بشار رسن: امیدوارم در پرسپولیس بمانم

[ad_1]

گروه ورزشی: بشار رسن بعد از بازگشت به ایران اظهار داشت: از بازگشت به ایران خوشحالم و مشکلی برای ورود به ایران نداشتم. من تا مرز با ماشین آمدم و بعد از آن سوار هواپیما شدم و به تهران آمدم.

وی در مورد اینکه برای فصل آینده در پرسپولیس می‌ماند یا نه گفت: هنوز که فصل تمام نشده است  و بعد از پایان فصل باید ببینم شرایط چگونه است. پولم را داده‌اند و مشکلی ندارم. بخاطر قرنطینه خسته شده بودم. قهرمانی پرسپولیس معلوم نیست و انشاالله هر بازی سه امتیاز می‌گیریم.وی در مورد اینکه اگر کرونا نبود دور روز پیش ایران و عراق در خرداد باهم باید بازی می‌کردند، گفت: بله می‌خواستند انتقام بگیرند. بازی با تیم ملی ایران در ورزشگاه آزادی خیلی سخت است و خدا را شکر کرونا است!رسن در واکنش به این سوال که در بازی رفت عراق شانش آورد، اظهار داشت: بازی رفت خوب بازی کردیم و ایران خوب نبود و ملی پوشان عراقی روحیه بهتر و قویتری داشتند. انشاالله دو تیم ملی ایران و عراق باهم صعود کنند.بازیکن تیم عراق در مورد شایعه پیشنهاد تیم قطری گفت: پیشنهاد دارم اما باید ببینیم چه می‌شود هر سال می‌گویم پیشنهاد دارم اما اگر قرارداد خوب ببندند دوست دارم در ایران بمانم. اقتصاد ایران  تحریم هست و انشاالله قهرمان می‌شویم و بعد با باشگاه جلسه می‌‌گذارم.بشار در مورد اینکه دلش برای کدام بازیکن پرسپولیس تنگ شده اظهار داشت: دلم برای همه تنگ شده است. 

[ad_2]

Source link

بازگشت محدودیت‌های کرونایی در سنندج

[ad_1]

گروه جامعه: معاون سیاسی امنیتی استاندار کردستان گفت: با توجه به افزایش آمار مبتلایان به کرونا در سنندج و جلوگیری از انتشار بیشتر محدودیت‌های جدید اعمال می‌شود.

به گزارش ایسنا، حسین خوش اقبال در جلسه ستاد مقابله با کرونای استان کردستان با اشاره به اینکه بر اساس گزارش‌های دانشگاه علوم پزشکی وضعیت سنندج در زمینه گسترش و ابتلا به کرونا بحرانی است، اظهار داشت: رستوران‌ها و غذاخوری‌ها تا ٧٢ ساعت آینده به صورت بیرون‌بر باید فعالیت کنند و با توجه به شرایط موجود دوباره تصمیم گیری می‌شود.معاون سیاسی استاندار کردستان بر تعطیلی مجدد تعدادی از اصناف سنندج از جمله آرایشگاه‌های مردانه و زنانه، باشگاه‌های ورزشی، آموزشگاه‌های خصوصی به مدت ٧٢ ساعت بر اساس مصوبه ستاد مقابله با کرونا خبر داد.خوش‌اقبال اولویت اصلی تمامی دستگاه‌های اجرایی و دولتی به ویژه شهرداری‌ها را سلامت مردم برشمرد و گفت: دستگاه‌های اجرایی و شهرداری‌ها در کنار وظایف سازمانی در زمینه آگاه‌سازی مردم و کمک به فاصله‌گذاری هوشمند اقدام نمایند و شهرداری سنندج در معابر پر تردد و پارک‌ها هشدار لازم برای حضور کمتر مردم را بدهد.وی افزود: شهرداری سنندج با همکاری دانشگاه علوم پزشکی و دیگر دستگاه‌ها نسبت به ساماندهی دست‌فروش‌ها در خیابان فردوسی سنندج جهت جلوگیری از تردد زیاد مردم در این مسیر اقدام نماید.معاون استاندار کردستان گفت: آموزش و پرورش در زمان برگزاری امتحانات نهایی تمامی پروتکل ‌های لازم بهداشتی و فاصله گذاری را رعایت کرده و در محل برگزاری امتحانات ماسک و مواد ضدعفونی در اختیار دانش‌آموزان و مراقبین قرار دهد.حسین خوش‌اقبال بر استفاده از ماسک توسط پرسنل ادارات در محل کار تاکید کرد و افزود: فروشگاه‌های بزرگ سطح استان موظف به در اختیار گذاشتن ماسک و مواد ضدعفونی به مراجعین هستند و سازمان صمت و اصناف بر این امر نظارت کند.وی از مردم استان درخواست کرد از تجمع‌ به بهانه‌ مراسم ختم و عروسی پرهیز کنند و تاکید کرد: دستگاه‌های متولی ضمن بازدید اماکن مختلف، با صاحبان تالارهای عروسی متخلف که اقدام به برگزاری مراسم کرده‌اند با جدیت برخورد کنند.معاون سیاسی و امنیتی استاندار کردستان در پایان از مردم استان خواست که مانند گذشته با تصمیمات ستاد مقابله با کرونا که در جهت حفظ سلامت و مبارزه با بیماری کرونا می‌باشد همکاری و همراهی لازم را داشته باشند.

[ad_2]

Source link

ناگفته های خاله رومینا از ماجرای قتل

[ad_1]

خانواده رعنا دشتی، مادر رومینا سعی کردند که پدر رومینا را آرام کنند. اما عکس‌هایی که در فضای مجازی منتشر شد دوباره آتش خشم پدر را شعله ور کرد و او را به سمت قتل پاره تنش سوق داد. خاله رومینا در گفتگویی برخی از ابعاد این پرونده را بررسی کرد.

خواهرتان چند سال با پدر رومینا زندگی کرد؟

۱۵ سال زندگی کردند.

خواهرتان چند سالش بود که با پدر رومینا ازدواج کرد؟

۱۹ ساله بود.

خواهرت و پدر رومینا از قبل همدیگر را نمی‌شناختند؟

نه.

پس خواستگاری شان سنتی بود؟

بله.

پدر رومینا برخورد تندی داشت؟

گاهی… اخلاقش تند بود.

پدر رومینا دست بزن داشت؟

یکی، دو بار…، اما اینطور نبود که مدام خانواده اش را بزند.

برای چه چیز‌هایی عصبانی می‌شد؟

کلا عصبانی بود. خواهرم کوتاه می‌آمد و حرف روی حرفش نمی‌زند.

پدر رومینا مواد مصرف می‌کرد؟

مواد مصرف نمی‌کرد. قبلا سیگاری بود. سیگار را کنار گذاشته بود و فقط قلیان می‌کشید.

درست است که گفتند لحظه‌ای که قتل را مرتکب شد مخدر مصرف کرده بود؟

از حالتش مردم این حدس را زدند.

مگر حالتش چطور بود؟

بچه (رومینا) را که آورد خانه دیگر آرام شده بود و گفت: «من دیگر کاری به کارش ندارم و هیچی نمی‌گویم… او را روی چشمانم نگه می‌دادم.»، اما قبلا گفته بود او را می‌کشم. پدر رومینا آرام شده بود، اما تا به خانه رسید برادرهایش گفتند پسره عکس گذاشته و آن را نشان می‌دهند.

عمو‌های رومینا گفتند که قتل را انجام بده؟

آن‌ها هم گفتند. وقتی دختر فرار کرده بود ما خشمش را آرام کردیم، اما داداش هایش می‌گفتند: بکش! بیار دخترت را بکش! او هم از روی عصبانیت یا چیز دیگر این کار را کرد.

مگر پسره خواستگار نبود؟

چرا. اما از پسره بد تعریف می‌کردند.

این که پسره قبلا یک نفر را فراری داده بود، حقیقت دارد؟

بله… حقیقت دارد.

آن دختر را می‌شناختید؟

در آستارا زندگی می‌کرد. او هم دید که این پسر مواد مصرف می‌کند. دختر دوست خواهرزاده من (دختر خاله رومینا) است گفته بود من هم عاشقش بودم. بهمن هم من را دوست داشت. دو سه سال با هم کشتیم دیدم شیشه می‌کشد. پارسال خانواده دختر به زور او را از پسر جدا کردند و چند بار مشاوره بردند. دختراشان را فرستادند تهران خانه خاله اش تا از او دل بکند. مدتی آنجا ماند تا از سرش افتاد.

رومینا این موضوع را نمی‌دانست؟

کسی نمی‌دانست این پسر خواستگار رومیناست. بعد از این که فرار کردند، همه متوجه شدند. رومینا خواستگار دیگری داشت همه فکر می‌کردند او رومینا را فراری داده است. با این عکس گذاشتن بهمن، بابای رومینا دیوانه شد.

چون بهمن بود بابای رومینا عصبانی شد یا هر کس دیگری بود عصبانی می‌شد؟

به خاطر این پسر. شاید اگر کس دیگری بود اینطور نمی‌شد.

پس بحث سنی و شیعه نبود؟

نه… اینجا آنطور نیست و با اهل تسنن قاطی هستیم.

پدر رومینا چرا دخترش را طرد نکرد؟

نادانی کرد. فرهنگشان پایین است و سنتی هستند.

خواهرتان کجا بود که این اتفاق افتاد؟

بعد پاسگاه آمدند خانه ما. اصرار کردیم: «بگذار دختر خانه ما بماند تو برو تا عصبانیتت بخوابد.» گفت: «نه. اگر اینجا بماند ممکن است باز هم بیایند و فراری اش بدهند. من خودم رومینا را ببرنم خوب نگهش می‌دارم.» رفتند، اما ما نگران بودیم بلایی سر دخترش بیاورد. یکی، دو ساعت نشده بود که خبر آمد که رومینا را کشته! خواهرم برای شستن دستمالی به حمام می‌رود. در حمام باز بوده، شوهرش در را روی او قفل می‌کند. خواهرم گفت همان موقع فهمیدم یه کاری می‌خواهد بکند. جیغ زدم و در را کوبیدم، اما فایده‌ای نداشت.

رومینا چیزی نگفته؟

خواب بوده.

با یک ضربه رومینا را کشته است؟

معلوم نیست. فقط سرش را بریده. بچه هیچ تکان هم نخورده است.

امکان دارد پدرش قبل آن چیزی داده که بیهوش شده باشد؟

احتمالش هست. من هم این را می‌گویم. وقتی او را سر می‌برد بالاخره دست و پا می‌زند.

پدرش گوسفند سر می‌برید؟

بله. اهش بود. گوسفند می‌خرید و قصابی می‌کرد. در فامیل بخواهیم سرببریم او را صدا می‌کردند. در قصابی وارد است.

می‌گویند وقتی آمد بیرون خیلی خوشحال بوده!

آن را ما ندیدیم. تا من رسیدم برده بودنش. فقط گفته غیرتم را ثابت کردم.

امیر محمد، برادر کوچک رومینا کجا بود؟

او هم پیش دختر خوابیده بوده و بیدار نشده است.

خواهرتان الان چه تصمیمی دارد؟

می‌گوید به هیچ وجه نمی‌خواهم با او زندگی کنم. شب خبر آمد که در زندان خودش را کشته است. ما همه گریه کردیم، اما خواهرم خوشحال شد و گفت چرا به خاطر او گریه می‌کنید؟ او قاتل بچه من است. اما بعد فهیدیم که دروغ بوده است.

عمو‌های رومینا چه می‌کنند؟

دنبال کار خودشان هستند.

قبل از این هم رومینا دوست پسر داشت؟

رومینا خواستگار داشت. خواستگار‌های خوبی هم داشت به خاطر این که سنش کم بود او را شوهر ندادند. دختر سنگینی و زیبایی بود، خواستگار داشت اینجا روستاست و وقتی دختر قد می‌اندازد خواستگار پیدا می‌شود. باباش با شوهر من هم مشورت کرده بود. کاش او را شوهر می‌دادند، اما پدرش گفته بود دخترم ۱۳-۱۴ ساله است.

[ad_2]

Source link