سعید حجاریان: اصلاح‌‌طلبان نمی‌توانند روی ۲ صندلی بنشینند

[ad_1]

«احیای اصل اصلاحات»، «ضرورت تدوین مانیفست اصلاح‌طلبی براساس ۴ معیار»، «پیرایش هویت اصلاحات و ساختن هویتی جدید از دل آن» و «گلایه از عذرخواهان جریان اصلاحات و ضرورت روشن ‌شدن مرزبندی‌های جدید در این جریان» نسخه سعید حجاریان برای خروج اصلاحات از رخوت و به‌روز شدن آن است. مصاحبه با او را از مرزبندی‌های اخیر تندرو و کندرو در جریان اصلاحات شروع کردیم؛ برچسبی که اگرچه زمانی از سوی جریان رقیب به این جریان وارد می‌شد اما چندصباحی است در دل این جریان بروز یافته و خود اصلاح‌طلبان را به رودررویی با هم واداشته است. به باور حجاریان، شدت‌گرفتن بحث تندرو و کندرو چند خاصیت دارد؛ از جمله اینکه مسئله نمایندگی اصلاح‌طلبان را تا حدودی ترمیم می‌کند. حجاریان می‌افزاید: مثلا اگر اصلاح‌طلبی در ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای، ۱۸تیر، توقیف نشریات یا دیگر مسائل مانند انتخابات مجلس ششم اصلاح‌طلبان را مقصر بداند، خودبه‌خود بی‌اعتبار می‌شود و به اعتبار جریان پیشروی اصلاح‌طلبان اضافه می‌کند.
وی سپس به دوستانش – اصلاح‌طلبان – توصیه می‌کند اگر در گفتار و کردارشان گرهی از کار کشور باز نمی‌کنند و کمکی به تعمیق تفکر نمی‌کنند، لااقل به ته‌مانده جریان اصلاحات لطمه نزنند! حجاریان معتقد است اصلاح‌طلبی علاوه بر دمکراسی و لوازمش باید درباره ۴ مولفه «عدالت»، «بحث شهروندی»، «الگوی سیاست‌ورزی»‌ و «سیاست خارجی» نظر دقیق و صریح داشته باشد.
او در اهمیت این مهم می‌افزاید: اصلاح‌طلبی و اصلاح‌طلبان دیگر نمی‌توانند همزمان روی ۲ صندلی بنشینند و هم این باشند و هم آن؛ حالا ممکن است کسی اسم این رویکرد را تندروی بداند، خب بداند! مشروح گفت‌وگوی ما با تئوریسین نامدار جریان اصلاحات در پی می‌آید.

  • گفت‌وگوی ما درباره تندروی و کندروی در سیاست ایران است که به ‌نظر می‌رسد مرزبندی‌های سیاسی سختی را ایجاد کرده است. این مرزبندی به‌نظر می‌رسد حتی درون جریان اصلاحات هم به‌مثابه یک تاکتیک در حال انجام است.

مرزبندی در سیاست، گریزناپذیر است و نیروها و اندیشه‌های سیاسی، به‌ویژه بخش‌هایی که سازمان‌یافته‌اند، در مقاطعی باید دست به مرزبندی بزنند. این مرزبندی‌ها گاه به‌صورت پیش‌دستانه است و گاهی جنبه هویتی و دفاع از خود می‌گیرد. من موافق هر دو اینها هستم و معتقدم ضروری است جریان اصلاحات از برخی تفکرها و جریان‌ها زدوده شود. اگر توجه کرده باشید، طی سالیان گذشته من بارها تحت عناوین مختلف از بازسازی و بازآرایی گفته‌ام؛ زمانی از مرگ اصلاحات و چگونگی زنده ساختن آن گفتم و مدت‌ها بعد از ضرورت تشکیل هسته سخت اصلاحات؛ همه اینها معطوف به‌نوعی مرزبندی بوده که حتماً تندروی و کندروی هم در آن مستتر است.

  • ریشه بحث تندروی و کندروی کجاست؟ از چه مقطعی اصلاح‌طلبان با این خط‌کش از دیگر نیروهای سیاسی تفکیک شدند؟

بعد از انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ از آن مقطع، زمزمه‌هایی بلند شد که جریان پیروز انتخابات تندرو و رادیکال است. این عبارت‌ها اول بار از سوی شکست‌خوردگان مطرح شد و گفتند، ستاد خاتمی بر تخریب ناطق نوری متمرکز شده و ذیل آن پروژه قاطبه جریان راست سنتی را بی‌اعتبار کرده و حتی تمامیت نظام را هدف قرار داده است. این زمزمه‌ها در انحصار این جریان نماند و به‌مرور، به جریان راست مدرن و اصلی‌ترین نماینده آن، حزب کارگزاران سازندگی رسوخ کرد و آنها نیز گفتند جریانی درون دوم خرداد، به‌ترتیب در دولت، شورای شهر، مجلس و دیگر نهادها فرض را بر تندروی و تقابل گذاشته است. این رویه متأسفانه به درون جریان محوری اصلاحات هم کشیده شده است و بعضی اصلاح‌طلبان به‌عنوان انتقاد از خود، به عقبه ‌خود می‌تازند که به‌عنوان نمونه می‌توانم به اظهارات متأخر بعضی دوستان عزیز اشاره کنم. حتی می‌توان به گفتارهای منتسب به آقای خاتمی هم ارجاع داد که ایشان هم بعضی را تندرو می‌داند!

  • مبنای استدلال منتقدان که بخشی از جریان اصلاحات را هم دربر می‌گیرد، روشن است. اینها معتقدند بخشی از نیروهای منتسب به این جریان به‌ مبانی اصلاح‌طلبی پایبند نیستند؛ گاه انقلابی می‌شوند ولی از رویکرد پارلمان‌تاریستی صحبت می‌کنند.

من صحبت کردن در این‌باره را بسیار مفید می‌دانم و امیدوارم سایر دوستان هم به‌تدریج اظهارنظر کنند. واقعیت این است که اصلاح‌طلبی چارچوب مشخصی دارد؛ اگر از آنها عدول کنیم دیگر اصلاح‌طلب نیستیم و من توصیه می‌کنم این قبیل دوستان، به پارادایم‌های گذشته‌شان بازگردند یا لااقل به احزاب همسو بپیوندند تا هزینه اصلاح‌طلبان تندرو بر آنها بار نشود! مثلاً شما به نمونه سازمان مجاهدین انقلاب توجه کنید. طیفی از دوستان مانند آقایان قدیانی، آقاجری و با کمی اختلاف تاج‌زاده رویکرد انتقادی‌تر پیش گرفته‌اند و طیفی دیگر مانند آقای نبوی معتدل هستند و حتی به سمت حزب کارگزاران سازندگی گرایش پیدا کرده‌اند. خب، این اختلاف‌نظر از جنس انشعاب -که پیش‌تر در این حزب رخ داد- نیست اما از نوعی مرزبندی حکایت دارد. حالا شاخص تندروی و کندروی چه‌کسی و کدام رویکرد است؟ قدیانی، آقاجری و تاج‌زاده به‌زعم برخی تندرو هستند چون انتقادات مبنایی مطرح می‌کنند و نبوی تندرو نیست چون حتی از دولت روحانی هم انتقاد نمی‌کند. من معتقدم باید هر دو صدا را به‌رسمیت شناخت اما ضروری است که مرزها شفاف‌ شود. در نیروهای حزب مشارکت هم، چنین الگویی صادق است. افرادی رویکرد انتقادی دارند و به‌دنبال اصلاحات عمیق‌تر هستند، اما عده‌ای همچنان گرایش انجمن اسلامی دارند؛ چه در اعلام موضع و چه در الگوی فعالیت جمعی. مع‌الوصف، ضرورت دارد هر کس جایگاه خودش را مشخص کند. نمی‌شود از عنوان و سابقه اصلاح‌طلبی خرج کنید، در مناسبت‌ها و دیدارهای رسمی خود را نماینده طیف پیشروی این جریان معرفی کنید و نهایتاً، مانند اصولگرایان موضع بگیرید.

  • شما از چارچوب‌های لایتغیر اصلاح‌طلبی و ضرورت مشخص کردن جایگاه‌ها گفتید. این چارچوب‌ها چیست و چگونه می‌توان آنها را در قالب نوعی دستور کار صورت‌بندی کرد.

امروز، قریب ۲۳ سال از دوم خرداد گذشته و چارچوب‌ها کم‌وبیش مشخص است. شاید، بتوانیم برای اصلاح‌طلبی متنی از جنس مانیفست تهیه کنیم تا افراد و احزاب خود را با آن تطبیق دهند و دیگران نیز بتوانند سره را از ناسره تشخیص دهند. اما در کوتاه‌مدت معتقدم اصلاح‌طلبی علاوه بر دمکراسی و لوازم‌اش باید درباره چند مؤلفه نظر دقیق و صریح داشته باشد. نخستین آنها «عدالت» است. به هر حال یکی از بن‌مایه‌های انقلاب، خیزش علیه نابرابری و فاصله طبقاتی بود که اکنون با هر دو درگیر هستیم. پس، فرد یا حزب اصلاح‌طلب باید به‌لحاظ نظری و عملی بداند و بگوید پاسخ‌اش به مسئله عدالت چیست. این امر مستلزم آن است که فساد و ناکارآمدی خودی و غیرخودی نشود و نقد دائماً در جریان باشد حتی اگر نزدیک‌ترین افراد مورد انتقاد قرار بگیرند.
دومین آنها بحث «شهروندی» است. چه بپذیریم، چه نپذیریم شهروند درجه دوم و شهروندانی که اساساً به رسمیت شناخته نمی‌شوند، بخشی از واقعیت موجود هستند. فرد یا حزب اصلاح‌طلب باید مشخص کند آیا به «شهروند برابرحقوق» معتقد است یا او هم شابلون و متر و معیارهای محدودکننده دارد؛ مثلاً باید بگوید آیا نظارت استصوابی صرفاً به‌دلیل حذف اصلاح‌طلبان ناصواب است یا چون شایسته‌ستیز است، باید لغو شود. سومین مؤلفه، «الگوی سیاست‌ورزی»‌ است. سیاست‌ورزی، شاید از شدت تکرار از معنا خالی شده باشد، اما مردم باید بدانند اصلاح‌طلبان مطابق چه اصول و با چه اهدافی سیاست‌ورزی می‌کنند. آیا کسی که به هر قیمت خود را درون بازی از پیش تعیین‌ شده سیاست پرتاب می‌کند، اصلاح‌طلب است؟ آیا کسی که ناظر شرایط موجود است و سیاست داخلی را متغیر درجه دوم می‌داند، اصلاح‌طلب است؟ لااقل، پاسخ من به هر دو پرسش منفی است. اصلاح‌طلبی باید بر سر اصول و شروط و راهبردهایی بایستد و اگر چنین نکند بی‌هویت می‌شود. چهارمین مؤلفه «سیاست خارجی» است. واقعیت این است دیگر نمی‌توان در سیاست‌ خارجی از راهبردهای دوگانه سخن گفت و تعارف کرد. یا سیاست خارجی کشور در خدمت توسعه و منافع ملی است، یا فاقد چنین نقشی است و در خدمت توسعه نیست. فرد اصلاح‌طلب بدون مسامحه باید اعلام کند، حامی کدام راهبرد است و صف خود را از راهبردهای هزینه‌ساز جدا کند. به این مؤلفه‌ها می‌توان مواردی دیگر را اضافه کرد اما باید به یک گزاره وفادار بود؛ اصلاح‌طلبی و اصلاح‌طلبان دیگر نمی‌توانند همزمان روی دو صندلی بنشینند و هم این باشند و هم آن. حالا ممکن است کسی اسم این رویکرد را تندروی بداند، خب بداند!

  • به همان بحث تندروی برگردیم. آیا سنجه و شاخصی برای تفکیک تندروی از کندروی وجود دارد؟

این‌ دو معمولا در سطح الفاظ بوده‌اند اما باید سنجه‌هایشان تعریف و تدقیق شود. اولا باید یک نگاه تاریخی را ضمیمه کارمان کنیم تا بدانیم این خط‌کشی‌ها به چه دلیل آغاز شده است. زمانی کسانی که دوم خردادی‌ها را رادیکال خواندند، به این نتیجه رسیدند که خاتمی خوب است و مشکل از اطرافیان‌ اوست. اطرافیان هم اسم رمز حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب بود. یعنی اگر آنها حذف شوند، مشکلی با خاتمی وجود ندارد. اما هرچه پیش‌تر آمدیم، دیدیم دایره تندروها گسترده شد! کسانی را تندرو خواندند که اندک فعالیتی در عرصه عمومی نداشتند و این نشان می‌داد مشکل جای دیگری است و دوگانه تندرو-کندرو برساخته ذهنی است. اما ببینیم تندروها چه کسانی بودند. مبدأ بحث ما دوم خرداد بود، و من هم به همان زمان ارجاع می‌دهم.
به ‌نظر من نخستین جرقه‌های تندروی که معطوف به عمل سیاسی بود، مربوط می‌شود به ستاد انتخاباتی آقای خاتمی در بندرعباس. آنجا ستاد را به آتش کشیدند و یکی از اعضای ستاد در آتش سوخت و از دنیا رفت. علاوه بر این چندین نوبت به میتینگ‌ها و سخنرانی‌های ستاد خاتمی حمله شد که شرح این وقایع کمابیش به قلم مرحوم بابک داد ثبت و ضبط شده است. ولی شاید بد نباشد به جلد جدید خاطرات مرحوم هاشمی – انتقال قدرت – ارجاع بدهیم. بنا به روایت ایشان، از ۳۱فروردین ۱۳۷۶ حملات انصار حزب‌الله به خاتمی شروع شد و همینطور جسته و گریخته صحبت‌هایی از فشار بر خاتمی به میان می‌آمد تا حدی که شائبه حمایت مستقیم رهبری از آقای ناطق مطرح شد. حتی هاشمی به دیداری با آقای روحانی ارجاع داده و در صفحه۱۵۴ کتاب می‌نویسد: «دکتر حسن روحانی آمد. اظهار نگرانی کرد از اینکه پس از موضع‌گیری رهبری، اگر آرای مردم با نظر ایشان هماهنگ نباشد، ضربه بزرگی به نظام خواهد بود و اینگونه موضع را اشتباه می‌داند…» بخش زیادی از خاطرات این برهه زمانی مربوط است به حمایت‌های یک‌سویه، وزن‌کشی‌ها، تندروی‌ها و مقابله با نظر مردم. تا اینکه هاشمی در تاریخ ۳۰ اردیبهشت می‌نویسد: «آقای موسوی خوئینی‌ها، تلفنی خبر داد که با حکم دادگاه انقلاب، امشب دارند ستاد انتخابات آقای خاتمی را تخلیه می‌کنند.» خب اینها نشانه‌های تندروی است. حالا باید بپرسیم دوم خردادی‌ها تندرو بودند یا جریان مقابل‌شان. من برای جلوگیری از طولانی‌شدن بحث از ارجاع به روزنوشت‌های بعدی هاشمی و ذکر بعضی دیگر از مسائل خودداری می‌کنم اما خوب است علاقه‌مندان سیل عذرخواهی‌های معاونان و مدیران وزارت اطلاعات آقای فلاحیان را در این جلد از خاطرات آقای هاشمی بخوانند. به‌عنوان نمونه هاشمی در روزنوشت ۱۷خرداد می‌نویسد: «جمعی از مدیران وزارت اطلاعات آمدند. از احتمال اینکه در کابینه جدید، وزیر خارج از اطلاعات بیاورند و جمع‌شان را پراکنده کنند، اظهار نگرانی نمودند. از دخالت در انتخابات به نفع آقای ناطق نوری شرمنده‌اند. برای اینکه وزیر جدید، فردی از خودشان باشد، استمداد کردند.» اینها همان افرادی بودند که کارناوال عاشورا را ساختند و در گذشته نیز سوابق مشعشعی داشتند! خب، اینها مگر نشانه تندروی نیست؟

  • به‌نظر منظور منتقدان تندروی، چه از درون و چه از بیرون جریان اصلاحات، عملکرد دوم‌خردادی‌ها یا اصلاح‌طلبان پس از ورود به قدرت است.

اگر اینطور باشد، باز هم می‌شود مبتنی بر داده‌های تاریخی و تحلیلی نشان داد تندروها چه کسانی بودند. ببینید؛ چند مسئله درباره چپ‌ها (خط‌امامی‌ها یا اصلاح‌طلبان) مطرح است؛ اعدام وابستگان رژیم پهلوی، اشغال سفارت آمریکا، انفجار نخست‌وزیری و حتی قتل‌های سال۱۳۶۷! من هم منتقد اقداماتی مثل اعدام و اشغال سفارت هستم، اما این مسائل را باید امتداد انقلاب دانست و گفت منشأ صدور این احکام و دلیل بروز این اتفاق‌ها در همان اندیشه انقلابی است و نمی‌توان آنها را به اقدامات یک فرد یا چند جوان دانشجو تنزل داد. درباره پرونده انفجار نخست‌وزیری هم که بحمدالله همه دوستان ما را چندسال پس از واقعه زندانی کردند، در انفرادی نگه داشتند و مفصل بازجویی کردند؛ آن هم در دوره سیطره چپ‌ها! الان هم معتقدم هر نوع اتهامی متوجه چپ‌هاست، کنفرانس خبری بگذارند و اعلام کنند. اعدام‌های سال۱۳۶۷ هم بحث خاص خود را می‌طلبد، اما اجمالا می‌توانم بگویم اولا آن اقدامات اساسا نمی‌توانست در سطح اقدامات و تصمیم‌های یک جریان سیاسی رخ دهد، ثانیا دست‌اندرکاران در قید حیات هستند و حتی از اقداماتشان دفاع می‌کنند. اما کسی که درباره این مسائل حساس است، چه خوب است کارنامه آقای لاجوردی را هم بررسی کند و گریزی به دوره فعالیت آقای فلاحیان در وزارت اطلاعات بزند. شعبه۷ دادستانی و وزارت اطلاعات آقای هاشمی در اختیار جریان راست بود و کیس‌های زیادی هم قابل بررسی است. نقد من به هاشمی اینجاست. ایشان دوم خردادی‌ها را رادیکال می‌دانست اما هیچ‌گاه مسئولیت وزارت اطلاعات دوره خود را نپذیرفت. مگر می‌شود آن حجم از وقایع ریز و درشت رخ دهد و رئیس‌جمهور -آن هم با سطح اختیارات دوره سازندگی- بی‌اطلاع باشد؟ چرا هاشمی سکوت کرد؟! به هر حال یک نفر باید پاسخگوی کارنامه سعید امامی و باندش می‌بود.

  • در دوره اصلاحات چطور؟

در این مقطع هم از سوی اصلاح‌طلبان تندروی رخ نداد و نمی‌دانم چرا دوستان بر سر عذرخواهی رقابت می‌کنند. جریان انصار حزب‌الله انتهای منطقی تندروی خیابانی بود و وقت زیادی از دولت اصلاحات گرفت. شما امروز نمی‌توانید تصور کنید وزیر دولت مستقر را در خیابان کتک بزنند، اما اینها نوری و مهاجرانی را کتک زدند. شما نمی‌توانید تصور کنید رسماً اسامی سوژه‌های ترور منتشر شود و تهدید به قتل کنند، اما کردند. ببینید؛ اینها دکترسروش را کتک زدند و حتی قصد از بین بردن او را داشتند؛ به چه جرمی؟ بحث اندیشه‌ای. در این دوره، سطوحی از قدرت رسما در موضع جنگ با دولت قرار داشتند. وزارت اطلاعات آقای دری نجف‌آبادی رسما حرف رئیس‌جمهور را نمی‌خواند! خب، اینها همه یعنی چه؟ کمی صریح‌تر حرف بزنم. من معتقدم حتی اکبر گنجی هم رادیکال نبود، او واقعیت‌ها را ‌نوشت… شما توجه کنید که بخشی از اتهامات ما یا به بیان برخی، تندروی‌های ما مربوط است به انتقاد از هاشمی. هاشمی در دوره اصلاحات حقیقتا دمکرات نبود اما دوری از قدرت و نگاه درجه دوم به وقایع ایشان را به نقطه‌ای رساند که موضع‌گیری‌های دقیق و اصلاحی کند تا اینکه از سال۱۳۸۴ به بعد، اساساً هاشمی جدیدی متولد شد.

  • در انتخابات سال۱۳۸۸ چطور آن زمان هم اصلاح‌طلبان متهم به تندروی شدند…

بسیار خب! باید مصداقش را بگویند. در آن انتخابات، همان وقایع ستاد به‌آفرین در قیطریه تکرار شد اما به‌شکل سیستماتیک. مگر می‌شود ستاد انتخاباتی یک نامزد را پلمب کرد؟ مگر می‌شود با حکم سفید امضا افراد یک ستاد را دسته‌جمعی بازداشت کرد؟ من معتقدم دوستان عذرخواه باید تاریخ بیست و چندساله اصلاحات را چند مرتبه دوره کنند تا بدانند تندروی‌ها از سوی چه کسانی سر زده است.

  • دوستان به ته مانده جریان اصلاحات لطمه نزنند

من معتقدم شدت گرفتن بحث تندرو و کندرو چند خاصیت دارد. اول اینکه مسئله نمایندگی اصلاح‌طلبان را تا حدودی ترمیم می‌کند. مثلا اگر اصلاح‌طلبی، در ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای، ۱۸تیر، توقیف نشریات یا دیگر مسائل مانند انتخابات مجلس ششم، اصلاح‌طلبان را مقصر بداند، خودبه‌خود بی‌اعتبار می‌شود و به اعتبار جریان پیشرو اصلاح‌طلبان اضافه می‌کند چرا که لااقل امروز مشخص است مسئله برخورد با نشریات به چه قصدی بوده و قاضی مخلوع چه پروژه‌ای را پیش برده است. یا در قضیه مجلس ششم مشخص شد مسئله نطق آتشین و مسائل حقوقی و استعفا نبوده است، روندی در جریان بود که به‌تدریج نهاد قانونگذاری خالی از محتوا شود. اما من به دوستان توصیه می‌کنم اگر در گفتار و کردارشان گرهی از کار کشور باز نمی‌کنند و کمکی به تعمیق تفکر نمی‌کنند لااقل به ته ‌مانده جریان اصلاحات لطمه نزنند! من معتقدم اصلاح‌طلبی باید نقد شود. این کار به قوت گرفتن اصلاح‌طلبی کمک می‌کند. اصلاح‌طلبان هم باید نقد شوند و تک‌تک‌شان به نقد کشیده شوند اما نه از موضع‌ تندروی.
شاید بتوان آنها را از منظر فرصت‌سوزی نقد کرد زیرا آنها خیلی کارها را باید می‌کردند و نکردند. اما من با دست‌وپا کردن هویت‌ جدید مخالفم و اعتقاد دارم با پیرایش همین هویت، هویتی جدید ساخته می‌شود. یعنی از درون خاکستر، جرقه‌ها بیرون می‌زنند و روشنی می‌آفرینند. از آن سو، قدرت گرفتن راست‌های رادیکال باعث می‌شود که بسیاری از اصلاح‌طلبان دست‌آموز کم‌کم‌ به کنجی بخزند یا به‌دنبال کاسبی بروند یا حتی به اردوی رقیب نقل مکان کنند. به‌قول معروف فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون! هنگامی که با بلا امتحان شوند، مؤمنان کمتری باقی خواهند ماند. این بلاها شامل حذف از بوروکراسی، قطع شدن مواهب، تنگ‌تر شدن فضای رسانه، فیلترینگ، تجسس‌های مضاعف و… خواهد بود. این رویه نوعی خودپالایشی را به‌دنبال دارد و از دل آن هویت اصلی اصلاح‌طلبان احیا می‌شود و آنها که دوام می‌آورند مانند درختان استوار گذر کرده از توفان می‌مانند تا ان‌شاءالله نسل جدید اصلاح‌طلبی پروار شده و راه را ادامه دهد.

[ad_2]

Source link

ترامپ:تروریست‌ها شهرها را آتش‌زده و غارت‌کردند

[ad_1]

گروه بین‌الملل: رئیس‌جمهور آمریکا در پیامی در توئیتر بار دیگر با تروریست توصیف کردن معترضان در سیاتل هشدار داد که اشغال این شهر توسط معترضان باید پایان یابد.

به گزارش فارس، «دونالد ترامپ» در این پیام توئیتری نوشت: «شهردار سیاتل درباره اشغال شهرش توسط آنارشیست‌ها گفته است که “این یک تابستان دوست‌داشتنی است”. این لیبرال دموکرات‌ها سر در نمی‌آورند. این تروریست‌ها شهرهای ما را آتش زده و غارت کردند و آنها فکر می‌کنند که این حتی مرگ فوق‌العاده است. همین الان باید اشغال سیاتل پایان یابد.»

پیشتر«جِنی دورکان» شهردار سیاتل طی نشست خبری در دفتر کار خود، گفت اعزام نیروی نظامی توسط ترامپ به سیاتل، غیرقانونی و خلاف قانون اساسی آمریکا است. وی گفت: «یکی از چیزهایی که این رئیس جمهور درک نمی‌کند، این است که گوش دادن به مردم یک ضعف نیست بلکه قدرت است. از نظر یک رهبر واقعی، تظاهرات سراسری… فرصتی برای آمریکا خواهد بود تا ملتی بهتر بسازیم». بامداد روز جمعه به وقت تهران بود که رسانه‌های آمریکایی گزارش دادند تظاهرات‌کنندگان «بخش کوچکی» از سیاتل را اشغال کرده و آن را «منطقه خودمختار» اعلام کرده‌اند. بعد از آن، ترامپ در صفحه توئیتر خود با بیان اینکه آنارشیست‌ها سیاتل را تصرف کردند، تهدید کرد: «همین حالا شهرتان را پس بگیرید. اگر این کار را انجام ندهید من این کار را می‌کنم».

[ad_2]

Source link

دیگر آمار کرونا در خوزستان را اعلام نمی‌کنیم!

[ad_1]

گروه جامعه: دانشگاه علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز اعلام كرد كه به دستور وزارت بهداشت دیگر آمار کرونا در این استان را اعلام نمی‌کند!

روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز در اطلاعیه‌ای از اعلام کرد: “از امروز پنجشنبه ٢٢ خردادماه ٩٩، بنا به دستور شورای عالی اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشور؛ مقرر گردید که آمار روزانه کرونا در استان‌ها، تنها از طریق شورای عالی اطلاع‌رسانی فوق‌الذکر بوده و توسط سخنگوی وزارت بهداشت به صورت روزانه اعلام شود.” این در حالی است که مدتهاست سخنگوی وزارت بهداشت، آمار مبتلایان و موارد فوتی در اثر کرونا را به تفکیک استان‌ها اعلام نمی‌کند اما می‌گوید که استان خوزستان و به ویژه شهر اهواز از نظر شیوع کرونا همچنان در وضعیت قرمز قرار دارد

[ad_2]

Source link

یک وکیل دادگستری دیگر بازداشت شد

[ad_1]

گروه سیاسی: اعتمادآنلاین نوشت: پیام درفشان وکیل پایه یک دادگستری روز گذشته ۱۹ خردادماه دستگیر شد.

شنیده‌ها حاکی از آن است که پس از علی مجتهدزاده، درفشان دیگر وکیل پایه یک دادگستری هم روز گذشته بر اساس حکم دادسرای امنیت بازداشت شده است. درفشان پیش از این توسط دادگاه انقلاب کرج به ۲ سال حبس تعزیری و ۲ سال محرومیت از وکالت محکوم شده بود.

[ad_2]

Source link

رونق بازارهای شبانه ووهان – بهار نیوز

[ad_1]

به گزارش ایرنا، بازار شبانه خیابان «بائو چن» شهر ووهان بازگشایی ‌شده و مالکان غرفه ها با چیدن قفسه ها، خود را برای پذیرایی از مشتریان آماده کرده اند نمایندگان اداره مدیریت خیابان ها هم از شهروندانی که از جاهای مختلف وارد بازارهای شبانه می شدند، می خواستند تا کد بهداشتی خود را نشان دهند و پس از اندازه گیری دمای بدنشان به آن ها اجازه ورود به این بازارها را می دادند.تست “اسید نوکلئیک” حدود ۱۰ میلیون نفر از مردم شهر ووهان اول ماه ژوئن /۱۲ خرداد/ سال جاری پایان یافت گزارش ها حاکی است هیچ موردی از ابتلا به کرونا در این شهر ثبت نشده است تنها ۳۰۰ مورد «مبتلا بدون علامت» یا «ناقل خاموش» گزارش شده است که تحت قرنطینه قرار گرفته اند.مقامات اعلام کردند نسبت تشخیص آزمایش های انجام شده در ووهان ۰.۳۰۳ در ۱۰ هزار (سه صد هزارم درصد) است تحقیقات و آزمایشات متمرکز از اواسط ماه مه آغاز شد هدف از این تحقیقات، جمع آوری داده ها و ارزیابی جامع امکان شیوع موج دوم کرونا در ووهان بود.”فنگ زی جیان” معاون مدیر مرکز ملی کنترل و پیشگیری از بیماری ها و کارشناس گروه ارتباطی مکانیسم پیشگیری و کنترل مشترک شورای دولتی چین در این ارتباط گفت: برای شهروندان ووهان، نتایج این آزمایش بسیار قابل اعتماد و خوشحال کننده است این نتیجه به معنی قطع شیوع کرونا در ووهان است و نشان می دهد خطر انتقال دوباره کرونا با مناطق دیگر کشور نیز به یک میزان است.”لی لان جوان” از اعضای آکادمی مهندسی چین هم با اشاره به اینکه سه صد هزارم درصد رقم بسیار کمی است می گوید همه مبتلایان بدون نشانه شناسایی و قرنطینه شده اند و نتایج تست افرادی که از نزدیک با مبتلایان بدون نشانه ارتباط برقرار کرده بودند نیز منفی است.

او افزود: در نخستین روز از ماه ژوئن، نمونه های تست آب لوله کشی، فاضلاب خانگی، ایستگاه ها، مراکز خرید، رستوران ها، پارک ها و حیوانات اهلی ووهان جمع آوری شد و بعد از آزمایش مشخص شد که نتیجه همگی منفی است این نتایج ثابت می کند که ووهان بی خطر است و افرادی که از ووهان خارج می شوند، سالم هستند.

گزارش ها حاکی است نه تنها در ووهان، بلکه در مناطق مختلف چین، رونق در حال بازگشت به بازارها است به طوری که در محله های مختلف اقدامات مناسبی با شرایط محلی در پیش گرفته شده و موانع مختلف در گشایش غرفه های کنار خیابان در حال برداشته شده است.در بازار شبانه منطقه «شی هو» شهر نان چانگ واقع در استان “جیانگ شی” به سختی می توان یک غرفه تجاری خالی پیدا کرد درآمد روزانه یک مغازه از حدود ۸ هزار یوان قبل از دریافت مجوز برای باز کردن غرفه به بیش از ۳۰ هزار یوان افزایش یافته و چهار برابر شده است.بازگشت “اقتصاد غرفه های تجاری کنار خیابان” در واقع به بسیاری از افراد بیکار کمک کرده است تا بتوانند نیازهای ضروری خود را برطرف می کند.در بیش از دو ماه از زمان اجرای این سیاست، در شهر چنگ دو ۳۶ هزار غرفه و بیش از ۱۰ هزار شغل افزایش یافته است و همچنین به رستوران ها و فروشگاه ها در مرکز شهر چنگ دو کمک کرده است که نسبت از سرگیری کار را به ۹۸ درصد برسانند.

[ad_2]

Source link

آتش در پالایشگاه تهران؛یکی از کارکنان فوت شد

[ad_1]

گروه حوادث: رئیس روابط عمومی شرکت پالایش نفت تهران از وقوع حریق در پالایشگاه تهران خبر داد و گفت: در این حادثه یکی از کارکنان فوت و یک نفر دیگر مصدوم شده است.

به گزارش مهر، حمیدرضا جعفری از وقوع حریق در پالایشگاه تهران خبر داد و اظهار داشت: این حادثه بر اثر نشت بنزین به بیرون رخ داده است.جعفری در تشریح جزئیات این حادثه گفت: در این حادثه یکی از همکاران دچار سوختگی و فوت شد و یکی دیگر از همکاران نیز مصدوم و در حال درمان است. آتش سوزی مهار شده است.

[ad_2]

Source link

جلسه مزدی روز شنبه به چه مباحثی می‌پردازد؟

[ad_1]

به گزارش ایلنا، حداقل دستمزد که قرار است کف فقر را محافظت کند و از کارگران در مقابل کارفرمایان دفاع کند، این روزها چندان مفهومی ندارد. با این‌حال کارفرمایان و دولت صیانت‌کننده از حقوق کارفرمایان در پایین نگهداشتن مزد مبنا که ملاک افزایش مزد سال‌های بعد و ملاک مستمری بازنشستگان خواهد بود، از هیچ روشی فروگذار نمی‌کنند.

حداقل‌بگیری رایج شد

آنچه تحت عنوان حق‌السعی تلقی می‌شود، مزد کارگران بابت تولید ثروت عظیم در کشور باید باشد، در سال‌های ۹۷ و ۹۸ خیلی از کارفرمایان با سودهای بالا مواجه بودند. رشد نرخ ارز تاثیر مستقیم خود را بر درآمد دلاری شرکت‌های پتروشیمی، فولادی، نفت و گاز و دارویی و مخابرات داشته است؛ اما همچنان اغلب این شرکت‌های غول صنعتی از طریق پیمانکاری‌ها کارگران خود را به حداقل‌بگیری کشانده‌اند. مفهوم حق‌السعی به این ترتیب چیزی جز یک کلمه در اوراق قانون کار نبوده است و این است که مزد مبنا این روزها دغدغه جمعیت بزرگی از کارگران ایران است.شورایعالی کار تلاش کرد تا بتواند طی جلسه‌ای افزایش مزد مبنا را محقق کند اما به نظر می‌رسد دولت جز افزایش حق مسکن قصدی ندارد. در دعوتنامه‌ای که به دست نمایندگان کارگری شورایعالی کار رسیده، بنا است تا جلسه سه‌جانبه شورایعالی کار، شنبه (هفدهم خرداد) راس ساعت ۱۶ برگزار شود. حسن صادقی، رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری معتقد است که تاکنون نمایندگان کارگری به تکالیف قانونی خود عمل کرده‌اند.حسن صادقی (معاون دبیرکل خانه کارگر) با اشاره به اینکه نمایندگان کارگری به تکالیف قانونی خود در حوزه چانه‌زنی در طول مذاکرات اقدام کرده‌اند. اقداماتی که حاصل آن را ما در آخرین فرآیند تصمیم‌گیری درباره دستمزد در شورایعالی کار مشاهده کرده‌ایم.

وی افزود: نگاه نمایندگان کارگر به درستی بر تقویت کف دستمزد است و دلیل آن منطقی است. چراکه در بین شاغلین نزدیک به ۶۳.۷ درصد حداقل‌بگیر هستند. در حال حاضر که تعداد کارگران قرارداد موقت غالب شده است و فراوانی آنها نیروی کار نیروی غیرمتخصص در بازار کار زیاد است، باید کف مزد تقویت شود.رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری با اشاره به وضعیت بازنشستگان تامین اجتماعی گفت: نکته دیگر توجه نمایندگان کارگری به بازنشستگان کارگری است. این مسئله از نگاه نمایندگان کارگری مغفول نمانده؛ چراکه هر فعل وانفعالی در مزد مبنا بر ماده ۱۱۱ قانون تامین اجتماعی تاثیرگذار است و مزد مبنا اهمیت ویژه‌ای برای حداقل‌بگیران بازنشسته کارگری دارد.او ادامه داد: متاسفانه در بین بازنشستگان حدود ۵۷ درصد کف‌ مستمری را می‌گیرند. این است که نمایندگان کارگر هر دو موضوع را با هم رصد کرده‌اند و تاکید کرده‌اند که هرگونه تغییری در مزد نه در حق مسکن کارگران بلکه باید در مزد مبنا باشد.

صادقی خاطرنشان کرد: به این ترتیب هم حداقل‌بگیران شاغل تا حدودی منتفع می‌شوند و هم کف‌بگیران بازنشسته از این تصمیم منتفع می‌شوند. بنابراین به عقیده من پافشاری بر ارتقای مزد مبنا از سوی نمایندگان کارگری شورایعالی کار پافشاری درستی است. این است که آنها بر دو وجه موضوع یعنی دریافتی‌های قانونی و مزد مبنا تاکید می‌کنند. شورایعالی کار باید به وظیفه قانونی خود عمل کند.وی تصریح کرد: حق‌السعی کارگران به اعتبار قرارداد کاری بین کارگر و کارفرما، شامل کمک عائله‌مندی، حق مسکن، ایاب و ذهاب و مزایای غیرنقدی و تقسیم سود عادلانه شرکت است که در تصمیم‌گیری باید مورد توجه قرار بگیرد.

تعاونی‌ها در ایران هیچ‌گاه قوی نبوده‌اند

صادقی در بخش دیگری از صحبت‌هایش درباره مسکن کارگری و اقدامات دولت درباره تقویت این حوزه گفت: متاسفانه ما بعد از انقلاب در بحث مسکن کارگری خیلی عملکرد مثبتی نداشته‌ایم. به طور کلی ما در حوزه تعاون ناکارآمد بوده‌ایم.او تصریح کرد: کشور توفیق چندانی در تقویت اقتصاد تعاون محور نداشته است. تعاون در حوزه مسکن، مصرف و سرمایه‌گذاری به عنوان ضلع سوم اصل ۴۳ قانون اساسی اگر مورد توجه قرار می‌گرفت، اکنون اقتصاد پویایی داشتیم. بنابراین باید حوزه تعاون را تقویت می کردیم.معاون دبیرکل خانه کارگر با اشاره به اینکه کم سهم‌ترین حوزه در ساختار اقتصاد ایران حوزه تعاون است، گفت: حوزه تعاون در کشور ما کمترین توسعه را در چهل سال گذشته داشته است. البته اوایل انقلاب رشد بهتری داشته است.وی با بیان اینکه کم کم نگرش‌ها به سمت خصوصی‌سازی رفت، گفت: خصوصی‌سازی تبدیل به رانت شد. اگر کشور ما به مدیریت مبتنی بر علم و توانمندی‌های علمی روز و متدهای کشورهای هم سطح خودمان با توسل به اقتصاد تعاون محور دست یافته بود، شاید امروز حوزه تعاون مغفول نمی‌ماند.او ادامه داد: اگر حوزه تعاون را پررنگ می‌دیدیم؛ تزریق منابع می‌کردیم؛ مشارکت مردم را بیشتر می‌کردیم، اقتصاد ما توده‌محور بود.رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری با بیان اینکه ما تعاونی‌های تولیدی را کلا تعطیل کرده‌ایم، گفت: ما تعاونی‌های توزیع را تقریباً تعطیل کرده‌ایم. مسکن هم به آن صورت تعاونی نیست. به هر حال باید اقتصاد تعاونی را بیشتر جدی بگیریم.

[ad_2]

Source link

یکی از رازهای جدول تناوبی حل شد

[ad_1]

به گزارش ایسنا، محققان دانشگاه “بایروت”(Bayreuth) آلمان نوعی نیتروژن ایجاد کرده‌اند که تاکنون هرگز دیده نشده بود. این ماده جدید با نام “نیتروژن سیاه”، بلورین یا کریستالی است و به شکل ورق‌های دو بعدی شکل می‌گیرد و ممکن است روزی برای الکترونیک پیشرفته مفید باشد.به طرز عجیبی، این ایده که نیتروژن سیاه وجود ندارد، مدت‌ها است که یک راز تلقی می‌شود. جدول تناوبی در دوره‌های تکراری مرتب شده است که در آن، هر ستون از عناصری با خصوصیات مشابه تشکیل شده است. آنهایی که در قسمت بالایی قرار دارند، کمترین پروتون و کمترین وزن را دارند و هر چه پایین می‌آییم، عناصر، پروتون و وزن می‌گیرند.عناصر بالای یک ستون تحت فشار زیاد معمولاً ساختارهایی شبیه به عناصر پایینی گروه خود پیدا می‌کنند. این اشکال مختلف به عنوان آلوتروپ‌ها شناخته می‌شوند. به عنوان مثال، ازون یک آلوتروپ اکسیژن است، در حالی که گرافیت و الماس هر دو آلوتروپ‌های کربن هستند.اما نیتروژن یا ازت فقط یک آلوتروپ به نام “دینیتروژن” دارد و هیچ عنصر سنگین‌تری را در گروه خود ندارد. این موضوع همیشه کمی عجیب به نظر می‌رسید، اما اکنون یک مطالعه جدید یک آلوتروپ که قبلاً ناشناخته بود را پیدا کرده است که نشان می‌دهد نیتروژن همانطور که مدت‌ها است تصور می‌شود، از این قاعده مستثنا نیست.برای ایجاد این شکل جدید از نیتروژن، محققان نیتروژن را در معرض گرما و فشار شدید قرار دادند. این عنصر بین دو الماس با فشار ۱.۴ میلیون اتمسفر و بیش از ۴۰۰۰ درجه سانتیگراد گرما فشرده شد. نیتروژن در این شرایط سخت، ساختاری به خود گرفت که تاکنون دیده نشده بود، اما هنوز هم به نظر آشنا می‌رسید.

هنگامی که با استفاده از اشعه ایکس از آن عکس‌برداری شد، مشاهده شد که اتم‌های نیتروژن لایه‌های دو بعدی بلوری را تشکیل می‌دهند که به صورت متقاطع در یک الگوی زیگزاگ قرار گرفته‌اند. به نظر می‌رسد این ماده مانند گرافن، رسانایی خوبی داشته باشد که می‌تواند آن را برای دستگاه‌های الکترونیکی آینده کاربردی کند.محققان به دلیل شباهت این ماده به فسفر سیاه -یک آلوتروپ فسفر- تصمیم گرفته‌اند تا این ماده جدید را “نیتروژن سیاه” بنامند.”دومینیک لانیل”، محقق اصلی این مطالعه می‌گوید: ما از نتیجه کار خود متعجب و متحیر شدیم، چرا که ناگهان با ساختار مشابهی با فسفر سیاه مواجه شدیم. آزمایش‌ها و محاسبات بعدی نیز این یافته را تأیید کرد. این بدان معنی است که در این مورد شکی نیست که نیتروژن در حقیقت یک عنصر استثنایی نیست و از همان قاعده طلایی جدول تناوبی که کربن و اکسیژن رعایت می‌کنند، پیروی می‌کند.به همان اندازه که “نیتروژن سیاه” می‌تواند برای صنعت الکترونیک مفید باشد، نباید انتظار داشت که به این زودی‌ها آن را در تلفن‌های هوشمند ببینیم. زیرا تولید آن نه تنها به دلیل شرایط خاص، دشوار است، بلکه این ماده ناپایدار است و با کاهش گرما و فشار به سرعت تجزیه می‌شود.”لانیل” می‌گوید: به دلیل این عدم ثبات، استفاده از آن در برنامه‌های کاربردی صنعتی در حال حاضر امکان‌پذیر نیست. با این وجود، نیتروژن یک عنصر بسیار جالب در تحقیقات مواد است. مطالعه ما به عنوان مثال نشان می‌دهد که فشار و دمای زیاد می‌توانند ساختار و خصوصیاتی از مواد ایجاد کنند که محققان قبلاً نمی‌دانستند وجود داشته است.

[ad_2]

Source link

هنری کویل دوباره سوپرمن می‌شود

[ad_1]

گروه فرهنگی: بازیگر بریتانیایی در حال مذاکره است تا بار دیگر در نقش سوپرمن ظاهر شود.

هنری کَویل هنوز لباس سوپرمن را کنار نگذاشته و در حال مذاکره است تا بار دیگر در نقش کلارک کنت در فیلمی جدید از دنیای دی‌سی کمیکز ظاهر شود.کمپانی برادران وارنر و خود کویل دیروز چهارشنبه درباره این خبر اظهار نظری نکردند.کویل هم در فیلم اصلی سوپرمن با عنوان «مرد پولادین» ساخته زاک سیندر در سال ۲۰۱۳ ظاهر شد و هم نقش این ابرقهرمان نمادین را در فیلم‌های «بتمن در برابر سوپرمن» در سال ۲۰۱۶ و «لیگ عدالت» در سال ۲۰۱۷ بازی کرد.جدیدترین فیلمی که این بازیگر بریتانیایی ۳۷ ساله بازیگر آن بوده «مأموریت غیرممکن-فال‌اوت» در سال ۲۰۱۸ است که در کنار تام کروز بازی کرد. وی به تازگی بازیگر «جادوگر» نتفلیکس هم بود.کویل چندی پیش گفته بود هنوز در نقش سوپرمن حرف‌های زیادی برای گفتن دارد و این نقش جای کار بسیاری دارد و وی آمادگی کامل دارد تا بار دیگر این کاراکتر جذاب را بر پرده نقره‌ای سینما زنده کند.«مرد پولادین» به کارگردانی زک اسنایدر و نویسندگی دیوید اس. گویر ساخته شد و به نوعی به عنوان راه‌اندازی دوباره مجموعه فیلم‌های سوپرمن به حساب می‌آید. در این فیلم هنری کویل در نقش سوپرمن، امی آدامز در نقش لوئیس لین، مایکل شانون در نقش ژنرال زاد، دایان لین در نقش مارتا کنت، کوین کاستنر در نقش جاناتان کنت، لارنس فیشبرن در نقش پری وایت و راسل کرو در نقش جور-ال ایفای نقش کردند.«کنت مونت کریستو»، «فنا ناپذیران»، «نور سرد روز»، «مردی از یو.ان. سی.ال.ای» از دیگر فیلم‌های کویل هستند.

[ad_2]

Source link