واکنش قوه ‌قضاییه به انتشار اخبار دادگاه طبری

[ad_1]

گروه سیاسی: روابط عمومی دادگستری تهران در مورد انتشار برخی اخبار در حاشیه دادگاه طبری گفت: اصحاب رسانه برای کمک به انجام متقن دادرسی‌ها، از انتشار اخبار غیرمستند در حاشیه پرونده‎ها بشدت پرهیز کنند.

روابط عمومی دادگستری تهران در مورد انتشار برخی اخبار در حاشیه دادگاه طبری اطلاعیه ای به شرح ذیل صادر کرد: به دنبال انتشار برخی اخبار در حاشیه دادگاه آقای اکبر طبری و همدستان با عنوان اتهامیِ مشارکت در تشکیل شبکه چند نفری در ارتشاء، به اطلاع می رساند که پیگیری این پرونده از ابتدا در قوه قضائیه و از سوی قضات پاکدست با دقت و بدون توجه به حواشی و فضاسازی ها در دستور کار قرار گرفت و در ادامه نیز رسیدگی قطعاً بر همین اساس خواهد بود. قوه قضائیه در برخورد با فساد در هر بخشی، خواه درون قوه یا هر نهاد و ارگان دیگر، هیچگونه کوتاهی نخواهد داشت و با عدالت و دقت تمام و البته بر مدار انصاف به بررسی این پرونده و پرونده هایی از این دست خواهد پرداخت. بنا براین انتشار اخبار و ادعاهای بدون استناد، مدرک و دلیل و صرفا بر اساس شنیده‎ها درباره این پرونده و پرونده‎های مشابه، مضرّ روند رسیدگی‎ عادلانه است و با ایجاد شائبه و خلق موضوعات انحرافی، به نفع مجرمان خواهد شد. دادگستری استان تهران ضمن تقدیر از حمایت گسترده مردمی در رویکرد ضدفساد قوه قضائیه، از اصحاب رسانه و فضای مجازی می‌خواهد برای کمک به انجام متقن دادرسی‌ها، از انتشار اخبار غیرمستند در حاشیه پرونده‎ها بشدت پرهیز شود. البته دستگاه قضایی از جایگاه مدعی‌العموم در مقابل اتهامات بی‌اساس و انتشار اخبار غیر واقعی و جعلی برخورد قانونی خواهد کرد. همچنین از افرادی که مدعی دسترسی به اسناد تکمیلی در خصوص پرونده‌های قضایی هستند دعوت می‌شود، مستندات خود را جهت بررسی در اختیار دستگاه قضایی قرار دهند.

[ad_2]

Source link

ششمین و آخرین جلسه دادگاه روح‌اله زم برگزار شد

[ad_1]

گروه سیاسی: ششمین و آخرین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده روح الله زم به ریاست قاضی صلواتی برگزار شد.
 
قاضی صلواتی در ابتدای جلسه دادگاه با گرامیداشت یاد و خاطره شهدا، امام خمینی (ره) و شهید سلیمانی عنوان کرد: در مورخ ۲۰ خرداد ۹۹ شروع ششمین جلسه محاکمه متهم پرونده، روح الله زم در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران با حضور مستشار وکیل مدافع و نماینده دادستان در اجرای ماده ۳۵۲ قانون آیین دادرسی کیفری به صورت علنی را اعلام می‌نمایم.  وی پس از تفهیم مفاد مواد ۳۵۴ و ۳۵۸ قانون آیین دادرسی کیفری از وکیل مدافع متهم زم خواست جهت تشریح دفاعیات در جایگاه قرار گیرد. وکیل مدافع زم ضمن قرارگیری در جایگاه گفت: ابتدا از ریاست محترم دادگاه و نماینده دادستان تشکر می‌کنم که در ۵ جلسه گذشته با آرامش اظهارات و دفاعیات موکل را گوش دادند و بنده به نوبه خود از محضر دادگاه تشکر می‌کنم. وی در ادامه گفت: در کیفرخواست اتهامات زیادی مطرح شده که ناچارم موارد اتهامی را یک به یک قرائت کنم. وکیل مدافع متهم زم در ادامه به تشریح عناوین اتهامی موکل خود پرداخت و ضمن قرائت موارد اتهامی مذکور گفت: این موارد کل اتهاماتی است که در کیفرخواست علیه موکل و در قالب نشر اکاذیب بیان شده که می‌توانست جمعا بیان شود. وی در ادامه با قرائت بخشی از کیفرخواست بیان کرد: در اتهاماتی که به موکل وارد شده لازم بود ماده قانونی مورد استناد به آن در همانجا که اتهام ذکر می‌شد، بیان شود تا خلط مبحث نشود.

وی گفت: قبل از دفاع در مورد اتهامات لازم به توضیح است که ما اعتقاد راسخ داریم قوانین جزایی و قانون آیین دادرسی کیفری جمهوری اسلامی ایران در مقابل با قوانین جزایی کشور‌های مدعی حقوق بشر بسیار افضل‌تر و انسانی‌تر است و حقوق انسان‌ها به بهترین شکل رعایت شده است. وی در رابطه با اتهام توهین به مقدسات توسط موکل خود عنوان کرد: این اتهام مبتنی بر واقعیت نبوده و مورد تایید موکل نیز نیست.

وی در ادامه در خصوص اتهام توهین به ماموران دولتی و تحریک مردم به اغتشاش اظهار داشت: موکل مسئولیت کار خود را پذیرفته و اعلام داشته که تحت تاثیر جو رسانه‌های خارج از کشور بوده است. وی ادامه داد: موکل از این بابت نیز اظهار تاسف و ندامت نموده و از این موضوع و آثار زیانباری که به نظام تحمیل شده بسیار پشیمان است. وی در مورد اتهام نشر اکاذیب با حمایت از تجزیه طلبان دفاعیاتی انجام داد. وی در ادامه در مورد موج آفرینی و حمایت از کمپین‌های ضد امنیتی توسط موکل خود گفت: اشتباهاتی صورت گرفته، اما موکل سوءنیتی نداشته است.



وی در مورد نشر اکاذیب عنوان کرد: موکل اشتباهات فوق الذکر را صادقانه پذیراست و دفاعی وجود ندارد. موکل از باب نشر اکاذیب مورد قبول وی است و دفاعی ندارد و در مورد نشر اکاذیب هر چند موکل اشتباهاتی داشته، اما هیچ سوءنیتی نداشته است. دریابیگی تصریح کرد: در پایان ضمن تشکر از ریاست دادگاه، استدعا دارم حکمی عادلانه و منصفانه صادر شود و امیدوارم نظام جمهوری اسلامی با رأفت و عطوفت حکمی عادلانه در خصوص موکلم صادر بفرماید. قاضی صلواتی از متهم زم خواست تا اخرین دفاعیات خود را در جایگاه بیان کند. متهم زم گفت: یکی از اتهامات من اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی و خارجی عنوان شده است. اما من قصدی در خصوص ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی و خارجی نداشتم. متهم زم در ادامه عنوان کرد: اگر کاری از دستم در رفت اظهار ندامت و پشیمانی می‌کنم. زم عنوان کرد: با یک لغزش عاقبت آدم به باد می‌رود. وی گفت: از آقای نصیر پور بازپرس پرونده که محترمانه برخورد کردند و قاضی صلواتی که سعه صدر نشان دادند سپاسگذاری می‌کنم و امیدوارم که حکم صادره حکمی باشد که مرا به سوی دیگری که مسیر درستی نیست پرتاب نکند. زم در ادامه لایحه دفاعی خود را تقدیم دادگاه کرد و قاضی صلواتی نیز ضمن اعلام ختم جلسه گفت: حکم دادگاه در مهلت قانونی صادر خواهد شد.

[ad_2]

Source link

قتل زن جوان تهرانی توسط شوهر بد دلش

[ad_1]

رسیدگی به این پرونده از ۲۴ اردیبهشت سال گذشته با اعلام مسئولان هتلی در شرق تهران مبنی بر وقوع قتل در یکی از اتاق‌های هتل آغاز شد. مأموران پس‌از حضور در صحنه و بررسی دوربین‌های مداربسته متوجه شدند که مقتول توسط همسرش به قتل رسیده است.متهم مرد جوانی به‌نام پدرام است که ۳ روز قبل از جنایت در یکی از اتاق‌های هتل ساکن شده بود و دو روز بعد نیز همسرش فرانک به او ملحق شده بود که دوربین‌های هتل نشان می‌داد پدرام ساعاتی بعد از حضور زن جوان، هتل را ترک کرده است و مدتی بعد هم جسد توسط نظافتچی هتل پیدا شده است.پس‌از تحقیقات مأموران در پی پدرام بودند که متهم به قتل روز جمعه ۱۷ خرداد خودش را به پلیس معرفی و به جرم خودش اعتراف کرد و گفت: ۳ سال قبل با فرانک ازدواج کردم و یک فرزند هم داریم. مدتی از زندگی مشترکمان گذشته بود که بین ما اختلاف پیش آمد و در نتیجه تصمیم گرفتیم به‌صورت توافقی از هم جدا زندگی کنیم.فرانک به همراه فرزندمان به تهران آمد و من در پردیس ساکن بودم تا اینکه بعد از حدود یکسال فرانک به من خبر داد که به‌صورت غیابی طلاق گرفته است. بارها از او خواستم تا حکم طلاق یا شناسنامه‌اش را به من نشان دهد تا مطمئن شوم که طلاق گرفته اما او هربار با بهانه‌ای طفره می‌رفت.

با اعترافات متهم به قتل، وی صبح دیروز در شعبه ۲ دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.در ابتدای این جلسه و پس از قرائت کیفرخواست، پدر فرانک از دادگاه برای دامادش درخواست قصاص کرد و در ادامه متهم در جایگاه قرار گرفت و گفت: همسرم به من خیانت کرده بود و من نتوانستم با این موضوع کنار بیایم. چند روز قبل از اینکه او را به قتل برسانم فرانک را در پارک همراه یک مرد دیدم که او وقتی من را دید به سرعت سوار خودروی همان مرد شد و از آنجا رفت.بعد از آن خیلی ناراحت و عصبی بودم تا اینکه چاقویی خریدم و با فرانک تماس گرفتم و به این بهانه که می‌خواهم به تو انگشتر طلا و ۳ میلیون تومان پول بدهم او را به هتل کشاندم و بعد هم با چاقو فرانک را کشتم و از آنجا فرار کردم و به خانه مادرم رفتم. عذاب وجدان اجازه نداد که بتوانم راحت زندگی کنم به همین خاطر خودم را معرفی کردم.وی در ادامه عنوان کرد: من چند سالی است که به هروئین معتاد هستم و همین مسأله باعث شد تا همسرم از من جدا شود.در این سال‌ها با سرایداری و کارگری زندگی می‌کردم و هر از چند گاهی هم بابت فرزندم به فرانک پول می‌دادم. اما چند ماه قبل از او خواستم که فرزندم را به من برگرداند حتی برای این کار درخواست هم دادم اما فرانک قبول نمی‌کرد و مدعی بود چون او در این چند سال فرزندمان را بزرگ کرده اجازه نمی‌دهد که او با من زندگی کند.در ادامه قاضی از او پرسید که آیا مطمئن هستی که همسرت با فرد دیگری در ارتباط بوده که متهم گفت: بله من خودم آنها را در پارک دیدم و پیامک‌های ما بین آنها هم در پرونده وجود دارد.

پس از آن قضات برای صدور حکم وارد شور شدند.

[ad_2]

Source link

مصطفی بادکوبه‌ای، به زندان منتقل شد

[ad_1]

گروه فرهنگی: مصطفی بادکوبه‌ای، شاعر و فعال ادبی منتقد که توسط دادگاه انقلاب به یک سال زندان محکوم شده بود،بازداشت و به زندان منتقل شد.

مصطفی بادکوبه‌ای

مصطفی بادکوبه‌ای

این شاعر و فعال ادبی منتقد که اوایل اریبهشت ماه با دریافت ابلاغیه‌ای به شعبه یک اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۳۳ تهران احضار شده بود در پی حضور در اجرای احکام دادسرا بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شد. مصطفی بادکوبه‌ای که تاکنون ۲۹ عنوان کتاب، از جمله «علل شکست ساسانیان از اعراب» و «زندگی‌نامه خیام»، را در زمینه‌های شعر، ادب، و تاریخ منتشر کرده است پیش از این توسط دادگاه انقلاب به اتهام اهانت به مقدسات به یک سال زندان محکوم شده بود که این حکم در دادگاه تجدیدنظر تهران عینا تایید شده است. بادکوبه‌ای پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، اشعار انتقادی بسیاری سرود. او در بهار سال ۱۳۹۰ بازداشت شد و تا مهر ماه ۱۳۹۲ را در زندان اوین سپری کرد.

 

[ad_2]

Source link

گزارش پنجمین جلسه محاکمه روح‌الله زم

[ad_1]

قاضی صلواتی در ابتدای جلسه دادگاه ضمن گرامیداشت یاد و خاطره امام خمینی (ره) و شهیدان به ویژه سردار شهید حاج قاسم سلیمانی عنوان کرد: مورخ ۱۳ خرداد سال ۹۹ پنجمین جلسه محاکمه متهم روح الله زم در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران با حضور مستشار، وکیل مدافع و نماینده دادستان در اجرای ماده ۳۵۲ قانون آیین دادرسی کیفری به صورت علنی اعلام می‌شود.
وی ضمن تفهیم مواد ۳۵۴ و ۳۵۸ قانون آیین دادرسی کیفری از زم خواست تا ضمن حضور در جایگاه به سوالات پاسخ دهد.
رئیس دادگاه خطاب به زم گفت: خانم هنگامه شهیدی با شما همکاری داشته و در ارتباط با این موارد محکوم شده و حکم وی نیز قطعی است، خانم شهیدی در چه مقطع زمانی با شما همکاری داشته و در چه زمینه‌هایی بوده است؟
زم بیان کرد: خانم شهیدی اخبار و مطالبی را ارسال می‌کرد.
قاضی گفت: به شما کمک فکری می‌داد؟
زم پاسخ داد: کمک فکری نمی‌داد؛ اما زیاد صحبت می‌کرد مثلا راجع به فردی صحبت کرده بود که خارج از ایران کارش را پیگیری می‌کرد و نام او شادی صدر بود که من ده بار با او تماس گرفتم.
*قاضی: اکثر خبر‌ها را او (هنگامه شهیدی) تایید می‌کرد و شما باید به نوعی از او اجازه می‌گرفتید
رئیس دادگاه عنوان کرد: اکثر خبر‌ها را او (هنگامه شهیدی) تایید می‌کرد و شما باید به نوعی از او اجازه می‌گرفتید.
زم پاسخ داد: نه این طور نبوده که من از او اجازه بگیرم، اما شخصیتی عصبانی داشت.
قاضی اظهار کرد: آیا از خانم هنگامه شهیدی برای آمد نیوز پولی قرض کردید؟
متهم پاسخ داد: یک بار از او پول گرفتم.
رییس دادگاه ضمن قرائت اظهارات هنگامه شهیدی در خصوص ارتباط وی با زم عنوان کرد: در اظهارات وی آمده است: «با زم از خرداد سال ۹۵ ارتباط داشتم و به من علاقه پیدا کرد و از من خواستگاری کرد. او از من خواست از کشور خارج شوم و این موضوع مربوط به زمانی بود که هدایت آقایی از من جدا شده بود. روح الله مرا در جریان خیلی از چیز‌ها قرار می‌داد و بعد از فوت تاجیک تنها شده بود و به من اعتماد داشت. من اگر می‌خواستم می‌توانستم روح الله زم را در چنگ خود بگیرم. او به من اعتماد دارد و هر خبری را که بگویم کار می‌کند. فرانسه به او اسلحه داد، من روح الله را ۹ ماه بالا و پایین کردم».
قاضی در ادامه با قرائت بخش دیگری از اظهارات هنگامه شهیدی گفت: خبر‌هایی که در آمدنیوز منتشر می‌شد را من ویرایش می‌کردم».
زم بیان کرد: من به او می‌گفتم تو چه جور روزنامه نگاری هستی که این طور خبر می‌نویسی. مطالبی که او می‌فرستاد را خودم ویرایش می‌کردم و این طور نبود که او ویرایش کند.
زم عنوان کرد: ما در بازداشت سوم با هم دعوا کردیم، سه چهار ماه قبل از بازداشت ارتباط من با او قطع شد.
رییس دادگاه در ادامه از زم پرسید: توانا محمدی را می‌شناسید؟ در چه زمینه‌ای با او همکاری داشته‌ای؟ اظهاراتی علیه شما دارد؟
متهم پاسخ داد: بله می‌شناسم.
قاضی از ماموران خواست توانا محمدی را به دادگاه بیاورند.
پس از حضور توانا محمدی در دادگاه قاضی صلواتی از او خواست خود را معرفی کند.
* اظهارات توانا محمدی مدیر فنی رسانه ضد انقلاب و معاند آمدنیوز: به دستور روح الله زم قرار بود برای زدن یک پایگاه سپاه به صورت پایلوت ۵۰۰ هزار دلار دریافت کنم
محمدی ضمن معرفی خود گفت: توانا محمدی هستم. متولد ۲ تیر ۷۴ و مدیر فنی رسانه ضد انقلاب و معاند آمدنیوز. با احتساب مدتی که حبس هستم حدود ۵ سال است که با روح الله زم و آمدنیوز در ارتباط بوده‌ام و همکاری‌های زیادی داشته‌ایم.
رئیس جلسه دادگاه از توانا محمدی خواست همکاری‌های خود با زم را شرح دهد.
محمدی در پاسخ گفت: از مهم‌ترین مسائل قضیه موشک بود. من راکت‌های کوچکی را برای درست کرده بودم.
روح الله زم به من پیشنهاد داد یک سری مکان‌های حساس کشور را بزنم.
وی ادامه داد: به دستور روح الله زم قرار بود برای زدن یک پایگاه سپاه به صورت پایلوت ۵۰۰ هزار دلار و پس از آن برای بقیه جا‌ها ۲ میلیون دلار دریافت کنم.
وی گفت: روح الله زم به من اعتماد کامل داشت و حتی عکس پاسپورت و گواهینامه خود را برای من ارسال می‌کرد. به حساب مالی روح الله دسترسی داشتم و آدرس پستی، قبض آب و برق و گاز را نیز داشتم.
وی ادامه داد: من به عنوان ادمین حفاظتی کنترل اینستاگرام آمدنیوز را داشتم و در صفحه شخصی او (زم) بودم و به من اعتماد کامل داشت.
قاضی از محمدی پرسید: این صحت دارد که آقای زم به شما پیشنهاد خارج شدن از ایران را داده بود؟
محمدی پاسخ داد: چندین بار از طریق او پیشنهاد خارج شدن از ایران مطرح شد که تحت حمایت او قرار گیرم، اما قبول نکردم.
قاضی از زم خواست تا در مورد موضوع ۴ هزار دلار توضیح دهد.
محمدی عنوان کرد: زمانی که حساب مالی آمد نیوز مسدود شد، ۴ هزار دلار از طریق شبکه کلمه تی وی، برای زم ارسال شد. زم به هر حسابی که پول می‌فرستاد مسدود می‌شد، اما من از طریقی توانستم این پول را برگردانم و از آن استفاده کنم.
رییس دادگاه خطاب به محمدی گفت: آیا این صحت دارد که آقای زم از شما پاسپورت آمریکایی می‌خواسته است؟
محمدی پاسخ داد: من یک دوست آمریکایی داشتم که با او در وب آشنا شده بودم. او می‌توانست پاسپورت آمریکایی و انگلیسی درست کند. روح الله زم از این طریق از من خواست برای او پاسپورت آمریکایی درست کنم.
رییس دادگاه عنوان کرد: آیا این صحت دارد که آقای زم از شما می‌خواست که صفحات اینستاگرام افرادی را که با آن‌ها مشکل دارد هک کنید؟
محمدی پاسخ داد: بله تایید می‌کنم. به طور مثال از من خواست صفحه امیر عباس فخرآور یا افراد دیگر را هک کنم.
قاضی صلواتی از محمدی پرسید شما توانایی ساخت موشک دارید؟
محمدی پاسخ داد: من توانایی ساخت موشکی که ردگیری نشود و بتوانم آن را جایی بزنم ندارم، قصد داشتم پول از او بگیرم و بعد بگویم بازداشت شدم که بیخیال من شود.
محمدی در پایان اظهارات خود گفت: خواسته روح الله زم ساخت پهپاد و موشک و زدن آن‌ها به مراکز حساس کشور بود.
رییس دادگاه خطاب به زم گفت: پیرامون اظهارات آقای توانا توضیحات خود را ارائه دهید.
زم گفت: به این فرد اعتماد کامل نداشتم و با او در تماس بودم، وقتی صفحه اول آمدنیوز در اینستاگرام با ۳۰۰ هزار عضو هک شد، او با ادمین تماس گرفت و گفت می‌توانم صفحه را برگردانم.
وی ادامه داد: از او پرسیدم که هستی؟ گفت: کرد هستم با جوانمردی موضوع را چک کردم، جوانمردی گفت قابل اعتماد است و با من کار می‌کند. من هم پسورد و رمز صفحه را به توانا دادم.
زم افزود: در سال ۹۵ یا اوایل ۹۶ بود که با توانا ارتباط داشتم این ارتباط ادامه داشت تا این که یک روز گفت من با یک جن ازدواج کردم، بعد عاشق دختر دیگری شدم و آن جن من را بیچاره کرد. با او چت می‌کردم و این چیز‌ها را می‌گفت.
وی گفت: توانا صفحه‌ای را در اینستاگرام که سابقه آن برای یک دختر جنجالی بود که به همه فحاشی می‌کرد برای ما بالا آورد. یک سال بعد متوجه شدیم که صفحه آمدنیوز صفحه فلان دختر بوده است. فلش بک که زدیم دیدیم توانا این صفحه را به ما داده است.
زم ادامه داد: در مورد قضیه موشک و پهباد باید بگویم این موضوع برای اوایل آشنایی و در سال ۹۵ و ۹۶ بود که توانا خودش را با آن‌ها معرفی می‌کرد. یک فیلم برایم فرستاد و گفت فلان چیز را درست کردم تا جا‌هایی را بزنم. به من گفت می‌خواهد پادگانی را که نام آن را به خاطر ندارم در محلشان بزند. گفتم پادگان می‌زنی، از کسی هم پولی می‌گیری پاسخ داد پولی نمی‌گیرم، اما اگر اسپانسر باشد می‌توانم بزنم، من سر این موضوع پرسیدم اگر فلان جا را بزنی چقدر می‌گیری؟
وی مدعی شد قبول دارم اسم آوردم، اما نیت این کار را نداشتم می‌خواستم او را محک بزنم و ببینم تا کجا می‌تواند پیش برود.
قاضی خطاب به متهم گفت: در پیامک‌هایی که رد و بدل شده تو به او گفته‌ای مراکز حساس را بزند و فلان قدر پول می‌دهید.
زم پاسخ داد: چنین نیتی نداشتم. می‌خواستم ببینم چه شخصیتی دارد به او اعتماد نداشتم.
قاضی گفت: به او اعتماد داشتی که رمزت را دادی.
وی در مورد کارت‌های بانکی و مدارک شناسایی و پاسپورت که در اختیار توانا قرار داده بود گفت: من به کار‌های فنی آشنایی ندارم آن مدارک را برای برگرداندن صفحه اینستاگرام دادم.
وی در ارتباط با بحث اصرارش بر خروج توانا از کشور گفت: من اصراری نداشتم از کشور خارج شود. توانا پراکسی کانالی در تلگرام بود که علی جوانمردی در تلگرام داشت، توانا به اسم آمدنیوز و جوانمردی پراکسی زد. یک ماهی طول کشید تا بفهمم پراکسی چیست، او برای نزدیک کردن خودش به آمدنیوز کلاهبرداری کرد. گفته بود جزء تیم آمدنیوز هستم و پراکسی زده‌ام. پول گرفت که به اسم خودش پراکسی بزند، اما این کار را نکرد و پول آن افراد را خورد و آن‌ها بر سر ما آوار شدند.
زم گفت: توافقی شد که برای ۴۰ تا ۵۰ پست تبلیغاتی فلان مبلغ بدهیم، توانا به من گفت پول را به او بدهم تا در حساب خارجی‌اش روی بیت کوین برایم سرمایه گذاری کند که کلاهبرداری کرد و ۴ هزار یورو از او طلبکارم.
قاضی صلواتی گفت: پول را از کجا آوردی، آن شبکه که تبلیغ کردی متصل به وهابیت است.
زم پاسخ داد: ما صرفا تبلیغات می‌کردیم.
زم در خصوص اظهارات توانا مبنی بر این که زم از او درخواست پاسپورت آمریکایی کرده بود گفت: توانا در همین آمد و رفتن‌ها یک برگ پاسپورت برای من فرستاد و گفت دستگاهی دارم که می‌توانم پاسپورت بزنم. برای خودم هم می‌زنم و می‌خواهم از کشور خارج شوم.
زم در خصوص هک صفحه اینستاگرام فخرآور گفت: توانا اصل را می‌گوید، اما جور دیگری می‌گوید فخر اور به من فحاشی میکرد، فخرآور تکلیفش مشخص است به همه فحاشی می‌کند، توانا این فحاشی‌ها را برای من می‌فرستاد و پیشنهاد می‌داد صفحه آن‌ها را هک کند و من می‌گفتم اگر می‌توانی این کار را بکن.
قاضی گفت: پیامک‌های رد و بدل شده در مورد موشک‌ها موجود است تصویر آن را نشان دهید.
نماینده دادستان تصویر متن پیامک‌ها را روی صفحه‌ای نشان داد و گفت: موشکی که در چت‌ها موجود است موشک جنگی به حساب می‌آید.
نماینده دادستان گفت: شما در چتتان گفته‌اید «خوب است برای امتحان».
زم گفت: به فرض به او گفته‌ام فلان مرکز حساس را هم می‌توانی بزنی، اما مگر زد؟!
نماینده دادستان خطاب به زم ادامه داد: شما شماره تلفن سردسته گروه ری استارت را برای او فرستادید، این کار به چه منظور بود؟
زم پاسخ داد: مسخره بازی درآوردم.
نماینده دادستان گفت: یعنی برای خنده شماره حسینی را فرستادید؟
زم پاسخ داد: احتمالاً خودش می‌خواست با حسینی در تماس باشد.
نماینده دادستان گفت: در مورد همکاری با اداره امنیت ملی آمریکا توضیح دهید.
زم پاسخ داد: در سه چهار سال اخیر چندین جا از جمله عربستان و امارات مشخصاً درخواست ملاقات با من را داشتند توسط واسطه‌ای گفتند ماهی ۲۰ هزار یورو حقوق می‌دهند و همه سخت افزار‌های مربوط به آمدنیوز و همه امکانات را در اختیارم قرار می‌دهند، ولی در مورد صحبت با اداره امنیت ملی آمریکا در خارج از کشور همه ارتباط دارند پلیس فرانسه نیز به من گفت جا‌هایی که با آن‌ها ارتباط داری را به ما اطلاع بده و ما را در جریان قرار بده.
وی ادامه داد: زمانی که تهدیدات علیه من زیاد شده بود دوستی در آمریکا داشتم که به من گفت اگر به آمریکا بیایی دیگر در خطر نیستی. گفت: من افراد مختلفی را به آمریکا آوردم که هر کدام اسم و رسمی دارند. یک دفتر مهاجرتی را به من معرفی کرد که با آن دفتر به نتیجه نرسیدم پس از آن دوستم به من گفت که یک دوستی در اداره امنیت ملی آمریکا دارد که یک وکیل ایرانی – آمریکایی است و می‌تواند تو را منتقل کند.
زم افزود: یک قرار با او در اسپانیا گذاشتم.
قاضی پرسید اسم آن فرد را به خاطر داری؟
زم گفت: نامش نیکولاس بود.
قاضی گفت: ولی شما اطلاعات را به او دادید.
زم گفت: سوء نیتی نداشتم، می‌توانستم با صدجا در ارتباط باشم، اما دنبالش نبودم. از انتخابات ۹۶ به بعد اشتباه کردم.
در این بخش از جلسه دادگاه نماینده دادستان خطاب به زم گفت: موضوع سلاحی که بین شما و آقای نیکولاس مطرح شد چه بود؟
زم پاسخ داد: او به من گفت آدمی را در کشور پیدا کرده و سایتی را به تو می‌دهم که به آن فرد معرفی کنی تا اگر سلاح و یا چیزی خواستند از این شرکتی که مال رفیق ماست خریداری کنند.
نماینده دادستان مطرح کرد در خصوص مایک مرادی توضیح دهید.
زم گفت: ایمیلی را به من داد و گفت اگر کسی خواست صحبت کند بگو که با مایک مرادی صحبت کنند.
نماینده دادستان عنوان کرد: شما مایک را به نیکولاس وصل کردید؟
زم گفت: گفتم صاحب شرکت کیست؟ گفت مایک مرادی به نام صاحب شرکت ایمیل دهند.
نماینده دادستان گفت: شما دائماً بیان می‌کنید که کار شما خبری بوده، اما این مسائل خبری نیست.
قاضی عنوان کرد: کار موشکی و راکتی و دیدار با افسر اطلاعاتی، کار رسانه و خبر نیست.
زم گفت: پس از این که این موضوع را فهمیدم کات کردم. برای شکل گیری هر رابطه‌ای دو سه ماه فرصت لازم است.
رئیس دادگاه گفت: این کار‌ها کار رسانه‌ای نبوده است.
زم گفت: اگر ارتباطی بوده این ارتباط در کشوری که بودم انجا خلاف قانون نبوده است.
قاضی گفت: شما یک ایرانی نبودید؟
زم پاسخ داد: ده سال خارج از کشور بودم و بر اساس قوانین آن کشور جرمی نداشتم.
نماینده دادستان نیز اظهار کرد: قانون اجازه به کشور متبوع می‌دهد که اگر بزهکار تبعه کشور باشد در هر جای دنیا جرم کرده باشد او را به کشور بازگرداند و محاکمه کند، ارتباط با افسر ان اس‌ای و مایک مرادی مامور سرویس جاسوسی جرم است.
زم گفت: من جرمی مرتکب نشده‌ام.
نماینده دادستان در واکنش به اظهارات زم گفت: در خصوص آموزش ساخت سلاح و ارتکاب اعمال مجرمانه در آمدنیوز توضیح دهید.
زم گفت: در جلسه دوم توضیح دادم. البته قطعاً اشتباهاتی شده و نمی‌خواهم بگویم که اشتباهاتی نشده است.
زم عنوان کرد: ما ۴، ۵ نفر بودیم و در هر مقطع یکی از ما کاری انجام داد من این اخیراً مسئولیت داشتم و در زمانی نیک نام و سرابی مسئول بودند.
نماینده دادستان خطاب به متهم گفت: در خصوص مکان و زمان ملاقات‌ها با افسر‌های جاسوسی و همچنین در مورد تحویل پول توضیح بدهید.
زم پاسخ داد: کلاً در یکی دو جا بود، یک بار در بارسلونا بود و یک بار در آمستردام پایتخت هلند.
نماینده دادستان اظهار کرد: شما در اقرار‌های خود به آلمان نیز اشاره کرده بودید.
زم گفت: قبلاً گفته بودم که اشتباه است. یکی دو بار هم به ترکیه رفتم. ترکیه‌ای‌ها سیستم فاسدی دارند و در آن سازمان چند دسته وجود دارد.
زم در ادامه گفت: به قطعیت رسیده بودم که این‌ها نون دونی باز کرده بودند به این صورت که از یک سایت حمایت مالی می‌کردند که ماهی ۲ هزار یورو می‌دادند و از طرفی احساسم این بود که ماهی ۲۰ هزار یورو می‌برند و خیلی بیشتر برای خودشان سود مادی داشت.
نماینده دادستان در این بخش از جلسه دادگاه عنوان کرد: در کانال آمدنیوز یک سری آموزش‌های ساخت سلاح و اقدامات خشن ارائه می‌شد که نمونه‌هایی از آن را در دادگاه پخش می‌کنیم.پس از پخش فیلم آموزش سرنگونی موتور سواران زم گفت: این مربوط به قبل از فیلتر تلگرام است و من تازه این فیلم را دیدم.
در ادامه پس از پخش فیلم آموزش ساخت اسپری فلفل نماینده دادستان عنوان کرد: کانالی که دایه کار خبری دارد نباید آموزش ساخت سلاح بدهد.
در ادامه فیلم آموزش ساخت کوکتل مولوتف که در کانال آمدنیوز منتشر شده بود در دادگاه نشان داده شد.
نماینده دادستان از زم پرسید: نقش شما در اغتشاشات ۹۶ و در کانال آمدنیوز چه بود؟
زم پس از این که نفس عمیقی کشید گفت: شاید باید بیشتر نظارت می‌کردم من مسئولیتی نداشتم.
نماینده دادستان از زم خواست تا در خصوص راه اندازی کازینو توضیح دهد.
متهم گفت: رد پول باید گم می‌شد و با توجه به معاملات مواد مخدر و اقدامات تروریستی باید رد آن گم می‌شد.
وی تصریح کرد: در فرانسه نگه داری ۵۰ هزار یورو آن هم به صورت نقد در خانه جرم است و پلیس می‌تواند وارد عمل شود، به همین دلیل باید این پول را در کازینو بچرخانی تا رد آن گم شود.
نماینده دادستان در واکنش به دفاعیات زم گفت: به این کار از نظر حقوقی پول شویی می‌گویند.
در ادامه قسمتی از چت زم با ساغر کسرایی در دادگاه نشان داده شد و نماینده دادستان ضمن قرائت محتوای این چت بیان کرد: در این متن آمده است که ساغر جان سلام به حمایت مالی بسیار نیاز داریم. تظاهراتی را که راه می‌اندازیم نیرو نداریم که کمک کنیم لطفا لابی کنید.
وی ادامه داد: از کسی که در وزارت امور خارجه آمریکا کار می‌کند درخواست پول در اوج تحریم‌ها می‌کنید چه توضیحی دارید؟
زم گفت: ساغر کسرایی گفت پول می‌گیریم من نیز گفتم بگیرید.
نماینده دادستان گفت: شما در جلسه قبل گفتید ساغر کسرایی منشی بوده در صورتی که یک ایرانی آمریکایی است که در کنگره کار می‌کند و در معرفی خود به شما گفته است برای براندازی نظام در ایران فعالیت می‌کند. زم در پاسخ به او نوشت من آماده‌ام به شرطی که ساپورت مالی وجود داشته باشد.
زم گفت: این مربوط به مقطعی بود که به براندازی اعتقاد داشتم، اما زمانی که جریانات خارج از کشور را دیدم عقب کشیدم.
در این هنگام قاضی صلواتی ختم جلسه را اعلام کرد و گفت: جلسه بعدی متعاقبا اعلام می‌شود و در آن جلسه دفاعیات وکیل و آخرین دفاع از متهم اخذ خواهد شد.

گزارش تصویری دادگاه رسیدگی به اتهامات روح الله زم 

تصاویر؛ حاشیه‌های متفاوتِ دادگاه روح‌الله زم

تصاویر؛ حاشیه‌های متفاوتِ دادگاه روح‌الله زم

تصاویر؛ حاشیه‌های متفاوتِ دادگاه روح‌الله زم

تصاویر؛ حاشیه‌های متفاوتِ دادگاه روح‌الله زم

تصاویر؛ حاشیه‌های متفاوتِ دادگاه روح‌الله زم

تصاویر؛ حاشیه‌های متفاوتِ دادگاه روح‌الله زم

تصاویر؛ حاشیه‌های متفاوتِ دادگاه روح‌الله زم

تصاویر؛ حاشیه‌های متفاوتِ دادگاه روح‌الله زم

تصاویر؛ حاشیه‌های متفاوتِ دادگاه روح‌الله زم

تصاویر؛ حاشیه‌های متفاوتِ دادگاه روح‌الله زم

تصاویر؛ حاشیه‌های متفاوتِ دادگاه روح‌الله زم

تصاویر؛ حاشیه‌های متفاوتِ دادگاه روح‌الله زم

تصاویر؛ حاشیه‌های متفاوتِ دادگاه روح‌الله زم

تصاویر؛ حاشیه‌های متفاوتِ دادگاه روح‌الله زم

 

[ad_2]

Source link

ماجرای فروش خانه دکتر مصدق با اسناد جعلی

[ad_1]

گروه حوادث: مرد کلاهبردار که با جعل سند خانه‌های گران قیمت و خالی را در تهران و شهرستان‌ها تصاحب می‌کرد هنگام تخریب خانه سابق مصدق در نیاوران با شکایت مالک خانه دستگیر و صبح دیروز در شعبه ۱۰ دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.

رسیدگی به این پرونده از سال گذشته و با شکایت صاحب یک ویلای ۲ هزار متری در نزدیکی فرهنگسرای نیاوران آغاز شد. صاحب ملک در تشریح ماجرا گفت: من تاجر خاویار هستم و در ژاپن زندگی می‌کنم چند سال قبل این ویلا را که متعلق به مصدق بود از ورثه وی خریدم و وقتی به ایران می‌آمدم در آنجا ساکن می‌شدم. در ایامی هم که ژاپن بودم یک سرایدار افغانستانی داشتم که مراقب خانه‌ام بود. چندی قبل این سرایدار به من تلفن کرد و گفت عده‌ای در حال تخریب خانه هستند.سرایدارم گفت که چند نفر ناگهان وارد خانه شده‌اند و به بهانه اینکه وی معتاد است اورا به کمپ ترک اعتیاد برده‌اند و تا ثابت کند که معتاد نیست حدود ۱۰ روز وی را در کمپ نگه داشته بودند اما به محض برگشتن به خانه دریافته عده‌ای در حال تخریب ویلا هستند. پس‌از این تماس بلافاصله به ایران برگشتم و متوجه شدم مردی به‌نام علیرضا خانه مرا با سند جعلی خریده است.در ادامه وی احضار شد و ادعا کرد که ملک را به‌صورت کاملاً قانونی از فردی به‌نام نیما خریداری کرده است. مأموران به سراغ نیما رفتند و او در اظهاراتش گفت: من از خواهر صاحب ملک وکالتنامه‌ای دارم و او از من خواست تا ملک برادرش را بفروشم حتی من ۱۵۰ میلیون تومان هم به‌عنوان پیش پرداخت به خواهر مالک اصلی پرداختم. با این اظهارات مأموران به سراغ خواهر مالک رفتند و مشخص شد که در زمان صدور وکالتنامه وی اصلاً در ایران نبوده و مأموران متوجه شدند که نیما با جعل سند و وکالتنامه اقدام به کلاهبرداری کرده است. پس‌از آن سابقه نیما رصد و مشخص شد که او چند سال قبل نیز ملکی ۶هزار متری را در شمال کشور و ملکی یک هزار متری را در لواسانات به همین شیوه به فروش رسانده و سوابق متهم نشان داد که او با اهدافی سازمان یافته و برنامه‌ریزی شده به‌دنبال املاک ارزشمندی است که صاحبان آن علاوه بر متمول بودن در ایران زندگی نمی‌کردند. در بررسی‌های بیشتر معلوم شد که نیما چندی قبل نیز با جعل شناسنامه فردی دیگر دسته چک از بانک گرفته و بیش از ۲۰۰ میلیون تومان هم چک بی‌محل کشیده است.پرونده سنگین نیما صبح دیروز در شعبه ۱۰ دادگاه کیفری استان تهران با چند شاکی مورد بررسی قرار گرفت و در خصوص جرایم ارتکابی احتمالی بیشتر وی نیز تحقیقات در حال تکمیل است.

[ad_2]

Source link

قتل زن جوان، عاقبت کنجکاوی درباره ماساژ!

[ad_1]

گروه حوادث: کنجکاوی مرد میان‌سال برای آشنایی با ماساژ منجر به قتل زنی شد که او استخدام کرده بود. متهم دیروز برای محاکمه به جرم قتل عمد به دادگاه کیفری استان تهران منتقل شد.

این پرونده با پیداشدن جسد زنی جوان کنار کانال آب تشکیل شد. دو سال قبل مردی به مأموران فوریت‌های پلیسی گزارش داد که جسد زنی جوان کنار کانال آب رها شده است. بعد از اینکه مأموران جسد را کشف و تحقیقات خود را آغاز کردند متوجه شدند این جسد متعلق به زنی به نام کیاناست که در تهران تنها زندگی می‌کرد.با شناسایی خانواده کیانا و آغاز تحقیقات مشخص شد این زن کارمند یک شرکت خصوصی بوده و فقط تعطیلات در کنار خانواده‌اش بوده و در تهران تنها زندگی می‌کرده است.با ردیابی تماس‌های این زن مأموران متوجه شدند آخرین تماس او با مردی به نام سپند بوده است. به‌این‌ترتیب سپند شناسایی و بازداشت شد. او به قتل اعتراف کرد و با صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه ۲ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.متهم روز گذشته پای میز محاکمه رفت. در ابتدای جلسه، اولیای‌دم درخواست قصاص کردند و گفتند گذشت نمی‌کنند. سپس متهم در جایگاه قرار گرفت.او از اولیای‌دم عذرخواهی کرد و گفت: من کارمند بودم و قناری‌های نژاددار و خیلی گران‌قیمت هم نگهداری می‌کردم و می‌فروختم. در یک کانال تلگرامی عضو بودم که دارو‌های قناری را از آنجا خریداری می‌کردم. یک روز یک نفر آگهی ماساژ در آن کانال گذاشت و من با شماره‌ای که داده بودند از سر کنجکاوی تماس گرفتم. فقط می‌خواستم ببینم ماساژ چطور است. با زنی که شماره‌اش را داده بودند قرار گذاشتم. وقتی سوار ماشین شد، پشیمان شدم و ترسیدم کسی ما را ببیند. خواستم پیاده شود، اما قبول نکرد و جیغ‌وداد کرد. من هم با مشت او را زدم. قصد کشتن نداشتم. متهم یک‌بار دیگر تأکید کرد قصد قتل نداشته و درخواست بخشش کرد. با پایان جلسه دادگاه، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.

[ad_2]

Source link