COVID خاطرات غذایی: یک مرغ خام و یک روز با هیچ برنامه ای

محتوای مقاله

خوب است جمعه و آخر هفته امتداد پیش رو با کمی در راه از برنامه اما برای یک تازه مرغ در یخچال, ما کوتاه جشن عید پاک.

من تا به حال یک رویا درست قبل از بیدار شدن از خواب صبح در که من در اتاق خبر و ناگهان وجود یک گرداب در اطراف من یک پنجره شکسته بود در طبقه پنجم و هوا چرخش با برف و بیت از کاغذ و چیزهایی که خاکستری و تهدید. من مخفی زیر میز من که در آن من تا به حال یک پتو برای برخی از دلیل و بنابراین من آن را کشیده و بر سر من و منتظر. بعد از کمی به من نگاه کنید که تقریبا همه در اتاق خبر فرار کرده بود و من با عجله به آنها پیوست کردن دریچه فرار است که تا به حال تحقق است.

بیدار شدن از خواب, رویای به نظر می رسید مملو از نمادگرایی اما واقعا این نبود که نمادین است. اتاق خبر است نابود. و هنوز ما راه اندازی اردوگاه در جای دیگر و دوباره سعی کنید.

بعد از فاجعه را به جای این sunny جمعه خوب بود که تلفن من را نابود کردند و لیستی از رمزهای عبور و تری و من (عمدتا تری) صرف بخشی بهتر از یک ساعت تلاش برای بازیابی آن. پس از آن بود که دوباره امن من تا به حال یک لحظه کوتاه از ترس و وحشت آشنا حساب. بعد از یک ساعت تلف شده است! اما در حال حاضر که COVID به مصرف برنامه های ما مانند یک گاو خوردن placidly از طریق یونجه هیچ چیز وجود دارد اما زمان. هیچ چیز. اما. زمان.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de