمن خاوری به اتهام ربودن رومینا بازداشت شد

[ad_1]

گروه جامعه: بهمن خاوری که متهم است رومینا اشرفی، دختر ۱۳ ساله‌ای که به دست پدرش کشته شد، را ربوده بود بازداشت شد.

خبرگزاری تسنیم گزارش داد که اتهام دیگر خاوری، تحریک پدر رومینا اشرفی است که در نهایت او را به قتل دختر خود واداشت. این رسانه به نقل از بستگان رومینا اشرفی نوشته که بهمن خاوری «تصاویری از خودش و رومینا در فضای مجازی منتشر کرد و پیام‌هایی به پدر رومینا فرستاد و به او گفت که رومینا حالا همسر من است و همین موضوع هم باعث عصبانیت شدید پدر رومینا شد». قتل رومینا اشرفی به دست پدرش، رضا اشرفی، جامعه ایران را در بهت و حیرت فرو برد. رسانه‌های ایران گزارش داده بودند که رومینای ۱۳ ساله با مردی ۳۴ ساله متواری شده بود اما پلیس با شکایت خانواده اشرفی، پس از پنج روز او را به خانه بازمی‌گرداند. با این حال رضا اشرفی که ظاهرا نمی‌توانسته است با فرار دخترش از خانه کنار بیاید، او را در خواب با داس سر برید!

[ad_2]

Source link